درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

شرح حالی از هجرت وغربت(قسمت پنجم) چند پیامک دریافتی

شرح حالی از هجرت وغربت(قسمت پنجم) چند پیامک دریافتی

اتباع مجاز پيامك پناهندگي دريافت مي‌كنند
به گزارش اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي به نقل از خبرگزاري فارس, مدير كل امور اتباع ومهاجرين خارجي در خصوص برنامه‌هاي اتباع و مهاجران خارجي وزارت كشور بيان داشت: در حال حاضر برنامه‌هايي كه در خصوص پناهندگان اجرا مي‌شود بسيار جديد است كه نمونه آنها در كشورهاي ديگر وجود ندارد، از طرح‌هاي جديد ارسال پيامك به پناهندگان در خصوص موضوعات مختلف پناهندگي است.
*************
به طور معمول هر خبری که مربوط به اتباع خارجی باشد، ما سریعا" به خود میگیریم ومیگوئیم این خبر مربوط به ما است وآنوقت بعضی دوستان میگویند باباجان بی خیال شو این خبر مربوط همه خارجی های مقیم ایران است.
مطلب بالابا اینکه خیلی کوتاه است ولی مانند اشعار مولوی وحضرت حافظ نیازمند تحلیل وتفسیر فراوان است ومیشود در باره آن صفحات بی زبان اینترنت را خط خطی کرد.
به عنوان مثال: تیتر خبر که بدون شک مال خودما است رد خور ندارد(اتباع مجاز) این مجاز وغیر مجاز هم متعلق به خود ما است. اما این واژه پناهنده را نفهمیدم منظورش چه کسانی هست البته ما در آن اوایل پناهنده بودیم بعد هم مهاجر شدیم فعلا هم آواره هستیم با پسوند های مجاز وغیر مجاز که هیچ کدام از لحاظ حق وحقوق در ایران تفاوتی چندانی باهم نداریم. لازم به ذکر است واژه های پناهنده،مهاجر وآواره از لحاظ حقوقی تفاوت زیادی باهم دارند.
این حقیر ساعت ها است که فیتیله پیچ این خبر شدم ودر حالت نیمه کماه به سر میبرم وبحث بررسی بیشتر را به اهل فن واگذار نموده وعجالتا" تا ضربه فنی نشدم تعداد پیامک(اس ام اس) را که در آینده نزدیک به عنوان یک مخاطب مهاجر افغانستانی مقیم ایران دریافت خواهم کرد خدمت تان تقدیم کنم.
قبل از خواندن پیامک های احتمالی به یک نکته توجه کنید که: معمولا" این جور تیتر ها برای قشنگی وکلاس گذاشتن بیان میشود ودر حد همین تیتر باقی میماند وبعد از چند صباحی فراموش میشود اما این اواخر در آمایش های مختلف مخصوصآ آمایش ششم از تمام مهاجرین شماره موبایل ثبت شده است واحتمال اس ام اس بازی(پیامک) دولت با مهاجرین قوت بیشتر گرفته است.
این هم پیامک های دریافتی یک مهاجر!
۱- از شهرداری به مهاجر: مهاجر محترم تبعه افغانستان با سلام! طبق بررسی های شبانه روزی کارمندان زحمت کش شهرداری محل سکونت شما، جناب عالی مدت یکماه ویک هفته و یکروز ویکساعت و۱۶ دقیقه در پرداخت عوارض راه رفتن وزندگی در این شهر، تاخیر داشه اید!!! جناب عالی تا طلوع صبح فردا(۱۲ ساعت) فرصت دارید تا با حضور در شهرداری محل سکونت خود اقدام به دریافت فیش بانکی نموده وتسویه حساب نمائید. لازم به ذکر است که مبلغ ۱۶ تومان(۱۶۰ ریال) بدون احتساب مالیات۳٪ ارزش افزوده نقدا" در محل وهنگام دریافت فیش بانکی اخذ خواهد شد. پس بهتر است تعداد پیامک ها کمتر باشد تا نه ما دچار زحمت بشویم ونه هزینه های شما بالا برود. با تشکر.
شهر ما خانه ماه
۲- پیامک از اداره کار وامور اجتماعی: کارگر مهاجر محترم با سلام.
با احترام به مقام والای کارگران وزحمت کشان. به دین وسیله به اطلاع میرساند که مدت اعتبار کارت کارگری موقت ۴۵ روزه شما ۱۱ دقیقه پیش به پایان رسید. خواهشمند است تا پایان ساعت اداری امروز(۲ساعت و۱۲ دقیقه دیگر) با مراجعه به نزدیکترین شعب این اداره ودریافت فیش بانکی اقدام به تسویه حساب نماید. تبصره: هر روز دیرکرد مبلغ ۵۰۵۰۰ تومان جریمه دارد. وسلام .
۳- پیامک از مدرسه: ولی محترم! هزینه تحصلی بهمن ماه تعداد ۵ نفر از فرزندان دانش آموز شما مدت ۲ ساعت ۸ دقیقه تاخیر داشته است. عجالتا" تا حضور شما ودریافت فیش بانکی وتسویه حساب با مدیریت مالی مدرسه، هر پنج نفر شان به تربیب کلاغ پر، سینه خیز، بشین وپا شو، ایستادن روی یک پا و نوشتن هزار بار جمله( ببخشید که پرداخت هزینه تحصلی ام دیر شده است) محکوم شده اند. اگر جی گر گوشه هایتان را دوست دارید ونمیخواهید عزیزانتان در آینده مریض وعقده ای بار بیاید هرچه زود خودتان را به مدیریت مالی مدرسه رسانده وفیش بانکی دریافت نموده اقدام به تسویه حساب کنید. مدرسه خانه دوم شماست.
۴- پیامک از اداره راه ترابری: مهاجر محترم با سلام.
با بررسی های دقیق نرم افزاری دریافتیم که شما همراه خانواده محترم بلاخره بعد از ۹سال ۳ ماه ۷ وروز ۲۳ ساعت هوای مسافرت به سرتان زد وبعد از عبور از جاده های خصوصی منتهی به شهر مشهد مقدس وارد این شهر شدید. ضمن انتقاد شدید از کمی مسافرت شما ورود تان رابه این شهر مقدس خوش آمد عرض نموده وبه اطلاع تان میرساند که در اولین فرصت بعد ازرفع خسته گی به اداره مرکزی راه ترابری مراجعه نموده واقدام به پرداخت عوارض جاده های خصوصی بین استانی نمائید. مدارک وعکس های چشم بادامی شما در رایانه مرکزی موجود میباشد.اخطار: در صورت دیرکرد مبلغ پرداختی دوبرابر میشود.
راه تورا میخواند.
۵- پیامک از اداره کل اتباع ومهاجرین خارجی:
آواره فعلی ومهاجر قدیم سلام واحترام.
ما پرونده های شمارا به دقت بررسی کردیم وبه این نتیجه رسیدیم که شما در حال حاضر واجد شرایط پناهنده گی نیستید.! به چند دلیل:
۱- هنوز قادر به نفس کشیدن هستید.۲- شما میتوانید نان بربری بخرید، بجوید وقورت بدهید.۳- شما در ماه گذشته توانسته اید عوارض شهرداری،دارایی، هزینه تحصیلی فرزندان وکارت کارگری تان را پرداخت کنید.۴- کشور تان به طور کامل طالبانی نشده وهنوز بعضی استانها در اختیار دولت قرار دارد.۵- کشت خشخاش فراگیر نشده ومردم به جایش زعفران میکارند.۶- رئیس جمهور به ظاهر قانونی دارید وزیر دست شیطان بزرگ فعالیت میکند.۷- هنوز به درد میخورید.
۶- پیامک از طرف دولت افغانستان: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد.
۷- پیامک از پدرم: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور-کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
۸- پیامک از یک دوست قدیمی مقیم افغانستان: بیا که بریم به مزار شیر ممد جان به سیل گل لاله زار شیر ممد جان.
۹- پیامک از یک دوست غربت نشین: بیه که بوریم به وطن اینجه گذرو نموشه خاک غربت هرچه باشد خاک از مو نموشه.
۱۰- بدجور احساساتی شدم به دلیل سرازیر شدن اشکهایم قادر به خواندن باقی پیامک ها نیستم.
بدرود تابعد.

۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه

نان در ایران گران شد

قیمت جدید انواع نان در تهران اعلام شد.
نان سنگگ:قیمت قبلی۱۲۵ تومان جدید ۴۰۰ تومان
نان بربری: قیمت قبلی۱۰۰تومان جدید ۳۰۰ تومان
نان تافتون: قیمت قبلی۵۰ تومان جدید ۲۰۰تومان
نان لواش: قیمت قبلی ۲۰تومان جدید۱۰۰تومان

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

هزاره های حاضردر ولسی جرگه(دوردوم)

هزاره های حاضردر ولسی جرگه(دوردوم)


در این چند ماه مخصوصا" هفته های گذشته خیلی از دوستان از تعداد نفرات هزاره که وارد ولسی جرگه در دو دوم شده اند میپرسیدند. بلاخره امروز در وبلاگ انجمن پیک تعداد نفرات حاضر در ولسی جرگه را یافتم.
برای همه این عزیزان ارزوی موفقیت وسر فرازی دارم
لیست نفرات حاضر در ولسی جرگه دور دوم.
باميان:
1) محمد اكبري
2) دگروال عبدالرحمن شهيداني
3) صفورا ايلخاني
4) فكوربهشتي
دايكندي:
5) نور اكبري
6) صادقي زاده نيلي
7) شيرين محسني
8) اسدالله سعادتي
ميدان وردك:
9) انجينر حميده اكبري
10)صديقه مبارز
11)غلام حسين ناصري
بغلان:
12)منصور نادري
13)عبيدالله رامين
بلخ:
14)محمد عبده
15)احمدشاه رمضان
16)عباس ابراهم زاده
غزني:
17)علي اكبر قاسمي
18)انجينر نفيسه عظيمي
19)شاه گل رضايي
20)خداداد عرفاني
21)عارف رحماني
22)قيوم سجادي
23)چمن شاه اعتمادي
24)محمد علي علي زاده
25)هماسلطاني
26)محمد علي اخلاقي
27)شاه جهان
غور:
28)رقيه نائيل
29)قربان كوهستاني
30)بحر
هلمند:
31)نعمت الله غفاري
هرات:
32)احمد بهزاد
33)رضاخوشك وطندوست
قندهار:
34)شكيبا هاشمي
سمنگان:
35)طاهر زهير
36)معصومه خاوري
سرپل:
37)محمد حسين فهيمي
38)محمد حسن شريفي
تخار:
39)حبيبه دانش
ارزگان:
40)ريحانه آزاد
كابل:
41)بشردوست
42)محمد محقق
43)عالمي بلخي
44)علي كاظمي
45)حسين انوري
46)كبرامصطفوي
47)فاطمه نظري
48)ابراهيم قاسمي
49)رمضان جمعه زاده
50)فرخنده نادري
51)جعفر مهدوي
52)قربانعلي عرفاني
كندوز:
53)داوود نادري

