درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

هزارها وکاسه گدایی(4)

بسیاری از کارشناسان روابط اجتماعی به نکته ظریفی اشاره میکنندومیگویند: (هرکاری که از روی مصلحت انجام شودبه مرور زمان تبدیل به وظیفه خواهد شد.)
بهتراست مثالی خدمت تان عرض کنم.
شخصی در مسیر منزل تا محل کارش، مردی گدایی میکرد. واو هر روز صبح مبلغ صد تومان به او میداد. این کار ماه ها طول کشید. یک روز آن شخص پول خورد همراهش نبود یک پنچاه تومانی به گدا داد. فردای آن روز دوباره مبلغ صد تومان داد. گدا بلافاصله صدازد آقای محترم! لطفا" پنجاه تومان دیگر هم بدهید.! مرد پرسید چرا؟ وگدا جواب داد برای اینکه دیروز پنچاه تومان کم دادی. آنمرد خواست از دادن پول امتناع کند. گدا گفت: اگر ندهی چنان داد وفریاد راه بیندازم که آبرویت پیش خلق الله برود. مرد پنجاه تومان داد ولی دیگر از آن مسیر عبور نکرد.
با خواند مثال بسیار ساده بالا به این نتیجه میرسیم که وضعیت ما هزاره ها بعد از ۸ سال برقراری حکومت دمکراتیک چیزی شبیه آن مرد گدا میباشد.
مدت ۸سال پشتون ها از روی مصلحت ودور اندیشی تعداد وزارت خانه وپست مثلا" "کلیدی" به هزاره داد. وبا دادن چنین پست های هزاره ها را گمراه کرد، وطوری وا نمود کرد که هزاره ها ره صد ساله یک شبه رفته اند.
برای بررسی واثبات این موضوع کمی به عقب برگردیم ونگاهی به گذشته داشته باشیم.
بعد از قرنها کشتار،تبعید، ظلم،ستم،تبعیض،در حق هزاره ها سر انجام در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، افغانستان دارای حکومت دموکراتیک شد. وقانونی را به تصویب رساند که حقوق تمام اقلیت ها در آن رعایت شده است. متعاقب آن ودولتی بر سر کار آمد که از همه اقوام در آن شرکت داشت وبه اصطلاح (ملی) بود. ومیتوان گفت امیدی را در دلهای نا امید ملت جنگ زده افغانستان باز گرداند.
دوره سه ساله اول دولت انتصابی(توسط کشور های خارجی) به ریاست جناب کرزی طوری آغاز شد که هر وزیری خودش دولت بود وهر جنگ سالاری صاحب حکومت. وزیران آندوره سفر های خارجی خود را از کشوری آغاز میکردند که وابسته به آن بود واز آنجا ساپورت میشد. جنگ سالاران هم در داخل کشور در مناطق خود حکومت میکردند . در این وضعیت رهبران هزاره، عده ای سرمست از دلار های کشور های خارجی و عده ای به عشق حکومت خود ساخته وناسیونالیسم قومی و نژادی، با دم خود گردو میشکستند وروزگار میگذارندند. این رهبران متاسفانه به همه چیز فکر میکردند جز یک استراتژی مشخص برای آینده ای نه چندان دور، آینده که هم اکنون با آن روبرو شده ایم.
سه سال به سرعت گذشت و قرار بود دموکراسی (حداقل در حد حرف وسخن) وجود داشته باشد.به همین علت وطبق قانون وتوافقات قبلی باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشد. دراین برهه از زمان رهبران هزاره به دو دسته تقسیم شدند. دسته اولی منافع خود را در کنار دولت انتصابی میدیدند. ودسته دومی هم به عشق قوم ونژاد خود، هوای ریاست جمهوری بر سر داشت.
در زمان تبلیغات دور اول ریاست جمهوری، هرجا جناب محقق ویا طرفداران او متینک تبلیغاتی برگزار میکردند وانگشت خودرا روی احساسات مردم میگذاشت وشعار های ناسیونالستی سرمیداد وفریاد میزد ای هزاره اگر به من رای دهید چنان میشود وچنین میکنم وفردای ان روز جناب خلیلی ویا طرفداران او پای میگذاشت روی خر خره مردم ومیگفت: ای هزاره هسیتم ونیستیم ما هستیم چون به دولت نزدیک هستیم وما از حقوق شما دفاع میکنیم، ما قدرت داریم، ما معاونت داریم، وما دلار داریم و... . بدین سان انتخابات دور اول تمام شد وجناب کرزی به ریاست جمهوری رسید.
... وپنج سال دیگر هم در حالی سپری گشت که تعداد از وزیران هزاره در دولت مشارکت داشتند وشحص جناب خلیلی هم به عنوان معاون دوم در دولت عضو بود. ودر پایان این پنج سال آن کی که به دسترخان دولت نزدیک بود هر روز فربه وفربه تر شد وآن یکی که از دسترخان دولت دور بود به این نتیجه رسید که سازش ودوستی ونرمی بهتر از داد فغان است. واین طوری بود که او هم پا روی اصول گذشته خود گذاشت وجذب دسترخان دولت شد ورفت پشت پرده تا زمانت نامه برای هزاره ها بگیرد.
ودر نتیجه اینکه در حکومت ۸ ساله دمکراتیک افغانستان ودر آغاز دور دوم حکومت قانونی در افغانستان فرصت ها از دست رفت و آنچه عاید ماه ملت هزاره هاشد یک سرک کاهگلی در بامیان بود. و چند سرپرست وزارت خانه نه چندان مهم.
وحال هم کار ما به جای رسیده که دنبال یک وزارت خانه کلیدی هستیم تا اگر فردا حقوق مارا نداد، کسی را داشته باشیم که به ته کاسه خالی ما بزند و دادا فریاد کند تا شاید سروری، اربابی، آقای، داروغه ای به نام سازمان ملل ویا حقوق بشر صدای مارا بشنود وحق مارا بستاند.
به راستی وضعیت ما هزاره ها مصداق همان گدای نیست که به خاطر ندادن آن پنجاه تومان میخواست داد فریاد راه بیندازد وآبروی آن شخص راببرد؟
آیا رای ندادن پشتون ها به وزیران هزاره همان مسیر عوض کردن نیست؟

