درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

تغییر روش در دستگیری مهاجرین غیر قانونی در ایران

این روز ها در ایران، ومخصوصا" در تهران اوضاع در کوچه وخیابان برای مهاجرین افغانی که به صورت غیر قانونی زندگی میکنند آرام وبدون سر صدا هست. اما اردوگاه عسکرآباد حکایت از چیزی دیگر میدهد.

شاهدان عینی که ازاردوگاه عسکر آباد دیدن کرده اند میگویند، این مقدار مهاجری غیر قانونی را هیچ وقت در اردوگاه عسکر آباد ندیده اند.
نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، در هفته های اخیر برای دستگیری واخراج این عده از مهاجرین که مدرک اقامت ندارد، تغییر روش داده اند. این تغییر به این صورت است که دیگر در کوچه وخیابان شاهد دستگیری مهاجرین افغانی نیستیم، بلکه مستقیم از محل های کار، واتاق های محل زندگی شان دستگیر نموده ودر اردوگاه ها منتقل میکنند.
نکته: کار بسیار ارزنده ی که در هفته های اخیرانجام میشود این است که نوجوانان زیر ۱۸ سال، وپیر مردان بالای ۶۰ سال را اخراج نمیکنند. قابل عرض است که این کار در اردوگاه عسکر آباد رعایت میشود، شاید در جا های دیگر چنین نباشد.

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

طرح آمایش (۵) ویژه مهاجرین افغانی در استان تهران آغاز شد

قابل توجه هموطنان مهاجر مقیم استان تهران وشهرستانهای تابعه
طرح آمایش(۵) از روشنبه۱۷/۱۱/۱۳۸۸ شروع میشود.
این طرح به مدت دوماه ادامه دارد.
وهموطنان مهاجر، دوماه فرصت دارند تا کارت های آمایش مرحله چهارم راتحویل داده وکارت های "لیموی" رنگ مرحله پنجم را دریافت کنند.
در این مرحله به جز هزینه کارتها، مصرف دیگری تعلق نمیگیرد.
هموطنان مقیم شهرستانهای ورامین وپاکدشت هرنفر با واریز کردن مبلغ۲۲۰۰ تومان به شماره حساب ۲۱۷۱۱۳۱۲۳۹۰۰۶ بنام خزانه کل
ومبلغ ۲۰۰۰ تومان به شماره حساب ۰۱۰۶۳۹۱۳۴۳۰۰۸ بنام شرکت "شتکا" واریز نموده واز فیش های پرداختی حتما" یک نسخه کپی تهیه نمایند.

محرم "راز" کیست؟!

دوستی ایرانی دارم که ۱۵ سال قبل در همین مکان همکار بودیم. او رفت سوی تحصیل علم ومن ماندم در اینجا. از آنجایکه در زمان همکاری اخلاق همدیگر را میپسندیدم روابط ما قطع نشد وهنوز هم ادامه دارد وگاه گداری که می آید ومخ مرا کار میگیرد، من هم از فرصت استفاده میکنم واز او سئوالاتی میپرسم. اودر یکی از دادگاه های خانواده مشغول است.