فقط یک تیتر امیدوار کننده! همین

فقط یک تیتر امیدوار کننده! همین

گاه گداری در خبر گزاری های ایرانی واز قول مسئولان ایرانی خبر های به صورت تیتر، نشر میشود که باعث امیدواری مهاجرین افغانستانی میشود که یک جورای قند توی دهان آدم آب شده و اظافه آن از لب ولوچه آدم راه می افتد. مثل همین تیتر ذیل.
اتباع افغاني مجاز تحت پوشش بيمه‌ قرار مي‌گيرند
موسوي‌نسب‌ گفت: اتباع افغاني مجاز در استان تهران بعد از هدفمند‌كردن يارانه‌ها تحت پوشش بيمه‌اي قرار خواهند گرفت.
به گزارش اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي به نقل از خبرگزاري فارس عيسي موسوي‌نسب مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران در خصوص سرانجام اجراي طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي گفت: مرحله اول اين طرح كه شناسايي اتباع غيرمجاز بود، در نيمه اول سال جاري اجرا شد كه با استقبال خوبي روبه‌رو بود و 320 هزار نفر اتباع مجاز ثبت‌نام كرده‌اند.
وي ادامه داد: اما در مراحل دوم آمايش اتباع افغاني مجاز انجام شد كه تا الان تقريبا 86 درصد از اتباع مجاز افغاني كه 320 هزار نفر مي‌شوند، كارت‌هاي آمايش 6 خود را دريافت كردند.
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران با بيان اينكه طبق آمارهاي قبلي حدود سه ميليون اتباع غيرمجاز و مجاز افغاني در داخل كشور زندگي مي‌كنند، يادآور شد: استان تهران بالاترين جمعيت مجاز و غيرمجاز افغاني را به خود اختصاص داده است.
موسوي‌نسب همچنين در خصوص آمار تفكيكي اتباع مجاز افغاني ساكن در استان تهران خاطرنشان كرد: تهران با 43هزار و 798 نفر، ري با 41 هزار و 501 نفر، ورامين با 64 هزار و 345 نفر، پاكدشت با 32 هزار و 645 نفر، كرج با 32 هزار و 324 نفر، اسلامشهر با 30هزار و 210 نفر، شهريار با 30 هزار و 276 نفر و دماوند با 9هزار و 256 نفر با لاترين جمعيت اتباع مجاز افغاني را دارا است.
* آغاز مرحله سوم طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي از اويل دي ماه
وي با بيان اينكه استقبال اتباع افغاني از طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي بي‌نظير بوده است، گفت: مرحله دوم اين طرح تا پايان آذرماه ادامه دارد و در اوايل دي ماه مرحله سوم كه فراخوان اينترنتي اتباع افغاني غيرمجاز است با اطلاعيه وزارت كشور آغاز خواهد شد.
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران با اشاره به نحوه اجراي مرحله سوم طرح ساماندهي اتباع خارجي (فراخوان اينترنتي اتباع غيرمجاز) تصريح كرد: آن دسته از افرادي كه در مرحله اول كد شناسايي گرفته‌اند، در اين مرحله مراجعه كرده و در صورتي كه اطلاعاتشان ناقص باشد، آن‌را برطرف مي‌كنند و براي مراجعه به پايگاه‌هاي از پيش تعيين شده جهت تكميل پرونده نوبت‌دهي مي‌شوند.
* ابطال كارت اقامت اتباع مجازي كه در طرح ساماندهي اتباع خارجي شركت نكنند
موسوي‌نسب همچنين درباره اتباع افغاني كه تاكنون در طرح ساماندهي اتباع خارجي ثبت نام نكرده‌اند، تصريح كرد: حتي اتباع مجازي كه در اين طرح شركت نكنند، حضورشان در ايران غيرقانوني محسوب شده و كارت اقامتشان باطل مي‌شود.
وي ادامه داد: بنابراين همه اتباع افغاني بايد بدانند در صورتي كه در طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي شركت نكنند، غيرمجاز شناخته شده و از همه تسهيلات جمهوري اسلامي ايران همچون تحصيل، بهداشت و ساير خدمات محروم مي‌شوند و همچنين غيرقانوني شناخته شده و مراجع انتظامي برابر قانون با آنها برخورد خواهند كرد.
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران تأكيد كرد: اتباع افغاني كه در اين طرح شركت كنند، تسهيلات ويژه‌اي براي حضور قانوني آنها ايجاد خواهد شد.
موسوي‌نسب در ادامه در خصوص وضعيت اتباع افغاني بعد از هدفمندكردن يارانه‌ها در ايران گفت: بحث هدفمندكردن يارانه‌ها براي اتباع ايراني قابل تعريف است اما با هماهنگي كميساري عالي پناهندگان، وزارت كشور برنامه‌اي را براي اتباع خارجي در دستور كار خود دارد تا بخشي از فشاري كه در هدفمندي يارانه‌ها به آنها وارد مي‌شود، برطرف شود.
وي با بيان اينكه براي كم كردن فشار ناشي از هدفمندكردن يارانه‌ها به اتباع خارجي توافقاتي با كميسارياي عالي پناهندگان صورت گرفته است كه متعاقباً اطلاع‌رساني دقيقي در اين مورد صورت خواهد گرفت، اظهار داشت: تعداد 320 هزار اتباع افغاني كه در تهران مجاز شناخته مي‌شوند، طبق پيش‌بيني بعد از هدفمند‌كردن يارانه‌ها تحت پوشش بيمه‌اي قرار خواهند گرفت.

۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

محرم درهجرت

بنام خداوند رحمن ورحیم
هیئت امنای تکیه خانه عمومی"قرآن وعترت" عزاداران حسینی مهاجرین افغانستانی مقیم شهر قرچک، با افتخار برای دومین سال متوالی میزبان عزاداران وعاشقان ابا عبدالحسین(ع) میباشند.
خدمت گزاران شیعیان مهاجر افغانستانی به مدت 13 شب با برنامه های از قبل تعیین شده طبق اطلاعیه ذیل درخدمت شما عزیزان میباشند


گزارش وعکسهای برگزاری مراسم سال ۱۳۸۸ را دراینجا میتوانید ببینید وبخوانید.



علی ناطقی








۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

هم ولایتی های غزنی، این پیروزی مبارکتان باد

هم ولایتی های غزنی، این پیروزی مبارکتان باد
نام نمایندگان منتخب مردم غزنی در ولسی جرگه. دور دوم.
شماره اسم تعداد رای
۱- الحاج دگرجنرال علی اکبر "قاسمی" ۱۳۸۵۵
۲- استاد محمدعلی "اخلاقی" ۱۰۰۷۸
۳- دکتور شاه جهان ۹۲۰۹
۴- استاد محمدعلی "علی زاده" ۸۴۹۸
۵- استاد دکتور سیدعبدالقیوم "سجادی" ۶۸۹۸
۶- استاد محمدعارف "رحمانی" ۶۸۶۴
۷- استاد الحاج خداداد "عرفانی" ۶۶۵۸
۸- چمن شاه "اعتمادی" ۵۸۹۱
برندگان زن در ولسی جرگه. دور دوم
شماره اسم تعداد رای
۱- هما"سلطانی" ۶۲۳۸
۲- انجینیر نفیسه "عظیمی" ۶۲۲۸
۳- وکیل شاگل "رضایی" ۳۶۷۹
تشکر از تمام کسانیکه در این راه برای مردم هزاره غزنی زحمت کشیدند وجان فشانی کردند مخصوصآ جناب احمد بهزاد نماینده محترم ولایت هرات. ودیگر همکارانشان.
امید وارم نمایندگان انتخاب شده از طرف مردم، قدر زحمات مردم خود را بدانند ودور از قوم وقبیله گرایی به وظیفه قانونی وملی واسلامی خود عمل نموده وخود را نماینده تمام مردم ولایت غزنی بدانند وبه طور یکسان برای همه انجام وظیفه کنند. انشا الله

دنیارا آب ببرد! مرغابی ده بند پایش است.

