درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

این خاک تن کیست؟

هرگز شده زین خاک بجوئی که تن کیست؟
وین گـــــرد غم آلود، غبار بدن کیــــــــــست؟
از زیرقدومت شـــــــــــــــــــــــــدی آگاه که آیا؟!
ماء وای که خواهد شــــــد ویا که وطن کیست؟
آن غنچهء خنـــــــــــــــــدان که نموده دهن باز !
لبهای پر ازخنـــــــــــــده! وشکر شکن کیست؟
آن خشت که ســـــــــــر بسرهم هست بهر کاخ
اعضای که می باشـــــــــــــــدویاخاک تن کیست؟
امروز که خاک دیگــــــــــــــــــــــــــران شد چمن ما
تا روز دیــــــــــــگر خـــــــــاک من وتوچمن کیست؟

((این شعر در کاغز پاره نوشته شده بود))

۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

شما در "خوشه"چند قرارداری؟

این روز ها بحث خوشه بندی اقتصادی خانوار های ایرانی داغ داغ است. وقتیکه دو دوستی به هم میرسند سئوال اولش این است: شما در خوشه چندم قرار داری؟ اگر علاقه دارید. خلاصه اطلاعات را اینجابخوانید اینجا

شاید بکوئید این مسائل چه ارتباطی من دارد. عرض میکنم:
به دودلیل این مطلب را تحریر نمودم.
دلیل اول اینکه این حقیر در این چند روز کار خدماتی برای ایرانی ها انجام میدهم ودر سایت مرکز آمار ایران خوشه بندی خانوار های ایرانی را به اطلاع آنها میرسانم.
دلیل دوم: به گفته وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران هم اکنون تعداد ۵/۳ میلیون مهاجر افغانی در ایران زندگی میکنند، که تعدا ۵/۲ میلیون آنها غیر قانونی ویک میلیون آنها به طور قانونی حضور دارند. اطلاعالت بیشتر را اینجا  بخوانید.
تعداد ۵/۳میلیون انسان گیریم که افغانی واکثر شان هم غیر قانونی باشند وبدون اجازه صاحب خانه هم حضور داشته باشد. نمیتواند با عث شود که آنهارا نادیده گرفته وهیچ نگفت وننوشت.
اگرچه طرح خوشه بندی اقتصادی و(حذف یارانه ها) هم اکنون آینده نامعلومی دارد ومسئولین ایرانی هم سخنان مناقض بیان میکنند. به هرحال دیر یازود این قانون اجرا خواهد شد. واولین کسانی که از این طرح متضرر میشوند وآسیب میینند، مهاجرین افغانی چه آنهای که قانونی هستند، چه آنهای که غیر قانونی هستند به یک اندازه آسیب میبینند چون این طرح شامل مهاجرین افغانی نمیشود.
اکثر مردم ایران با دیده تردید به این طرح نگاه میکنند و خوشبین نیستند وسئولات متعددی از ذهن آنها میگذرد که پاسخ قانع کنند ای برای آنها ندارند. به همین علت این طرح آثار منفی خود در بازار کار وکسپ وبازار مصرفی ایران گذاشته است. طوری که بازار کسپ کار هر روز کساد تر وقمت های مایحتاج مردم روز بروز گران وگرانتر میشود.
در حال حاضر آنچه که از همه موارد بیشتر توجه را جلب میکند قبوض برق وگاز است.
هم اکنون یک خانواده ۵ نفره مثلا" اگر ۱۰ هزار تومان برای قبض گاز پرداخت میکنند در صورت حذف یارانه های دولتی، این ملبغ به ۵۰ هزار تومان افزایش پیدا میکند. مصرف برق هم همین افزایش رادارد.
بنا بر این یک خانواده مهاجر افغانی(طبق اظهارات مسئولین این طرح) از اوایل سال آینده در هر ۴۵ روز فقط برای دوقلم یعنی قبض گاز وبرق باید ملبغ ۱۰۰ هزار تومان بیشتر از امسال بپردازند.

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

کار نامه

تغییر روش در دستگیری مهاجرین غیر قانونی در ایران

این روز ها در ایران، ومخصوصا" در تهران اوضاع در کوچه وخیابان برای مهاجرین افغانی که به صورت غیر قانونی زندگی میکنند آرام وبدون سر صدا هست. اما اردوگاه عسکرآباد حکایت از چیزی دیگر میدهد.