ایشان میگفت در دادگاه خانواده بیشترین پرونده های که به طلاق"منجر" نمیشود، وسالها هم مختومه نمیشود(البته نه همه آنها چون در صدی از آنها متاسفانه منجر به طلاق میشود) مربوط به اسرار نگفته مردان وزنان است که بعد از ازدواج هر آنچه(راز) نگفته در دل داشته به طرف مقابل گفته است.
بدون شک همه ما انسانها در طول زندگی راز های داریم که فقط خود ما وخدای ما از آن راز با خبر هستیم. این راز ها در هر مقع زمانی میتواند متفاوت باشد بستگی به محیط زندگی، تربیت وفرهنگ ما انسانها دارد.
به نظر شما چه کسی میتواند محرم راز باشد؟ پدر،مادر، برادر،خواهر، همسر، اولاد، دوست همسایه ووو.. .؟
در طول زندگی ما انسانها هر کدام از افراد بالا که نام بردم میتواند محرم راز باشد. وبعد از مدت آن راز یا فراموش میشود ویا به خاطر گذشت دیگران مثل پدر ومادر پنهان میماند وکسی از آن مطلع نمیشوند.ویا به خاطر دوری شما از از اشخاص مانند دوستان وهمکلاسی ها، خود به خود اهمیت آن از بین میرود.
اما در این میان ازدواج وانتخاب همسر وتشکیل خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است. چون ازدواج همانا وزندگی با همسر همانا. تا مرگ.
خوب با این حال شمای که سالها تجربه زندگی مشترک داری ودارای فرزند هم هستی، آیا تاکنون توانستی راز نگفته خود را با همسر تان در میان بگذاری؟ هیچ فرقی ندارد این راز میتواند در هرزمینه باشد. سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، مثبت ویا منفی.
ویا شما که تازه ازدواج کردی آیا قصد داری تمام راز هایت را با همسر تان در میان بگذاری؟
یا شما که هنوز ازدواج نکردی آیا میخواهی همه راز هایت را با همسرآینده ات بگویی؟
و سئوال آخر اینکه چه راز های را باید گفت وچه راز های را نباید گفت؟
منتظر پاسخ شما هستم:
چون که یا تجربه کردی، ویا در حال تجربه کردن هستی ویا در آینده با آن روبرو خواهی شد.ازدواج دیرو زود دارد ولی سوخت وســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوز ندارد.


پ.ن: خواشمند است از من نپرسید چگونه هستم.!!!

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

خانم جلسه ی

کسانیکه در ایران زندگی میکنند میدانند خانم جلسه ی کی هست وچه کاره هست. اما من محض اطلاع رسانی عرض میکنم که خانم جلسه ی همانند روحانی مرد هست که در جلسات زنانه خانم ها را ارشاد میکنند.
شاید در این مورد بعدا" مفصلا" نوشتم اما فعلا"... .
اصل این طور جلسات حالا خوب یابد نمیدانم، اما حاشیه های هم دارد.
در یکی از این جلسات خانم جلسه ی فرموده اند.


عقل مردان ۱۲۰۰ گرم وعقل زنان ۸۰۰ گرم هست

۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

آقایان سیب، خانم ها گلابی

این روز ها بیماری دیابت دربین مهاجرین افغانی مقیم ایران، به مقدار قابل توجه شایع شده است. زمانیکه دنبال علت دچار شدن مهاجرین به این بیماری دراینترنت گشتم، به چند مورد برخوردم.

عوامل ارثي، شرايط محيطي، مرض قند ثانويه، استرس ها
به عقیده من اگر هیچ کدام از علت های که باعث این بیماری میشوند، در دست ما نباشد ولی یک مورد آن در دست خود ما هست. 
ادامه مطلب را بخوانید:
-۱-
سفره پهن میشود. بشقاب ها چیده میشوند، سینی پر برنج درجه یک هندی ویا پاکستانی در میان سینی تکان تکان میخورد ودل مهمان را همراه باخود میلرزاند وبعد هم ران مرغ ویا خورش با گوشت گوساله ونوشابه زمزم وسالاد کاهو با سس مایونز وترشی برای باز شدن اشتها، وسکوت مطلق فقط صدای قاشق چنگال وبشقاب و شکم های که سر نمیشوند.
-۲-
خوابش نمیبرد! چون احساس میکند خیلی سنگین شده یک چیزی در سر دلش(معده) مانند سنگ مانده وتکان هم نمیخورد. احساس فشار در پشانی دارد. دست وپایش داغ شده دستی به روی شکمش میکشد سفت سفت است. خدایا! چه کار کنم؟ ای کاش کمتر میخوردم. همسرش خواب است ولی شدیدا" خور پف میکند. پری شکم از یک طرف وصدای خور وپف همسر از طرفی خواب را بر او حرام کرده. به طرف یخچال میرود ونوشابه را برمیدارد که بخورد، ناگهان چشمش به شیشه شربت معده (ضد اسید) می افتد وخوشحال دوقاشق غذارخوری سرمیکشد ومدت بعد با دو تا آروغ و خواب وخور پف... .
-۳-
باید بروند عروسی اما هرکدام از لباس ها یش را که میپوشد تنگ است. یکی آستینش تنگ شده وآن یکی شکمش بیرون میزند یکی دیگر یخنش بسته نمیشود وکمر شلوارش هم تنگه. با ناراحتی همسرش را صدا میزند ومیگوید: آخه من چکار کنم؟ این لباسها همش آب رفته وبرایم تنگ شده! صدای همسرش از اتاق دیگر به گوش میرسد ای بابا لباسهای من هم تنگ شده کت وشلوارم آب رفته حالا چه کار کنیم؟