دنیارا آب ببرد! مرغابی ده بند پایش است.
در این روز های پر التهاب(البته برای مردم غزنی) نه کل هزاره ها! وبحث وجدل بر سر تائید نشدن صحت انتخابات ولایت غزنی، یک هزاره فیلش یاد هندوستان کرده وبه فکر اجرای قانون وحمایت از کمیسیون انتخابات افتاده.!
این دوست هزاره ما به خواب خرگوشی تشریف دارند وگرنه این روز ها صدای اعتراض هزاره ها در سراسر دنیا اگر به گوش دیگران نرسیده! حداقل گوش خود شان را که کر کرده است. آنوقت ایشان دستور فرموده است که رسانه هانباید ساکت باشند واز کمیسیون انتخابات حمایت کنند.
متاسفانه ایشان چنان دم از قانون مداری میزنند که یادشان رفته خود جناب کرزی با تقلب وبا فرمان همین کمیسیون قانون مدار وصد البته قدرتمند به این مقام رسیده است.
بعدا" نوشت:
نویسنده: سخیداد هاتف
سه شنبه 9 آذر1389 ساعت: 21:17
سلام آقای حیدری ،به نظر می رسد که شما نوشته ی آقای نظری را دقیق نخوانده اید.
مدیر وبلاگ:هاتف عزیز سلام!اتفاقا" به نظر خودم خوب خواندم چندین بار هم خواندم برای اطمنان همین حالا دوباره خواندم.ایشان نوشته است: در هرج و مرج بازار وطن ما، عمل کردن به قانون تاوان سنگینی دارد! با این قسمت از نوشته جناب نظری موافقم به شرط که انتخابات غزنی تائید شود وچند نفر کارمندان محترم این کمیسیون برکنار. تا به درستی معنی تاوان را درک کنیم.!!!ودر جای دیگر نوشته است: در جدال اخیر صدای بازندگان رسا است و متأسفانه بخش هایی از حاکمیت هم با آنها همراه است، رسانه ها باید صدای عامه مردم را که خیلی بیشتر از 2200 بازنده است و خواهان امنیت، ثبات، آرامش جامعه و حاکمیت قانون است را منعکس نمایند، به این می گویند توازن واقعی بر اساس اهمیت هر طرف.==اگر به اجرای دموکراسی وعمل به قانون اساسی عقیده داریم این 2200 نفر هم حق اعتراض وشکایت دارند. نباید فراموش کرد که 2200 فقط 4 عدد ریاضی نیست بلکه آنها هم طرفدارانی دارند واز کسانی هستند که به زعم خودشان رای های بالای آروده وحق شان ضایع شده است.هاتف عزیز!
هر نفر از این افراد به اصطلاح زور گو ومتقلب اگر2000 نفر هم رای داشته باشند در آشفته بازار وکسادی رای دهندگان افغانستان رقم قابل توجهی میشود.
واما هر آنچه که مورد انتقاد این حقیر هست اینجای مطلب است. توجه کنید:هزاره ها هم باید از اقدامات قانونی و جسورانه کمیسیون های فوق حمایت کنند این حمایت به آنها جرأت خواهد داد تا نتایج انتخابات غزنی را هم مطابق قانون با جسارت اعلام نمایند.==هاتف عزیز! مگر هزاره ها قانون را قبول ندارند؟! مگر تا حالا به قانون عمل نکرده اند؟ اصلا تا حالا مگر هزاره بوده که صریحا" مقابل قانون اساسی استادگی کنند؟ در هرماجرای وهر حادثه چه حاثه های سرد مانند رای نیاوردن وزیران وچه حادثه های گرم مانند قضیه کوچی ها وغرب کابل هزاره ها به جز از راه قانونی ودر مطبوعات ورسانه ای مجازی مگر عمل دیگری هم انجام داده اند؟ هاتف عزیز! تا جایکه من میدانم این روز ها صدای قانونی هزاره هاز از همه رسا تر شده است آیا به نظر شما کسانیکه مانند بهزاد نمایند هرات جز بازنده ها است ویک سر آن به حکومت وصل است؟ آیا ایشان منفعت شخصی میبرد؟هاتف عزیز! من وشما در داخل افغانستان نیستیم شاید احساس دوستان داخل افغانستان به درستی درک نکنیم ولی خواهشمند است جامعه هزاره را به سوی اخته شدن سوق ندهید.

زخم کجا؟ درد کجا؟ وآه وناله اش کجا؟!

زخم کجا؟ درد کجا؟ وآه وناله اش کجا؟!

واقعه تاسف بار تائید نشدن صحت انتخابات ولایت غزنی باعث واکنش های متفاوت از سوی نویسندگان ونخبه های هزاره در فضای مجازی شد.
ظاهرا" این عمل خیلی باعث عصبانیت جامعه هزاره شده است. خوانندگان هزاره درصفحه اینترنت در چند روز گذشته در بدر به دنبال جای بودند که عقده های خودرا در آنجا خالی کنند.!
در این گیرودار محمد حسین فیاض حس نخبه گرای اش گل کرد ودست به قلم برد ومطلبی نوشت ودر سایت جمهوری سکوت ارسال کرد.
قصد نقد این نوشته را ندارم وچیزی که میخواهم خدمت خوانندگان عرض کنم این است که با نشر این مطلب دراینجا به یک باره کیسه عقده های مردم هزاره پاره شد ومتاسفانه چشم وگوش بسته هرچی دلشان خواست نوشت ونوشت تا اینکه نظرات نزدیک به صد رسید. در این قضیه کسانیکه خیلی متعصب بودند ورگ هزارگی شان متورم شده بود به سایت جمهوری سکوت بسنده نکرده ودر سایت های دیگر هم نظر دادند واز آنها دعوت کرد که بیایند وپای مطلب منشر شده در جمهوری سکوت عقده گشای کنند.
دیروز که سری به این مطلب زدم نظرات خوانندگان نزدیک به صد رسیده بود واکثرا هم بسیار تند وزننده نوشته بودند ولی امروز که رفتم دیدم حداقل تعداد ۱۵ نظر از صفحه مربوطه حذف شده بود.
در مجموع این نظرات که متاسفانه خیلی ها شان هیچ ارتباطی به مطلب فوق نداشت به خوبی میتوان بد بختی ودرماندگی وعقده گشای مردم هزاره را مشاهده کرد ونتیجه گرفت که ما هزاره ها مصداق ضرب المثلی هستیم که میگویند: زورش که به خر نرسید پالونش را تیکه پاره میکند.!
من که واقعا متاسف شدم.!
زخم کجا؟ درد کجا؟ وآه وناله اش کجا؟!!!

انجیر های سرخ مزار

انجیر های سرخ مزار


به طور اتفاقی! از طریق پیوند های وبلاگ یکی از دوستانم با وبلاگ انجیرهای سرخ مزار آشنا شدم.
نمیدانم تا کنون نام محمد حسین محمدی را شنیده اید ویا مثل من تاکنون اورا نمیشناسید! وکتاب های اورا نخوانده اید!
این حقیر که آشنای با این نویسنده افغانستانی ندارم همین قدر خدمت تان عرض کنم که ایشان در ایران کلی طرف دار دارد واثارش جایزه های فراوان برده است.
به هرحال وظیفه خود دانستم با تحریر این مطلب کوتاه نسبت به این نویسنده هموطن ادای دین کرده باشم.
برای این نویسنده هموطن آرزوی موفقیت بیشتر دارم.
پ.ن: وبلاگ انجیر های سرخ مزار خواندنی است. از دست ندهید.

هزاره ها، جوالیایی قرن بیست ویک!

هزاره ها، جوالیایی قرن بیست ویک!
بدون هیچ مقدمه عرض میکنم که ما هزاره های افغانستان بعد از گذشت حدود ۸ سال نوشتن ونشر مطالب در فضای مجازی، مانند نسل های گذشته خود، جوالیایی هستیم فعال وپر انرژی که شبانه روزی کار میکنیم وزحمت میکشیم ونتیجه نمیگیریم.! (البته با این تفاوت که اکنون این نسل هزاره ها در قرن بیست ویک ودر فضای مجازی فعال میباشند) زحمت وجان کندن همان است، اما هدف وزمان ومکان متفاوت.!