شاهدان عینی که ازاردوگاه عسکر آباد دیدن کرده اند میگویند، این مقدار مهاجری غیر قانونی را هیچ وقت در اردوگاه عسکر آباد ندیده اند.
نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، در هفته های اخیر برای دستگیری واخراج این عده از مهاجرین که مدرک اقامت ندارد، تغییر روش داده اند. این تغییر به این صورت است که دیگر در کوچه وخیابان شاهد دستگیری مهاجرین افغانی نیستیم، بلکه مستقیم از محل های کار، واتاق های محل زندگی شان دستگیر نموده ودر اردوگاه ها منتقل میکنند.
نکته: کار بسیار ارزنده ی که در هفته های اخیرانجام میشود این است که نوجوانان زیر ۱۸ سال، وپیر مردان بالای ۶۰ سال را اخراج نمیکنند. قابل عرض است که این کار در اردوگاه عسکر آباد رعایت میشود، شاید در جا های دیگر چنین نباشد.

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

طرح آمایش (۵) ویژه مهاجرین افغانی در استان تهران آغاز شد

قابل توجه هموطنان مهاجر مقیم استان تهران وشهرستانهای تابعه
طرح آمایش(۵) از روشنبه۱۷/۱۱/۱۳۸۸ شروع میشود.
این طرح به مدت دوماه ادامه دارد.
وهموطنان مهاجر، دوماه فرصت دارند تا کارت های آمایش مرحله چهارم راتحویل داده وکارت های "لیموی" رنگ مرحله پنجم را دریافت کنند.
در این مرحله به جز هزینه کارتها، مصرف دیگری تعلق نمیگیرد.
هموطنان مقیم شهرستانهای ورامین وپاکدشت هرنفر با واریز کردن مبلغ۲۲۰۰ تومان به شماره حساب ۲۱۷۱۱۳۱۲۳۹۰۰۶ بنام خزانه کل
ومبلغ ۲۰۰۰ تومان به شماره حساب ۰۱۰۶۳۹۱۳۴۳۰۰۸ بنام شرکت "شتکا" واریز نموده واز فیش های پرداختی حتما" یک نسخه کپی تهیه نمایند.

محرم "راز" کیست؟!

دوستی ایرانی دارم که ۱۵ سال قبل در همین مکان همکار بودیم. او رفت سوی تحصیل علم ومن ماندم در اینجا. از آنجایکه در زمان همکاری اخلاق همدیگر را میپسندیدم روابط ما قطع نشد وهنوز هم ادامه دارد وگاه گداری که می آید ومخ مرا کار میگیرد، من هم از فرصت استفاده میکنم واز او سئوالاتی میپرسم. اودر یکی از دادگاه های خانواده مشغول است.

ایشان میگفت در دادگاه خانواده بیشترین پرونده های که به طلاق"منجر" نمیشود، وسالها هم مختومه نمیشود(البته نه همه آنها چون در صدی از آنها متاسفانه منجر به طلاق میشود) مربوط به اسرار نگفته مردان وزنان است که بعد از ازدواج هر آنچه(راز) نگفته در دل داشته به طرف مقابل گفته است.
بدون شک همه ما انسانها در طول زندگی راز های داریم که فقط خود ما وخدای ما از آن راز با خبر هستیم. این راز ها در هر مقع زمانی میتواند متفاوت باشد بستگی به محیط زندگی، تربیت وفرهنگ ما انسانها دارد.
به نظر شما چه کسی میتواند محرم راز باشد؟ پدر،مادر، برادر،خواهر، همسر، اولاد، دوست همسایه ووو.. .؟
در طول زندگی ما انسانها هر کدام از افراد بالا که نام بردم میتواند محرم راز باشد. وبعد از مدت آن راز یا فراموش میشود ویا به خاطر گذشت دیگران مثل پدر ومادر پنهان میماند وکسی از آن مطلع نمیشوند.ویا به خاطر دوری شما از از اشخاص مانند دوستان وهمکلاسی ها، خود به خود اهمیت آن از بین میرود.
اما در این میان ازدواج وانتخاب همسر وتشکیل خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است. چون ازدواج همانا وزندگی با همسر همانا. تا مرگ.
خوب با این حال شمای که سالها تجربه زندگی مشترک داری ودارای فرزند هم هستی، آیا تاکنون توانستی راز نگفته خود را با همسر تان در میان بگذاری؟ هیچ فرقی ندارد این راز میتواند در هرزمینه باشد. سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، مثبت ویا منفی.
ویا شما که تازه ازدواج کردی آیا قصد داری تمام راز هایت را با همسر تان در میان بگذاری؟
یا شما که هنوز ازدواج نکردی آیا میخواهی همه راز هایت را با همسرآینده ات بگویی؟
و سئوال آخر اینکه چه راز های را باید گفت وچه راز های را نباید گفت؟
منتظر پاسخ شما هستم:
چون که یا تجربه کردی، ویا در حال تجربه کردن هستی ویا در آینده با آن روبرو خواهی شد.ازدواج دیرو زود دارد ولی سوخت وســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوز ندارد.