کمی بعد جلوی آینه خانم به آقا میگه: میدونستی مدت است یک چیزی میخوام به تو بیگم. شدی مثل سیب. وآقا جواب میده راست میگی: شما هم شدی مثل گلابی.
-۵-
تمام بدنش عرق کرده. نفس نفس میزند. دهانش خشک شده خسته وکوفته خودش را رسانده به مغازه عکاسی. ولو میشود روی صندلی! خدایا! این دیگه چه مرضی بود؟ این دیگه چه گرفتاری بود؟ خدایا! مردم! نفسم بالا نمی آید ای خدا ! به حق چیز های ندیده . خدایا کمکم کن.
میپرسم: خدا بد نده همشهری! چه شده مشکلی پیش آمده مریض شدی؟ میگوید: وطندار نپرس دیابت گرفتم، دوتا عکس فوری بدی برای پرونده پزشکی ام.

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

پشتون + یهود =؟؟؟

تمام ادیان رسمی  دنیا قابل احترام هستند وفلسفه  پیدایش آنها هم تکامل یافتن موجودات بنام انسان است. 
اما زمانیکه پای مذهب به میان می آید مثئله کاملا" تغییرمیکند.
در افغانستان عزیز ما بعد ازقدرت، این "مذهب" است با عث بدبختی ملت ماشده است .   اکثر اختلافات دربین اقوام مختلف از مذهب سرچشمه میگیرد. در بین مذاهب هم گروه های تند رو وهم میانه رو وجود دارند. اما درحال حاضر تندرو ترین مذهب  وهابیت است. که مربوط به یک قشر از برادران سنی  ما میباشند.
در خبرها شنیدم ودیدم که وزارت خارجه‌ي اسرائيل تأييد نموده است كه آن كشور براي تثبيت هويت نژادي پشتون‌ها اقداماتي را روي دست گرفته است.
گفته شده گروه تحقيقاتي اسرائيل در حجمي هزاران ليتر خون براي بررسي نژادي پشتون‌ها و يهودي‌ها اخذ كرده اند تا صحت و سقم اين پيوند را روشن نمايند
.

 از آنجای که اسرائیل علاقه شدیدی به تصرف سرزمین های بشتر ، وپشتون ها علاقه شدیدی به  برادر خوانده گی دارند، من پشنهاد میکنم این خبر را جدی بگیرید وپشتون ها راز همین حالا از نژاد یهود بدانید.
اما من در این فکر هستم که زمانیکه به طور رسمی اعلام شود که پشتون ها از نژاد یهود هستند، افغانستان چه وضعیت پیدا خواهد کرد؟
 ایا پشتونها یهودی خواهند شد؟
ویا یهودی ها(مسلمان) پشتون  خواهند شد؟
ویا به عبارتی  پشتون هابه سرزمین یهود(فلسطین اشغالی) مهاجرت خواهند کرد؟
 ویا یهودی ها(اسرائیل) در افغانستان رخنه خواهند کرد؟
این موضوع را میتوان از دو منظر بررسی کرد:
1- یهودیت واسرائیل:
2- پشتون وافغانستان:


یهودیت واسرائیل: از نگاه عموم قوم یهود انسان های زیرک، باهوش ، فرصت طلب ، خشن وغیر قابل اعتماد هستند. ومنافع شان بر همه چیز اولویت دارد. نام یهود در نزد مسلمانان مساوی است با جاسوسی خیانت  وپول پرستی. چنانکه پیامبر ما مسلمان ها از جانب قوم یهود بیشترین اذیت وآزار ها را متحمل شده بودند.
اما اسرائیل که گچینی ازیهودیان جهان است ودر حال حاضر درنزد مسلمانان یکی از کشور های نفرت انگیزی میباشد. ونام آن مساوی است با کشتن وآواره کردن مسلمانان فلسطین.
این عده از یهودیان که حاکمان اسرائیل میباشند، دارای ثروت فراوان، تحصیلات عالیه، مغز های متفکر، زررادخانه های هسته ای وحمایت های کشور های غربی  ودر یک کلام صاحب همه چیز هستند. اما چیزی که آنها کم دارند زمین برای زندگی  است.
پشتون وافغانستان:  قوم پشتون انسان های ساده، بی سواد،  غیرتی، خشن وتا حدودی احمق هستند. که قومیت وزبان برای آنها در اولویت قراردارد.  هم اکنون عده ای زیادی از آنها را بنام طالب میشناسیم که بنا بر شرایط به وجود آمده در وضعیت شکننده ای قرار دارند. سران این گروه برای بقای خود وحفظ وانسجام زیر مجموعه ها دست به هرکاری میزنند تا زنده بمانند وادامه حیات بدهند. به همین علت دور از انتظار نخواهد بود اگر این گروه دست به دامان یهود(اسرائیل) بشود.
این قوم در افغانستان صد درصد مسلمان وسنی مذهب میباشند. وتند رو ترین گروه آنهادر افغانستان وهابیت است که در حال حاضر اکثریت عملیات خشونت آمیز(انتحاری) در افغانستان راسران همین مذهب هدایت میکند.
پشتون های افغانستان فقیر ترین، بی سواد ترین، خشن ترین عقب مانده ترین انسان های روی زمین هستند وساده ترین وسائل جنگی دار در اختیار دارند.
به عبارتی هیچ چیز  ندارند جزمقداری جاهلیت که آلت دست  این آن قرار میگیرد.
بنا براین اسرئیل بعد از ناکامی در فلسطین، به این نتیجه رسیده است که افغانستان فقیر ودر مانده، (وقسمت از وقوم طرد شده ای پشتون که طالب نامیده میشوند)بهترین گزینه برای برادر خوانده گی خواهد بود. وهم اکنون بی صبرانه منتظر است تا با بهانه آزمایشات  خونی  ووصل کردن قوم پشتون به قوم یهود، در بین اقوام وسران قبایل گرسنه(وطرد شده ای) افغانستان جای پای برای خود باز کنند.
وسران قبایل پشتون هم بعد از طرد شدن از سوی غرب وکشور های عربی،  ودر انزوا قرارگرفتن کامل از سوی تمام جهان وخالی بودن خزانه وگرسنه ماندن شکم،   کم کم به این نتیجه رسیده اند که باید دنبال یک حامی خوب ومطمئین باشند، وکی بهتر از اسرائیل.
ثروت زیاد، مغز های متفکر، وزیاده خواهی های اسرائیل،  فقر،بی سوادی، وانزوای پشتونهاهای (طالب)، دست در دست هم داده تا یک کشور جدید بنام" افغان یهود" تاسیس شود.
اما این کار به این آ سانی نخواهد بود، زیرا از همین حالا روشن فکران پشتون علنا"مخالفت خود را اعلام کرده وخود را از نژاد آریایی دانسته اند. اما نباید فراموش کرد که هم اکنون این سنت گرایان معصب ومتحجر هستند که در افغانستان حکمرانی میکنند، نه عده ای روشنفکر غرب نشین. از سوی دیگر همان طور که عرض کردم اسرائیل دربین کشور های اسلامی  جای ندارد وتمام مسلمانان از این کشور متنفر هستند.
وآنچه که اتفاق خوهد افتاد این خواهد بود که یک مذهب جدید در افغانستان، و بلکه درجهان متولد خواهد شد. آنوقت عده ای برای حمایت آن فتوا خواهد داد، وعده ای هم برای جهاد علیه آن، ونتیجه جنگ دوباره و بدبختی ملت افغانستان.