فلاش بک:

برای این حقیر روئیت نشد که درست درچه زمانی از تاریخ افغانستان واژه جوالی(باربر) را روی هزاره ها گذاشتند اما این را میدانم که مدت زمان بسیار طولانی مردم هزاره با این واژه منحوس ومنفور خو گرفته بودند.!

طی سالیان دراز مردم هزاره با این واژه زندگی کردند وروزگار گذارندند وکم کم با تغییر نسل ورفتار تبعیض آمیز پادشاهان وحکومت های گذشته وتربیت شدن نسل جدید، هزاره ها به این نتیجه رسیدند وباور شان شد که این جماعت برای همین “جوالی گری” ساخته شده اند وباید نسل اندر نسل با این واژه بسازند وبسوزند.

طبیعتا دربین تمام جوامع انسانهای باهوش، متفکر ونابغه وجود دارد حتی اگر یک جوالی باشد.! دربین هزاره هم در آن زمان نابغه های وجود داشت که سعی میکردند از سختی ومشقت شغل جوالی گری بکاهند وراهی بیابند تا بلکه نان شب آسانتر وراحت تر بدست آید. به همین علت دنبال راه چاره میگشتند.

درچنین موقعیتی کم کم بارکشی روی شانه های یک هزاره جوالی قدیمی شده بود ودو مدل برای جوالی گری اختراع شد. مدل اولی کراچی گگ بود(فرغون) مدل دوم کراچی( چهارچرخ بزرگ) بود. در مدل اول هدایت فرغون به یک نفر تعلق داشت ودر مدل دوم هدایت دسته جمعی بود وطبیعتا در کارهای دسته جمعی یک نفر مسئول ورئیس باید وجود داشته باشد.

زمان حال:

تا جایکه من میدانم در داخل افغانستان نسیم فکرت در سال ۲۰۰۲ جز اولین هزاره های است که در فضای مجازی آغاز گر شغل شریف جوالی گری شدند ومتعاقب آن دیگر هزاره مانند سخیداد هاتف که در خارج از افغانستان مشغول این حرفه شریف بوده وهستند. کم کم به تعداد فعالان ونویسندگان در فضای مجازی افزایش یافت وهم اکنون تعداد این وبلاگ نویسان به هزاران وشاید ده ها هزار رسیده است. در این میان نابغه ها دست به کار شدند واز نبوغ خدادای وامکانات موجود استفاده کردند وبا تاسیس سایت های مانند کابل پرس،کاتب،ارمان، سلام و جمهوری سکوت وده ها سایت بزرگ وکوچک دیگر سعی دارند با اطلاع رسانی ونشر مطالب روی افکار جامعه خود و جامعه جهانی تاثیر گذارباشند.

زحمت زیاد! نتیجه کم!

در گذشته های نه چندان دور اگر پدران ما از صبح تاشب جوالی گری (باربری) میکردند واز صبح تاشب عرق میریختند تنها یک هدف داشتند آنهم تهیه نان شب برای اهل عیال وسیرنمودن شکم خود وخانواده فقیر شان بود تا با شکم سیر، سر بر بالش بگذارند ومنتظر آینده باشند. این هدف سالیان دارازی ادامه داشت وتمام دلخوشی شان این بود که نان را در سفره خود ولبخند را برلبان طفل شان ببینند. اما هم اکنون ودر قرن بیست و یک، تمام زحمات نویسندگان متفکران ونابغه های هزاره در فضای مجازی یک هدف است. اطلاع رسانی+ تاثیر گذاری. اطلاع رسانی ازوضعیت گذشته های تاریخی وحال وروز فعلی جامعه هزاره ودیدن نتیجه وتاثیرگذاری این زحمات روی جامعه خود وجامعه جهانی وبین المللی.

در وهله اول این فعالیت درفضای مجازی خیلی زیبا وموثر به نظر میرسد وباعث دلگرمی وامیدواری برای آینده جامعه هزاره میشود. این امید واری زمانی رنگ بوی بهتری میابد که به گفته برخی از صاحب نظران حدود ۸۰ ٪ از مراجعه کنندگان واستفاده کنندگان درداخل افغانستان وخارج را هزاره ها تشکیل میدهند وبیشترین وبلاگ و وبسایت وکاربران حاضر وفعال در فضای مجازی هزاره های افغانستان میباشند وبشترین مطالب ارسالی از جانب نویسندگان هزاره نشر میشود.

اما متاسفانه تمام این زحمات شبانه روزی وتشکیل اکثریت در فضای مجازی هیچ فایده به حال وروز جامعه هزاره ها ندارد وباعث بهبود وضعیتی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، وتربیتی آنها نشده است ومتاسفانه آنچه نصیب آنها میشود تلف شدن وقت، وقتیکه میتوانست ومیتواند طلا باشد ولی فعلا تبدیل به خاکستر میشود.!

این فاجعه زمانی نمود بیشتری میابد که نویسندگان،پژوهشگران،نخبگان، چه روشن فکر وچه سنتی در طول هشت سال گذشته به طور مرتب ومنظم در فضای مجازی فعالیت مستمری داشته ودارند واز طرف هیچ کسی هم مانعی جدی بر سر راهشان قرار نگرفته وبه اصطلاح جاده صاف وهموار بوده وآنها تخته گاز رفتنه اند اما نتیجه این شده است که ما در حال حاضر، نه احزاب منسجم وتاثیرگذار داریم تا به درستی نشانه تفکر جامعه هزاره باشد ونه وکلای دلسوز ومتعهدی داریم تا درپارلمان انعکاس صدای هزاره ها باشد.

بعد از هشت سال نوشتن ونوشتن ونشر مطالب در فضای مجازی اکنون کار ما هزاره ها به جایی رسیده است که وزیران ما در پارلمان رای نمی آورد وسهمیه وزارت خانه ها به صورت سرپرستی به ما رسیده است! بودجه سالانه از طرف دولت عادلانه به ولایت های هزاره نشین تعلق نمیگیرد. برای پذیرش دانشجو محدودیت وجود دارد. هنگام انتخابات یا شعبه های رای بسته میشود ویا برگه های رای کم می آید ویا صندوق ها میشکند.!

اگر به تمام این کاستی ها که بخشی از آن مستقیما به عهده ما نویسندگان وفعالان در فضای مجازی است، اشاره کنم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ؛ اما به عنوان نمونه به یک معضل خانمانسوز که بلای جان ما هزاره هاشده اشاره میکنم تا خوب بدانیم تاچه حد زحمات وانرژی ما هدر رفته است.