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

مشکل تازه برای مهاجرین افغانی مقیم ایران

این روز ها در ایران از برقراری دولت الکترونیک سخن بسیار گفته میشود وتبلیغات فراوانی دررسانه های دیداری وشنیداری به سمع ونظر مردم میرسد.
از جمله این کارها پرداخت قبوض آب، برق، گاز،تلفن وموبایل میباشند.
مدت چند ماهی میشود که تقریبا" هیچ کدام از بانک ها دریافت این قبوض را قبول نمیکنند. وبه جای آن مردم یا باید به کافی نت ها مراجعه کنند ویا خودشان با مراجعه به بانک که حساب پس انداز دارند حساب رمز در یافت کنند واز داخل منزل خود با تلفن خانگی ویا همراه خود این قبوض را پرداخت کنند.
خوب تا این جای کار که خیلی عالی است میشود گفت واقعا" تکنولوژی مردم را راحت کرده است.
اما...
در اینجا یک اما وجود دارد وآنهم این است که این دولت الکترونیک وتکنولوژی روز برای مهاجرین افغانی مقیم ایران چگونه است.
شب قبل که به منزل مراجعه کردم همسر محترمه با قیافه جدی فرمودند: آقا جان وقت این قبض ها دارد میگذرد باید پرداخت شود وگرنه قطع میکنند.
من هم سگرمه هایم جمع شد. ودراین فکربودم که این بار چگونه باید این قبوض را پرداخت کنم، به کی باید رو بزنم ودرب مغازه کدام همسایه بروم، که خانم فرمودند: چیه آقاجان؟ پولش که زیاد نیست. ومن هم لبخندی زدم وگفتم: بلی حق با شما است.
صبح امروز اولین کاری که کردم این بود که به بانک که حساب دارم رفتم تارمز پرداخت بگیرم وحیال خودم را راحت کنم.
در بانک موردنظر از کارمند محترمه آن که یک خانم بود پرسیدم، که باید چگونه رمز پرداخت قبوض را دریافت کنم. وایشان هم خیلی محترمانه با کله اش معاون بانک را نشانم داد.
هنگام که در مقابل معاون محترم ایستادم ودرخواستم را مطرح کردم بنده خدا یک نگاهی از پائین به طرف بالا انداخت وروی صورت وچشمای بادامی ام زوم کرده فرمودند: فرم پر کردید؟ ومن هم گفتم نه خیر تازه آمدم. وایشان هم رفتند از داخل گاو صندوق بانک فرم مورد نظر آورد وگفت: این امکانات به شما تعلق نمیگیرد چون شما، شماره(کد) ملی ندارید.