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

هزارها وکاسه گدایی(4)

بسیاری از کارشناسان روابط اجتماعی به نکته ظریفی اشاره میکنندومیگویند: (هرکاری که از روی مصلحت انجام شودبه مرور زمان تبدیل به وظیفه خواهد شد.)
بهتراست مثالی خدمت تان عرض کنم.
شخصی در مسیر منزل تا محل کارش، مردی گدایی میکرد. واو هر روز صبح مبلغ صد تومان به او میداد. این کار ماه ها طول کشید. یک روز آن شخص پول خورد همراهش نبود یک پنچاه تومانی به گدا داد. فردای آن روز دوباره مبلغ صد تومان داد. گدا بلافاصله صدازد آقای محترم! لطفا" پنجاه تومان دیگر هم بدهید.! مرد پرسید چرا؟ وگدا جواب داد برای اینکه دیروز پنچاه تومان کم دادی. آنمرد خواست از دادن پول امتناع کند. گدا گفت: اگر ندهی چنان داد وفریاد راه بیندازم که آبرویت پیش خلق الله برود. مرد پنجاه تومان داد ولی دیگر از آن مسیر عبور نکرد.
با خواند مثال بسیار ساده بالا به این نتیجه میرسیم که وضعیت ما هزاره ها بعد از ۸ سال برقراری حکومت دمکراتیک چیزی شبیه آن مرد گدا میباشد.
مدت ۸سال پشتون ها از روی مصلحت ودور اندیشی تعداد وزارت خانه وپست مثلا" "کلیدی" به هزاره داد. وبا دادن چنین پست های هزاره ها را گمراه کرد، وطوری وا نمود کرد که هزاره ها ره صد ساله یک شبه رفته اند.
برای بررسی واثبات این موضوع کمی به عقب برگردیم ونگاهی به گذشته داشته باشیم.
بعد از قرنها کشتار،تبعید، ظلم،ستم،تبعیض،در حق هزاره ها سر انجام در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، افغانستان دارای حکومت دموکراتیک شد. وقانونی را به تصویب رساند که حقوق تمام اقلیت ها در آن رعایت شده است. متعاقب آن ودولتی بر سر کار آمد که از همه اقوام در آن شرکت داشت وبه اصطلاح (ملی) بود. ومیتوان گفت امیدی را در دلهای نا امید ملت جنگ زده افغانستان باز گرداند.
دوره سه ساله اول دولت انتصابی(توسط کشور های خارجی) به ریاست جناب کرزی طوری آغاز شد که هر وزیری خودش دولت بود وهر جنگ سالاری صاحب حکومت. وزیران آندوره سفر های خارجی خود را از کشوری آغاز میکردند که وابسته به آن بود واز آنجا ساپورت میشد. جنگ سالاران هم در داخل کشور در مناطق خود حکومت میکردند . در این وضعیت رهبران هزاره، عده ای سرمست از دلار های کشور های خارجی و عده ای به عشق حکومت خود ساخته وناسیونالیسم قومی و نژادی، با دم خود گردو میشکستند وروزگار میگذارندند. این رهبران متاسفانه به همه چیز فکر میکردند جز یک استراتژی مشخص برای آینده ای نه چندان دور، آینده که هم اکنون با آن روبرو شده ایم.
سه سال به سرعت گذشت و قرار بود دموکراسی (حداقل در حد حرف وسخن) وجود داشته باشد.به همین علت وطبق قانون وتوافقات قبلی باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشد. دراین برهه از زمان رهبران هزاره به دو دسته تقسیم شدند. دسته اولی منافع خود را در کنار دولت انتصابی میدیدند. ودسته دومی هم به عشق قوم ونژاد خود، هوای ریاست جمهوری بر سر داشت.
در زمان تبلیغات دور اول ریاست جمهوری، هرجا جناب محقق ویا طرفداران او متینک تبلیغاتی برگزار میکردند وانگشت خودرا روی احساسات مردم میگذاشت وشعار های ناسیونالستی سرمیداد وفریاد میزد ای هزاره اگر به من رای دهید چنان میشود وچنین میکنم وفردای ان روز جناب خلیلی ویا طرفداران او پای میگذاشت روی خر خره مردم ومیگفت: ای هزاره هسیتم ونیستیم ما هستیم چون به دولت نزدیک هستیم وما از حقوق شما دفاع میکنیم، ما قدرت داریم، ما معاونت داریم، وما دلار داریم و... . بدین سان انتخابات دور اول تمام شد وجناب کرزی به ریاست جمهوری رسید.
... وپنج سال دیگر هم در حالی سپری گشت که تعداد از وزیران هزاره در دولت مشارکت داشتند وشحص جناب خلیلی هم به عنوان معاون دوم در دولت عضو بود. ودر پایان این پنج سال آن کی که به دسترخان دولت نزدیک بود هر روز فربه وفربه تر شد وآن یکی که از دسترخان دولت دور بود به این نتیجه رسید که سازش ودوستی ونرمی بهتر از داد فغان است. واین طوری بود که او هم پا روی اصول گذشته خود گذاشت وجذب دسترخان دولت شد ورفت پشت پرده تا زمانت نامه برای هزاره ها بگیرد.
ودر نتیجه اینکه در حکومت ۸ ساله دمکراتیک افغانستان ودر آغاز دور دوم حکومت قانونی در افغانستان فرصت ها از دست رفت و آنچه عاید ماه ملت هزاره هاشد یک سرک کاهگلی در بامیان بود. و چند سرپرست وزارت خانه نه چندان مهم.
وحال هم کار ما به جای رسیده که دنبال یک وزارت خانه کلیدی هستیم تا اگر فردا حقوق مارا نداد، کسی را داشته باشیم که به ته کاسه خالی ما بزند و دادا فریاد کند تا شاید سروری، اربابی، آقای، داروغه ای به نام سازمان ملل ویا حقوق بشر صدای مارا بشنود وحق مارا بستاند.
به راستی وضعیت ما هزاره ها مصداق همان گدای نیست که به خاطر ندادن آن پنجاه تومان میخواست داد فریاد راه بیندازد وآبروی آن شخص راببرد؟
آیا رای ندادن پشتون ها به وزیران هزاره همان مسیر عوض کردن نیست؟