نام کوچی را که همه شما شنیده اید وتقریبا در طول هشت سال گذشته ودرفصل بهار وهنگام تجاوزات کوچی ها در سرزمین هزاره جات، درتمام سایت های هزاره گی مطلبی در مورد جنایت های وحشیانه آنها نشر شده است اما نتیجه این شده است که هنوز جوانان هزاره میپرسند کوچی یعنی چه؟! به نظر شما در پاسخ این سئوال چه باید گفت؟ چگونه برای یک جوان در یک جمله روشن کنیم که کوچی یعنی چه.

نگارنده را بر این عقیده است که که جوانان ما بی تقصیر هستند.! زیرا ما به درستی نتوانستیم مطلب را به انها منتقل کنیم. ما فقط نوشتیم ونشر کردیم فعالیت مااز لحاظ کمیت شاید قابل قبول باشد؛ اما بدون شک از لحاظ کیفیت دچار کمبود های فراوانی هستیم که حتی یک جوان هزاره که مرتب ومنظم با فضای مجازی سروکار دارد هنوز معنی ومفهوم دشمن به نام کوچی را نمیداند واز مضرات وجود آنها در سرزمین هزاره جات بی اطلاع هستند واز سیره تاریخی وفلسفه به وجود آمدن کوچی واینکه آنها حاصل چه کسانی وبا چه تفکرات وشاخ برگ کدام شخص وطایفه میباشند، بی خبر هستند. این یعنی کم کاری،بی مسئولتی،تن پروری و… جوالی گری وبس.!

اطلاع رسانی فعالان هزاره در فضای مجازی، در بعد بین المللی درتمام موارد وبه خصوص معضل کوچی وکوچی گری خیلی تاسف بار وغم انگیز هست. در بهار سال ۱۳۸۹با تمام فعالیت های که در فضای مجازی ودر داخل توسط سیاست مداران هزاره انجام گرفت، با توجه به اینکه مردم بی دفاع وبی گناه هزاره جات توسط کوچی ها کشته شدند وخانه های شان به آتش کشیده شد واموالشان به تاراج رفت؛ اما در بیرون از افغانستان واز نگاه جامعه بین المللی کوچی ها مظلوم! وهزاره ها ظالم ومتجاوز معرفی شد.

نتیجه:

شاید درنگاه اول نشر این مطلب بی انصافی به نظر بیاید اما زمانیکه خوب به تعداد افراد،وبلاگ، وبسایت ومطالب منتشر شده در فضای مجازی نگاهی بیندازیم به این نتیجه میرسیم که متاسفانه نوشتن،خواندن، وتاسیس وبلاگ، وبسایت که همراه با مصرف پول و وقت کاربران میباشد، جز سرگرمی،فخر فروشی وپزدادن در برابر دیگران، چشم هم چشمی ورقابت کاذب بین مدیران وبسایت های هزارگی،هیچ سودی دیگری برای جامعه هزاره نداشته است. واگر وضعیت به این گونه پیش رود نباید انتظار داشته باشیم که زحمات شبانه روزی ما، هدف مورد نظر مارا که همان تاثیرگذاری، اول روی جامعه خودمان ودوم روی جامعه جهانی وبین المللی هست، را تامین کند.
نوشته شده در تاریخ ۲۸ / آبان / ۱۳۸۹ توسط: شیرمحمد حیدریموضوعات: تحلیلی انتقادی , دسته مقالات اجتماعی
**************************************
نقد ونظر خواننگان در سایت غرجستان
محمد سعیدی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سلام خدمت آقای حیدریواقعا موضوعات جالب را انتخاب می کنید.
با این که گفتی این همه زحمات ما هیچ اثر مثبت در جامعه ی هزاره ندارد،موافق نیستمحداقل ترین اثر مثبت حضور هزاره ها در انترنت،نشاندهنده پیشرفت آنها است.برای دیگران قابل باور نیست که مردم هزاره با وجود اینکه سالیان در دراز از تحصیل محروم بودند،چطوری در طول ده سال خود را با وسایل بروز رساندند.اما با اینکه گفتی اطلاع رسانی ما در بعضی موارید خوب نیست،موافق هستمکاملا درست است.ما باید شیوه نوشتن خود را تغیر بدهیمبه نظر من یکی از راه های به هدف نشاندن خواسته های ما و معلومات دادن صحیح به نسل سومی ها،استفاده از شیوه های جدید همگرای و تکرو نبودن هست.به هرحال این مقاله شما یک تلنگر هست بر نویسنده های هزارهامید وارم که قضیه را جدی بگیرند.
عطا ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
با سلام خدمت جناب حیدری عزیزبه نکته ی خوبی توجه کردید.ای کاش بعد از شرح این مشکل راه حلی نیز ارائه می نمودید.البته جسارت طرح همین مشکل هم جای تقدیر دارد.امیدوارم که بازدید کنندگان راه حل های خوبی برای این مشکل ارائه نمایند.
محسن زردادی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
آقای حیدری محترم درود برشما!موضوع خیلی حساسی را دامن زده اید. من در بسیاری موارد با شما موافقم ولی با یک تفاوت کوچک که ،به عقیده ی من برای غرس کردن حتا یک نهال هم پیش زمینه هایی لازم است تا نهال بصورت علمی و فنی غرس گردد و از آفت و سردی در امان بماند. توقع داشتن ثمر فی الفور و علی العجاله ، از نهال نو شانده پیش از وقت می باشد. زمان کافی و لازمی کار است تا پدیده ها بتواند روال طبیعی خودرا طی نمایند .من متقین هستم که روشنگران ملیت هزاره اعم از روشنفکران دانشگاهی و حوزه ی آن ، تمام آنهاییکه حس قوم دوستی دارند در طی این سالهای هشت – نه گانه ، زمینه یک تحول فکری را در جامعه ما فراهم کرده اند و کارهای شان ، طوریکه شما به جوالی مقایسه کرده اید آنقدر هم بیهوده نبوده اند.ما در مجموع ، اکنون به یک توته آهنی شباهت پیدا کرده ایم که به یک توته آهن مقناطیسی ضرورت داریم تا همه ی ما در آن واحد مقناطیس گردیم.همین توته آهن مقناطیسی از دیدگاه من یک رهبر سیاسی فعال و دلسوز است که متاسفانه تا اکنون از نبود آن ، ملیت هزاره رنج میبرد.به امید ظهور چنین رهبر !!شما موفق باشید و بسلامت!!
ضیغم ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
جناب حیدری شما در ایران در امنیت و رفاه نشستی و هرازگاهی برای هزاره ها اشک تمساح میریزی ؟؟؟
اگر راست میگویی بیا بطور جد و با عمل به رفع مشکلات برسنشتین در مملکت بیگانه و گفتن اشکال از هرکسی ساخته است
ابراهیمی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سعیدی عزیز شیوه های جدید یعنی چه؟ما همه ما ماندیم که چطوری یک راه جدید را پیداکنیم که نتیجه بگیریم. به قول اسد بودا یک سری ها اخته شدند یعنی اخته سیاسی که خوب نمیتواند مسائل سیاسی خود را درک کنند.
با آقای زردادی کاملاً موافقمولی آقای زردادی ولا به خدا چطور میشه که یک رهبر سیاسی خوب داشته باشیم ؟ اگر ما یک رهبر سیاسی خوب میداشتیم ،قطعاً در اطلاع رسانی هم خوب بودیم .چون که آنوقت یک سر داشتیم. نه هزار سر و هزار سودا.موضوع ی مهیم ی است ، ماید روی دو موضوع بحث کنیم ومقاله های تحقیقی در این رابطه بنویسیم که چطوری اطلاع رسانی کنیم و چطوری یک رهبر خوب داشته باشیم.
چند وقت پیش جناب وحیدکاظمی مقاله را نوشته بود که واقعاً در سکوت چه میکنیممقالهء خوبی بود ولی ادامه پیدا نکرد. یا آقای توسلی هم در همین غرجستان از روند اطلاع رسانی حسابی نالیده بود و میگفت که جوانان ما هنوز کوچی را نمیشناسه.ولی گوچی ها خوب ما را میشناسه.مثال. ما میتوانیستیم که از واقعه ی روز قدس در کویته، پیش گیری کنیم. میشد اگر یک اطلاع رسانی خوب میشد. ولی دشمنان هزاره دست پیش از ما گرفتند.
هزاره یکه ولنگی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
عالی است حیدری صاحب محترم !من یک پیشنهاد دارم شاید به مزاق دوستان که اهل علم وقلم هست خوش نخورد. جامعه انسانی بسان یک جنگل از ما میطلبد تا با اقلیم جنگلی توافق نمود. ما هزاره ها این فاکت طبیعی را یا دست کم گرفتیم و یا ضعف دست و پاگیر تاریخی ما را بازهم در حاشیه راندند و مانع حضور فعال ما در صحنه سیاست و امورات کشوری گردید. بدون شک که هزاره ها بعد از پشتون ها دومین قوم که اکثریت مطلق است درا فغانستان میباشد اما این آفتاب هنوز در پشت ابر های تعصب و خود کامگی و یا هم اختلافات داخلی خود ما پنهان است. میخواهم بگویم که اگر ما هفتاد فیصد رسانه های کشور را در اختیار داریم و یا تحلیلگران وقلم بدستان کشور اکثرا هزاره است این متون ونوشته ها واهی است. در ین جنگل )کشور باید از قلدری و خشونت کار گرفت. بازهم باید قربانی داد. بازهم باید کشته شد. تا ما را درک کند. نیازمند یک حرکت هلاکویی و چنگیزی دیگر هستیم. باید اهرم فشار در کشوررا شناخت که میدیا و احزاب و انجمن ها نیست. بلکه اهرم فشار درین کشور بی منطقی و بینظمی است. اگر ما امروز یک گروپ اختطاف گر ، تروریست ، تهدیدگر و آشوب بر انگیز میداشتیم ویا قوماندانان دوره جهاد ما مانند دیگران اسلحه خود را به زمین نمیگذاشت و وحشی وار میرفت در پارلمان به حیث وکیل اعلان حضور میکرد ما به دیگران میفهماندیم که ما هم درقطار دیگران هستیم نه درکنار دیگران، اما حالا دیر است . برای ابجاد یک تحرک نوع جنگلی باید طرح داد.
حامد ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
یکولنگیتو قبل از پرورش گروه های فاسد اول با شخصیتهای فاسدی که احزاب وند تشکیل دادند و الان میراث خوار آن هستند و که هزاره را چند پارچه نموده است تکلیفت را مشخص کن.
حوتقولی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
درد هزاره درمانش چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برادر حیدری عزیز مانده نباشید. جالب و درد مندانه بود.
اما راجع به کار زیاد و نتیجه ی کم، بند ه با ادعای تان موافق نیستم . به نظر می رسد کار ما کم و نتیجه ی زیاد داشته است و هنوز کارهای اصلی سرجای خودمانده است.