پ.ن: خواشمند است از من نپرسید چگونه هستم.!!!

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

خانم جلسه ی

کسانیکه در ایران زندگی میکنند میدانند خانم جلسه ی کی هست وچه کاره هست. اما من محض اطلاع رسانی عرض میکنم که خانم جلسه ی همانند روحانی مرد هست که در جلسات زنانه خانم ها را ارشاد میکنند.
شاید در این مورد بعدا" مفصلا" نوشتم اما فعلا"... .
اصل این طور جلسات حالا خوب یابد نمیدانم، اما حاشیه های هم دارد.
در یکی از این جلسات خانم جلسه ی فرموده اند.


عقل مردان ۱۲۰۰ گرم وعقل زنان ۸۰۰ گرم هست

۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

آقایان سیب، خانم ها گلابی

این روز ها بیماری دیابت دربین مهاجرین افغانی مقیم ایران، به مقدار قابل توجه شایع شده است. زمانیکه دنبال علت دچار شدن مهاجرین به این بیماری دراینترنت گشتم، به چند مورد برخوردم.

عوامل ارثي، شرايط محيطي، مرض قند ثانويه، استرس ها
به عقیده من اگر هیچ کدام از علت های که باعث این بیماری میشوند، در دست ما نباشد ولی یک مورد آن در دست خود ما هست. 
ادامه مطلب را بخوانید:
-۱-
سفره پهن میشود. بشقاب ها چیده میشوند، سینی پر برنج درجه یک هندی ویا پاکستانی در میان سینی تکان تکان میخورد ودل مهمان را همراه باخود میلرزاند وبعد هم ران مرغ ویا خورش با گوشت گوساله ونوشابه زمزم وسالاد کاهو با سس مایونز وترشی برای باز شدن اشتها، وسکوت مطلق فقط صدای قاشق چنگال وبشقاب و شکم های که سر نمیشوند.
-۲-
خوابش نمیبرد! چون احساس میکند خیلی سنگین شده یک چیزی در سر دلش(معده) مانند سنگ مانده وتکان هم نمیخورد. احساس فشار در پشانی دارد. دست وپایش داغ شده دستی به روی شکمش میکشد سفت سفت است. خدایا! چه کار کنم؟ ای کاش کمتر میخوردم. همسرش خواب است ولی شدیدا" خور پف میکند. پری شکم از یک طرف وصدای خور وپف همسر از طرفی خواب را بر او حرام کرده. به طرف یخچال میرود ونوشابه را برمیدارد که بخورد، ناگهان چشمش به شیشه شربت معده (ضد اسید) می افتد وخوشحال دوقاشق غذارخوری سرمیکشد ومدت بعد با دو تا آروغ و خواب وخور پف... .
-۳-
باید بروند عروسی اما هرکدام از لباس ها یش را که میپوشد تنگ است. یکی آستینش تنگ شده وآن یکی شکمش بیرون میزند یکی دیگر یخنش بسته نمیشود وکمر شلوارش هم تنگه. با ناراحتی همسرش را صدا میزند ومیگوید: آخه من چکار کنم؟ این لباسها همش آب رفته وبرایم تنگ شده! صدای همسرش از اتاق دیگر به گوش میرسد ای بابا لباسهای من هم تنگ شده کت وشلوارم آب رفته حالا چه کار کنیم؟

کمی بعد جلوی آینه خانم به آقا میگه: میدونستی مدت است یک چیزی میخوام به تو بیگم. شدی مثل سیب. وآقا جواب میده راست میگی: شما هم شدی مثل گلابی.
-۵-
تمام بدنش عرق کرده. نفس نفس میزند. دهانش خشک شده خسته وکوفته خودش را رسانده به مغازه عکاسی. ولو میشود روی صندلی! خدایا! این دیگه چه مرضی بود؟ این دیگه چه گرفتاری بود؟ خدایا! مردم! نفسم بالا نمی آید ای خدا ! به حق چیز های ندیده . خدایا کمکم کن.
میپرسم: خدا بد نده همشهری! چه شده مشکلی پیش آمده مریض شدی؟ میگوید: وطندار نپرس دیابت گرفتم، دوتا عکس فوری بدی برای پرونده پزشکی ام.