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

مشکل تازه برای مهاجرین افغانی مقیم ایران

این روز ها در ایران از برقراری دولت الکترونیک سخن بسیار گفته میشود وتبلیغات فراوانی دررسانه های دیداری وشنیداری به سمع ونظر مردم میرسد.
از جمله این کارها پرداخت قبوض آب، برق، گاز،تلفن وموبایل میباشند.
مدت چند ماهی میشود که تقریبا" هیچ کدام از بانک ها دریافت این قبوض را قبول نمیکنند. وبه جای آن مردم یا باید به کافی نت ها مراجعه کنند ویا خودشان با مراجعه به بانک که حساب پس انداز دارند حساب رمز در یافت کنند واز داخل منزل خود با تلفن خانگی ویا همراه خود این قبوض را پرداخت کنند.
خوب تا این جای کار که خیلی عالی است میشود گفت واقعا" تکنولوژی مردم را راحت کرده است.
اما...
در اینجا یک اما وجود دارد وآنهم این است که این دولت الکترونیک وتکنولوژی روز برای مهاجرین افغانی مقیم ایران چگونه است.
شب قبل که به منزل مراجعه کردم همسر محترمه با قیافه جدی فرمودند: آقا جان وقت این قبض ها دارد میگذرد باید پرداخت شود وگرنه قطع میکنند.
من هم سگرمه هایم جمع شد. ودراین فکربودم که این بار چگونه باید این قبوض را پرداخت کنم، به کی باید رو بزنم ودرب مغازه کدام همسایه بروم، که خانم فرمودند: چیه آقاجان؟ پولش که زیاد نیست. ومن هم لبخندی زدم وگفتم: بلی حق با شما است.
صبح امروز اولین کاری که کردم این بود که به بانک که حساب دارم رفتم تارمز پرداخت بگیرم وحیال خودم را راحت کنم.
در بانک موردنظر از کارمند محترمه آن که یک خانم بود پرسیدم، که باید چگونه رمز پرداخت قبوض را دریافت کنم. وایشان هم خیلی محترمانه با کله اش معاون بانک را نشانم داد.
هنگام که در مقابل معاون محترم ایستادم ودرخواستم را مطرح کردم بنده خدا یک نگاهی از پائین به طرف بالا انداخت وروی صورت وچشمای بادامی ام زوم کرده فرمودند: فرم پر کردید؟ ومن هم گفتم نه خیر تازه آمدم. وایشان هم رفتند از داخل گاو صندوق بانک فرم مورد نظر آورد وگفت: این امکانات به شما تعلق نمیگیرد چون شما، شماره(کد) ملی ندارید.

وباز هم سرخ ها بیشتر است.