عزیزم ! بلحاظ محرومیت چند صد ساله ی ما از همه چیز و بخصوص از مکتب و دانشگاه در نتیجه تا امروز متأسفانه افراد با سواد و شاخص که معروفیت علمی و سیاسی بین المللی داشته باشد از میان ما بروز نکرده و کم کم اولین محصولات علمی خودرا بعد از این شاید بیبینیم . با نداشتن کادر علمی موفق و چهره های شناخته شده ی بین المللی کارهای جزئی و غیر حرفه ی ما فقط یک تمرین تحلیلهای سیاسی بوده که نتایج خوب و قناعت بخشی هم داشته .شما خوب می دانید که به نا بود کردن ما کمر بسته اند و این نه تبلیغ نه منفی بافی و نه شایعه است بلکه عین واقعیت دهه های گذشته و بخصوص دهه ی اخیر است . خو ب می دانی که زلمی خلیل زاد هزاره های افغانستان را صد بار خطرناکتر از طالبان برای امریکا و غرب معرفی کرده ومی کند. بگونه ی که امریکا در ده سال گذشته نه خودش حاضر می شود برای مردم هزاره بازسازی صورت بیگیرد و نه دیگر کشورها را می گذارد . بلکه چند سرباز گرسنه و گدای نیوز لندی را حقوق می پردازد که در قالب تیم باز سازی بامیان اوضاع بامیان را دقیقا نظارت کند. اگر اخبار را دقیق جستجو و تحلیل کنیم می بینیم تیمهای بازسازی دیگر ولایات هرکدام سالانه صدها ملیون دلار برای آن ولایت مصرف می کند اما در بامیان چه ؟ در دایکندی چه؟ در هزارجات غزنی چه؟ در غرب کابل و هرات چه؟و…شما اطلاع دارید که موسسات خیریه خارجی چندین بار اعلان آمادگی برای برق رسانی و آبرسانی غرب کابل کردند اما نگذاشتند , گفتند آنجا مطابق پلان شهری نیست و اجازه کار را ندارید. باید در نواحی تحت پوشش شهر کار کنید. از طرف دیگر در نواحی ماستر پلان جدید وقدیم کابل مردم ما را به قیمت ملیونها دلار نیز راه نداده اند . بلکه پراکنده و درجای جای شهر به قیمتهای صدها برابر قیمت واقعی به مردم ما زمین فروخته اند که به صورت یکجا و در کنارهم نباشیم بلکه غرق در فرهنگ و تحت نظر آنها باشیم. و… به هرحال شما دقیق می دانید این تبعیضهای استخوان سوز و غیر قابل تحمل برای نابودی تدریجی و مرحله به مرحله ی مردم ما صورت گرفته اما رسانه های انترنتی ما غیر از چند سایت انگشت شمار چه عکس العمل نشان داده اند جز بی خبری یا بد خبری یا بی احساسی؟؟؟؟؟؟؟؟
فشار بر باند حاکم و جهت دهی جوانان فقط توسط همین چند سایت آنهم نه بصورت حرفه ی و هوشمندانه صورت گرفته که به شکر خدا نتایج درخشان و حیرت آوری دارد.من بر این باورم که برادران تاجیک ما اگر مثل ما در انزوا و محرومیت قرار می گرفتند خاک قصر کرزی را به آسمان هفتم می فرستادند و رسانه های انترنتی شان بسیار دقیق و منظم و هدفمند کار می کند. رسانه های تلویزیونی شان که واقعا الگو و سرمشق همه شده اند. اما رسانه های تلویزیونی و انترنتی ما جز تخدیر و سرگرم کردن و خاموش کردن مردم کاری دیگری کرده اند؟؟
به نظر من ما اگر جرأت اعتراض فیزیکی و نظامی نداریم حد اقل در همین دنیای مجازی باید رک و صریح و بی پروا تما م دردهای خودرا فریاد کنیم و شب و روز درست اصول تبعیضها و فسادهای دولت را نشانه بیگیریم.
شما فکر می کنید در معرفی کردن دولت به عنوان فاسد ترین دولت دنیا سایتهای انترنتی نقش نداشتند؟امروز بیش از ۷۰% اطلاعات تحلیلگران سیاسی جهان از انترنت گرفته می شود . ما باید شفافتر و صریحتر و با شهامت تر و مسئولانه کار کنیم . اگر اطلاع رسانیهای انترنتی ما نمی بود به همین میزان نیز به مردم ما توجه نمی شد. بلکه بدون شک همانند دهه های گذشته به بهانه ی کوچی و دیگر بهانه ها درهمان کنج دره ها به جان مردم ما لشکر کشی کرده تا حالا چند درصد مردم ما را قتل عام کرده بودند.
نتیجه می گیریم که سایتها و وبلاگهای ما اغلب شان غیر حرفه ی و تخدیر کننده ، بی احساس ، تغزلی وتفریحی بوده اند و به اندازه ی کار اساسی چند سایت انگشت شمار نتیجه ی خوب و قناعت بخش گرفته ایم.
البته اینکه می گویم بی احساس بوده اند نسبت به ظلم و تحقیر و انزوا و تبعیض شدید موجود است و گرنه خیلی از رسانه ها گهگاهی اعتراضهای داشته اند و دارند. اما وظیفه ی انسانی و وجدانی شان قطعا بیشتر از این است.
خوبست به دیگران نگاه کنیم و از دیگران یاد بیگیریم . با آنکه از ترس کرزی و زلمی خلیلزاد نا تو هیجگاه به طالبان حمله ی آزاد و جدی نکرده است؛ اما درعوض با دلار بمباران کرده است, بازهم کرزی در اجلاس لیسبون به ناتو و امریکا هشدار می دهد که پشتونها دیگر تحمل حمله ی شما به طالبان را ندارد. تاجیکها با آنکه اردوی ملی را دربست در اختیار دارند اما همینکه یکی از وزارتهای کلیدی را کرزی به آنها نداد نزدیک دولت را سا قط کرده بودند که کرزی مجبور شد وزارت داخله را درعین اینکه چندین وزارت مهم دیگر و ریاست پارلمان و ر یاست ۷۰% ادارات وزارتخانه هارا دارند ، به آنها بدهد.
اسد الله عرفانی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
با تشکر ازهمه قومای گلم . به نظر من نیز نظرات حوتقولی واقعا قابل تأمل است . بحث خوب و کاربردی است امید وارم عزیزان زیاد تر بنویسند.
شکوفا ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سلام به دوستان دوست داشتنی سایت غرجستان عزیز! آیا وقت آن نرسیده که نویسندگان ما نیز درکنار سیاست مداران ما به دفاع از حقوق مردم پرداخته و محرومیت نزدیگ به یک سال آنها از دولتی که خود در ایجا آن نقش مهمی ایفا کرده اند را فریاد زنند؟ چرا هنوز وزراء هزاره تبار رأی نیاورد و هنوز یک وزیرهزاره نیز نداریم؟ آیا نقص از قانون است یا کسانیکه ادعای قانونمداری میکنند؟ امیدوارم بجای موضوعات غیر مهم به انچه که به هویت ملی ما مربوط میشود پرداخته شود. به امید روز که هزاره های سربلند درکنار همه محرومان جهان به ارزوی دیرینه شان که همان برپائی عدالت است برسند.
حلیمی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سلام به برادر ما هزاره یکه ولنگی و حامد!حامد جان فکر کنم که در ایران استی و آنهم در یک جامعه (طلبه خانه مذهبی )که از خیرات سر امام زمان با شهریه تغذیه میکنی یا هم از حامیان مخلص مخالفان هزاره هستی که یک واقیعیت تاریخی را انکار میکنی. احزاب وند به گفته شما کدام میراث را میخورند که تو دیده نداری ؟ اصلا خبر نداری که چه با چه است برادر میلیار ها دالر که بنام کمک آمد در افغانستان همه به جیب گل آغا شیر زی و قسیم فهیم بنام شرکت ها و کمپنی ها رفته تو فقط اتحاد هزاره میخواهی و آنهم با دست خالی. امروز فهیم بیست هزار مسلح دارد بنام کمپنی امنیتی و رحیم وردک صد هزار عسکر ناتو را در افغانستان اعاشه میکند این پولها و منابع تجارتی و صنعتی در اختیار کدام هزاره است که تو باز از وند گپ میزنی؟ بازهم آفرین به همان وندی ها که درکابل مبارزه کردند و جان دادند خداوند رحمت شان فرماید. اما امروز یک قوماندان هزاره سر کسی ظلم نمیکند که مانند قوماندانان قوم تاجک ویا پشتون حتی در انتخابات مردم را فحش میدادند که اگر بمن رای ندادید باز من با خواهر و مادر شما معامله خواهم کرد. چنین واقیعیت تا نبینی باور نمیکنی اما یک حقیقت است که تمام رهبران ما استاد خلیلی ، استاد محقق ، استاد اکبری ، استاد عرفانی یکه ولنگی داکتر صاحب مدبر، همه قابل تمجید است و قابل تقدیر آنها به خیر وصلاح شما میاندیشند
هزاره یکه ولنگی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
حامد یک حرکتی درباری است من میشناسم اورا که خفاش گونه به تاریکی های تعصب و با تعفن های کج بینی و کج اندیشی بزرگ شده بگذار هرچه دلش میخواهد پارانویا بگوید.