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

پشتون + یهود =؟؟؟

تمام ادیان رسمی  دنیا قابل احترام هستند وفلسفه  پیدایش آنها هم تکامل یافتن موجودات بنام انسان است. 
اما زمانیکه پای مذهب به میان می آید مثئله کاملا" تغییرمیکند.
در افغانستان عزیز ما بعد ازقدرت، این "مذهب" است با عث بدبختی ملت ماشده است .   اکثر اختلافات دربین اقوام مختلف از مذهب سرچشمه میگیرد. در بین مذاهب هم گروه های تند رو وهم میانه رو وجود دارند. اما درحال حاضر تندرو ترین مذهب  وهابیت است. که مربوط به یک قشر از برادران سنی  ما میباشند.
در خبرها شنیدم ودیدم که وزارت خارجه‌ي اسرائيل تأييد نموده است كه آن كشور براي تثبيت هويت نژادي پشتون‌ها اقداماتي را روي دست گرفته است.
گفته شده گروه تحقيقاتي اسرائيل در حجمي هزاران ليتر خون براي بررسي نژادي پشتون‌ها و يهودي‌ها اخذ كرده اند تا صحت و سقم اين پيوند را روشن نمايند
.

 از آنجای که اسرائیل علاقه شدیدی به تصرف سرزمین های بشتر ، وپشتون ها علاقه شدیدی به  برادر خوانده گی دارند، من پشنهاد میکنم این خبر را جدی بگیرید وپشتون ها راز همین حالا از نژاد یهود بدانید.
اما من در این فکر هستم که زمانیکه به طور رسمی اعلام شود که پشتون ها از نژاد یهود هستند، افغانستان چه وضعیت پیدا خواهد کرد؟
 ایا پشتونها یهودی خواهند شد؟
ویا یهودی ها(مسلمان) پشتون  خواهند شد؟
ویا به عبارتی  پشتون هابه سرزمین یهود(فلسطین اشغالی) مهاجرت خواهند کرد؟
 ویا یهودی ها(اسرائیل) در افغانستان رخنه خواهند کرد؟
این موضوع را میتوان از دو منظر بررسی کرد:
1- یهودیت واسرائیل:
2- پشتون وافغانستان:


یهودیت واسرائیل: از نگاه عموم قوم یهود انسان های زیرک، باهوش ، فرصت طلب ، خشن وغیر قابل اعتماد هستند. ومنافع شان بر همه چیز اولویت دارد. نام یهود در نزد مسلمانان مساوی است با جاسوسی خیانت  وپول پرستی. چنانکه پیامبر ما مسلمان ها از جانب قوم یهود بیشترین اذیت وآزار ها را متحمل شده بودند.
اما اسرائیل که گچینی ازیهودیان جهان است ودر حال حاضر درنزد مسلمانان یکی از کشور های نفرت انگیزی میباشد. ونام آن مساوی است با کشتن وآواره کردن مسلمانان فلسطین.
این عده از یهودیان که حاکمان اسرائیل میباشند، دارای ثروت فراوان، تحصیلات عالیه، مغز های متفکر، زررادخانه های هسته ای وحمایت های کشور های غربی  ودر یک کلام صاحب همه چیز هستند. اما چیزی که آنها کم دارند زمین برای زندگی  است.
پشتون وافغانستان:  قوم پشتون انسان های ساده، بی سواد،  غیرتی، خشن وتا حدودی احمق هستند. که قومیت وزبان برای آنها در اولویت قراردارد.  هم اکنون عده ای زیادی از آنها را بنام طالب میشناسیم که بنا بر شرایط به وجود آمده در وضعیت شکننده ای قرار دارند. سران این گروه برای بقای خود وحفظ وانسجام زیر مجموعه ها دست به هرکاری میزنند تا زنده بمانند وادامه حیات بدهند. به همین علت دور از انتظار نخواهد بود اگر این گروه دست به دامان یهود(اسرائیل) بشود.
این قوم در افغانستان صد درصد مسلمان وسنی مذهب میباشند. وتند رو ترین گروه آنهادر افغانستان وهابیت است که در حال حاضر اکثریت عملیات خشونت آمیز(انتحاری) در افغانستان راسران همین مذهب هدایت میکند.
پشتون های افغانستان فقیر ترین، بی سواد ترین، خشن ترین عقب مانده ترین انسان های روی زمین هستند وساده ترین وسائل جنگی دار در اختیار دارند.
به عبارتی هیچ چیز  ندارند جزمقداری جاهلیت که آلت دست  این آن قرار میگیرد.
بنا براین اسرئیل بعد از ناکامی در فلسطین، به این نتیجه رسیده است که افغانستان فقیر ودر مانده، (وقسمت از وقوم طرد شده ای پشتون که طالب نامیده میشوند)بهترین گزینه برای برادر خوانده گی خواهد بود. وهم اکنون بی صبرانه منتظر است تا با بهانه آزمایشات  خونی  ووصل کردن قوم پشتون به قوم یهود، در بین اقوام وسران قبایل گرسنه(وطرد شده ای) افغانستان جای پای برای خود باز کنند.
وسران قبایل پشتون هم بعد از طرد شدن از سوی غرب وکشور های عربی،  ودر انزوا قرارگرفتن کامل از سوی تمام جهان وخالی بودن خزانه وگرسنه ماندن شکم،   کم کم به این نتیجه رسیده اند که باید دنبال یک حامی خوب ومطمئین باشند، وکی بهتر از اسرائیل.
ثروت زیاد، مغز های متفکر، وزیاده خواهی های اسرائیل،  فقر،بی سوادی، وانزوای پشتونهاهای (طالب)، دست در دست هم داده تا یک کشور جدید بنام" افغان یهود" تاسیس شود.
اما این کار به این آ سانی نخواهد بود، زیرا از همین حالا روشن فکران پشتون علنا"مخالفت خود را اعلام کرده وخود را از نژاد آریایی دانسته اند. اما نباید فراموش کرد که هم اکنون این سنت گرایان معصب ومتحجر هستند که در افغانستان حکمرانی میکنند، نه عده ای روشنفکر غرب نشین. از سوی دیگر همان طور که عرض کردم اسرائیل دربین کشور های اسلامی  جای ندارد وتمام مسلمانان از این کشور متنفر هستند.
وآنچه که اتفاق خوهد افتاد این خواهد بود که یک مذهب جدید در افغانستان، و بلکه درجهان متولد خواهد شد. آنوقت عده ای برای حمایت آن فتوا خواهد داد، وعده ای هم برای جهاد علیه آن، ونتیجه جنگ دوباره و بدبختی ملت افغانستان.

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

هزارها وکاسه گدایی(4)