نگارش در تاريخ شنبه بیست و ششم دی 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)نتیجه نهایی رای اعتماد پارلمان به وزراء
نتیجه نهایی آراء وکلای مجلس پس از استماع سخنان این نامزد وزیران طی چهار روز، به شرح زیر می باشد:
1. داکتر زلمی رسول ،نامزد وزیر امورخارجه: 132 رای موافق، 82رای مخالف ، 4 رای باطل و 5 رای سفید
2. حبیب الله غالب،نامزد وزیر عدلیه:115 رای موافق، 99 رای مخالف ، 1رای باطل و 8 رای سفید
3. داکتر محمد هاشم عصمت اللهی، نامزد تحصیلات عالی: 100رای موافق، 108رای مخالف ، 2 رای باطل و 12 رای سفید
4. محمد یوسف نیازی ، نامزد وزیر حج و اوقاف: 132 رای موافق، 80رای مخالف ، 1 رای باطل و 10 رای سفید
5. پلوشه حسن ، نامزد وزیر امور زنان: 56 رای موافق، 150 رای مخالف ، 4 رای باطل و 15 رای سفید
6. داکتر ثریا دلیل ، نامزد وزیر صحت عامه: 86 رای موافق، 116 رای مخالف، 17 رای سفید و 3 رای باطل
7. عبدالهادی ارغندوال، نامزد وزیر اقتصاد: 120 رای موافق، 94 رای مخالف ، 2 رای باطل و 6 رای سفید
8. محمد ظاهر وحید ،نامزد وزیر تجارت و صنایع: 69 رای موافق، 127 رای مخالف ، 3 رای باطل و 12 رای سفید
9. آمنه افضلی ، نامزد وزیر کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین: 117 رای تایید، 1 رای باطل و 10سفید و 94 مخالف
10. اینجینیر عبدالرحیم اوراس ، نامزد وزیر ترانسپورت و هوانوردی: 87 رای موافق، 123 رای مخالف، 12 رای سفید و 1 رای باطل
11. اینجینیر محمد بشیر لعلی، نامزد وزیر فواید عامه: 78 رای موافق، 129 رای مخالف ، 1 رای باطل و 15 رای سفید
12. اینجینیر عبدالرحیم، نامزد وزیر عودت و مهاجرین: 82 رای موافق، 128 رای مخالف ، 0 رای باطل و 15 رای سفید
13. یارالله منصوری ،نامزد وزیر احیا و انکشاف دهات : 113 رای تایید، 1 رای باطل و 6 سفید و 102 مخالف
14. ارسلا جمال،نامزد وزیر سرحدات ، اقوام و قبایل: 94 رای موافق، 116 رای مخالف ، 3 رای باطل و 10 رای سفید
15. ضرار احمد مقبل ،نامزد وزیر مبارزه با مواد مخدر:161 رای تایید، 1 رای باطل و 4 سفید و 56 مخالف
16. سلطان حسین ، نامزد وزیر انکشاف شهری: 80 رای موافق، 128 رای مخالف، 12 رای سفید و 3 رای باطل
17. عبدالقدوس حمیدی،نامزد وزیر مخابرات و تکنالوژی: 105 رای موافق، 104 رای مخالف، 14 رای سفید و 0 رای
با این نتیجه در حال حاضر از مجموع 25 وزیر دولت جدید افغانستان، چهارده وزیر وزاتخانه های کلیدی تعیین شده اند و ده وزیر رد صلاحیت شده امروز به همراه وزیر آب و انرژی دوباره باید معرفی گردند.
چهارده وزیر تعیین شده دولت بدین شرح میباشد:
عبدالرحیم وردک وزیر دفاع ، محمدحنیف اتمر وزیر داخله، حضرت عمر زاخیل وال وزیر مالیه، فاروق وردک وزیر معارف، سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ، وحید الله شهرانی وزیر معادن و صنایع، محمد آصف رحیمی وزیر زراعت ، داکتر زلمی رسول وزیر امورخارجه، حبیب الله غالب وزیر عدلیه، محمد یوسف نیازی وزیر حج و اوقاف، عبدالهادی ارغندوال وزیر اقتصاد، ، آمنه افضلی وزیر کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین، یارالله منصوری وزیر احیا و انکشاف دهات و ضرار احمد مقبل وزیر مبارزه با مواد مخدر.
به این ترتیب باید منتظر ماند تا یازده وزیر باقیمانده نیز معرفی شوند، و کابینه جدید دولت کرزی تکمیل شود.
منبع: شبکه اطلاع رسانی افغانستان.