بسیاری از کارشناسان روابط اجتماعی به نکته ظریفی اشاره میکنندومیگویند: (هرکاری که از روی مصلحت انجام شودبه مرور زمان تبدیل به وظیفه خواهد شد.)
بهتراست مثالی خدمت تان عرض کنم.
شخصی در مسیر منزل تا محل کارش، مردی گدایی میکرد. واو هر روز صبح مبلغ صد تومان به او میداد. این کار ماه ها طول کشید. یک روز آن شخص پول خورد همراهش نبود یک پنچاه تومانی به گدا داد. فردای آن روز دوباره مبلغ صد تومان داد. گدا بلافاصله صدازد آقای محترم! لطفا" پنجاه تومان دیگر هم بدهید.! مرد پرسید چرا؟ وگدا جواب داد برای اینکه دیروز پنچاه تومان کم دادی. آنمرد خواست از دادن پول امتناع کند. گدا گفت: اگر ندهی چنان داد وفریاد راه بیندازم که آبرویت پیش خلق الله برود. مرد پنجاه تومان داد ولی دیگر از آن مسیر عبور نکرد.
با خواند مثال بسیار ساده بالا به این نتیجه میرسیم که وضعیت ما هزاره ها بعد از ۸ سال برقراری حکومت دمکراتیک چیزی شبیه آن مرد گدا میباشد.
مدت ۸سال پشتون ها از روی مصلحت ودور اندیشی تعداد وزارت خانه وپست مثلا" "کلیدی" به هزاره داد. وبا دادن چنین پست های هزاره ها را گمراه کرد، وطوری وا نمود کرد که هزاره ها ره صد ساله یک شبه رفته اند.
برای بررسی واثبات این موضوع کمی به عقب برگردیم ونگاهی به گذشته داشته باشیم.
بعد از قرنها کشتار،تبعید، ظلم،ستم،تبعیض،در حق هزاره ها سر انجام در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، افغانستان دارای حکومت دموکراتیک شد. وقانونی را به تصویب رساند که حقوق تمام اقلیت ها در آن رعایت شده است. متعاقب آن ودولتی بر سر کار آمد که از همه اقوام در آن شرکت داشت وبه اصطلاح (ملی) بود. ومیتوان گفت امیدی را در دلهای نا امید ملت جنگ زده افغانستان باز گرداند.
دوره سه ساله اول دولت انتصابی(توسط کشور های خارجی) به ریاست جناب کرزی طوری آغاز شد که هر وزیری خودش دولت بود وهر جنگ سالاری صاحب حکومت. وزیران آندوره سفر های خارجی خود را از کشوری آغاز میکردند که وابسته به آن بود واز آنجا ساپورت میشد. جنگ سالاران هم در داخل کشور در مناطق خود حکومت میکردند . در این وضعیت رهبران هزاره، عده ای سرمست از دلار های کشور های خارجی و عده ای به عشق حکومت خود ساخته وناسیونالیسم قومی و نژادی، با دم خود گردو میشکستند وروزگار میگذارندند. این رهبران متاسفانه به همه چیز فکر میکردند جز یک استراتژی مشخص برای آینده ای نه چندان دور، آینده که هم اکنون با آن روبرو شده ایم.
سه سال به سرعت گذشت و قرار بود دموکراسی (حداقل در حد حرف وسخن) وجود داشته باشد.به همین علت وطبق قانون وتوافقات قبلی باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشد. دراین برهه از زمان رهبران هزاره به دو دسته تقسیم شدند. دسته اولی منافع خود را در کنار دولت انتصابی میدیدند. ودسته دومی هم به عشق قوم ونژاد خود، هوای ریاست جمهوری بر سر داشت.
در زمان تبلیغات دور اول ریاست جمهوری، هرجا جناب محقق ویا طرفداران او متینک تبلیغاتی برگزار میکردند وانگشت خودرا روی احساسات مردم میگذاشت وشعار های ناسیونالستی سرمیداد وفریاد میزد ای هزاره اگر به من رای دهید چنان میشود وچنین میکنم وفردای ان روز جناب خلیلی ویا طرفداران او پای میگذاشت روی خر خره مردم ومیگفت: ای هزاره هسیتم ونیستیم ما هستیم چون به دولت نزدیک هستیم وما از حقوق شما دفاع میکنیم، ما قدرت داریم، ما معاونت داریم، وما دلار داریم و... . بدین سان انتخابات دور اول تمام شد وجناب کرزی به ریاست جمهوری رسید.
... وپنج سال دیگر هم در حالی سپری گشت که تعداد از وزیران هزاره در دولت مشارکت داشتند وشحص جناب خلیلی هم به عنوان معاون دوم در دولت عضو بود. ودر پایان این پنج سال آن کی که به دسترخان دولت نزدیک بود هر روز فربه وفربه تر شد وآن یکی که از دسترخان دولت دور بود به این نتیجه رسید که سازش ودوستی ونرمی بهتر از داد فغان است. واین طوری بود که او هم پا روی اصول گذشته خود گذاشت وجذب دسترخان دولت شد ورفت پشت پرده تا زمانت نامه برای هزاره ها بگیرد.
ودر نتیجه اینکه در حکومت ۸ ساله دمکراتیک افغانستان ودر آغاز دور دوم حکومت قانونی در افغانستان فرصت ها از دست رفت و آنچه عاید ماه ملت هزاره هاشد یک سرک کاهگلی در بامیان بود. و چند سرپرست وزارت خانه نه چندان مهم.
وحال هم کار ما به جای رسیده که دنبال یک وزارت خانه کلیدی هستیم تا اگر فردا حقوق مارا نداد، کسی را داشته باشیم که به ته کاسه خالی ما بزند و دادا فریاد کند تا شاید سروری، اربابی، آقای، داروغه ای به نام سازمان ملل ویا حقوق بشر صدای مارا بشنود وحق مارا بستاند.
به راستی وضعیت ما هزاره ها مصداق همان گدای نیست که به خاطر ندادن آن پنجاه تومان میخواست داد فریاد راه بیندازد وآبروی آن شخص راببرد؟
آیا رای ندادن پشتون ها به وزیران هزاره همان مسیر عوض کردن نیست؟