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

دختر خانم ها آقا پسرها شما، چگونه هستید؟!

مطلب که امروز تقدیم تان میکنم، شاید هنوز به آن فکر نکرده باشید، شاید هم دیده ویا شنیده باشید، شاید هم خودتان تجربه کرده باشید. اما پشنهاد میکنم تا آخر به دقت بخوانید واگر غیر ازاین باشد نصف عمرتان را از دست داده اید.!
دختر خانم ها آقا پسرها، از سن 17 سالگی به بعد به سه دسته تقسیم میشوند.
1- گروه اولی  بست مینشینند وبی خیال منتظر سرنوشت میمانند.
2- گروه دومی  فقط به ازدواج فکر میکنند واگر به جنس مخالف علاقه مند میشوند فقط برای ازدواج است.
3- گروه سوم  برای گذران وادامه زندگی دنبال یک دوست از جنس مخالف هستند"فقط برای دوستی"
خوب شما جز کدام گروه بودید، ویا هستید؟ منظورم شما که عمری تجربه دارید ویا شماکه در نیمه های عمر قرار دارید ویا شماکه جوان هستید. در کدام گروه قرار میگیرید؟ امیدوارم نگوئید هیچ کدام! اگر این طور هست بی زحمت به یک دکتر روان شناس مراجعه کنید. شما بیمار هستید.!
گروه اول: گروه اول را مانند خودشان میسپاریم به دست سرنوشت که هرچه دلش خواست بنوشت.
گروه دوم: گروه دوم جوانانی هستند که با دیدن جنس مخالف بیگداریاد زندگی مشترک وازدواج می افتد وبا نگاهی به طرف مقابل او را با خواست ها وآرزو های خود مقایسه میکنند وبخت بازنشده وکمبود های دست نیافته زندگی  خودرا در وجود جنس مخالف خود جستجو میکنند. واین گروه  سعی میکنند با جنس مخالف مورد نظر ارتباط برفرار کرده ،گفتگو کنند، نامه بدهند، عاشق شوند وعاشق بمانند.
گروه سوم: گروه سوم هم کسانی هستند که دنبال دوست وهمدم میگردند زیاد مهم نیست کی هست از کجا هست. تیری در تاریک رها میکنند! اگر به هدف خورد که خوب واگر نخورد هم که هیچ.
نکته: اصلا" به من مربوط نیست که کدام گروه بهتر است. قضاوت بی قضاوت.
و اما دختر خانم ها وآقا پسر ها چگونه رفتار میکنند؟
دختر خانم ها وآقا پسر ها هنگام رو برو شدن با جنس مخالف رفتار کاملا" متفاوت دارند. چطوری ؟ خوب این طوری.
یک آقا پسر درزمان روبرو شدن با یک دختر خانم اگر قصد فقط دوستی باشد(نه ازدواج) آنوقت دست پای خود را گم میکند،رنگش میپرد، ضربان قلبش به شدت افزایش می یابد،لکنت زبان پیدا میکند، دهنش هم خشک میشود. وسعی میکند جملات را اشتباه ادا نکند.
اما یک دختر خانم در چنین مواقعی آرام،خونسرد، با اعتماد به نفس کامل فقط نگاه میکند. وگاهی به علامت تعجب ویا تائید سری تکان میدهد.
اما  این قضیه اگر به قصد ازدواج باشد چه طوری است؟ خوب این طوری است.
در اینجا چون نیت ازدواج هست، مثئله کاملا" برعکس میشود. دختر خانم با قلب پر اضطراب، رنگ روی پریده، دهان خشک شده، مرتب اب دهن خودرا قورد میدهد تا خدای نکرده اشتباهی پیش نیاید. ودر طرف مقابل آقا پسر آرام وبا اعتماد به نفس به دختر خانم نگاه میکند.
خوب با این حال:

به نظر شما چرا این گونه هست؟


اگر دوست داشتی با نام مستعار نظر خودرا بگو.