وباز هم سرخ ها بیشتر است.

نگارش در تاريخ شنبه بیست و ششم دی 1388 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)نتیجه نهایی رای اعتماد پارلمان به وزراء
نتیجه نهایی آراء وکلای مجلس پس از استماع سخنان این نامزد وزیران طی چهار روز، به شرح زیر می باشد:
1. داکتر زلمی رسول ،نامزد وزیر امورخارجه: 132 رای موافق، 82رای مخالف ، 4 رای باطل و 5 رای سفید
2. حبیب الله غالب،نامزد وزیر عدلیه:115 رای موافق، 99 رای مخالف ، 1رای باطل و 8 رای سفید
3. داکتر محمد هاشم عصمت اللهی، نامزد تحصیلات عالی: 100رای موافق، 108رای مخالف ، 2 رای باطل و 12 رای سفید
4. محمد یوسف نیازی ، نامزد وزیر حج و اوقاف: 132 رای موافق، 80رای مخالف ، 1 رای باطل و 10 رای سفید
5. پلوشه حسن ، نامزد وزیر امور زنان: 56 رای موافق، 150 رای مخالف ، 4 رای باطل و 15 رای سفید
6. داکتر ثریا دلیل ، نامزد وزیر صحت عامه: 86 رای موافق، 116 رای مخالف، 17 رای سفید و 3 رای باطل
7. عبدالهادی ارغندوال، نامزد وزیر اقتصاد: 120 رای موافق، 94 رای مخالف ، 2 رای باطل و 6 رای سفید
8. محمد ظاهر وحید ،نامزد وزیر تجارت و صنایع: 69 رای موافق، 127 رای مخالف ، 3 رای باطل و 12 رای سفید
9. آمنه افضلی ، نامزد وزیر کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین: 117 رای تایید، 1 رای باطل و 10سفید و 94 مخالف
10. اینجینیر عبدالرحیم اوراس ، نامزد وزیر ترانسپورت و هوانوردی: 87 رای موافق، 123 رای مخالف، 12 رای سفید و 1 رای باطل
11. اینجینیر محمد بشیر لعلی، نامزد وزیر فواید عامه: 78 رای موافق، 129 رای مخالف ، 1 رای باطل و 15 رای سفید
12. اینجینیر عبدالرحیم، نامزد وزیر عودت و مهاجرین: 82 رای موافق، 128 رای مخالف ، 0 رای باطل و 15 رای سفید
13. یارالله منصوری ،نامزد وزیر احیا و انکشاف دهات : 113 رای تایید، 1 رای باطل و 6 سفید و 102 مخالف
14. ارسلا جمال،نامزد وزیر سرحدات ، اقوام و قبایل: 94 رای موافق، 116 رای مخالف ، 3 رای باطل و 10 رای سفید
15. ضرار احمد مقبل ،نامزد وزیر مبارزه با مواد مخدر:161 رای تایید، 1 رای باطل و 4 سفید و 56 مخالف
16. سلطان حسین ، نامزد وزیر انکشاف شهری: 80 رای موافق، 128 رای مخالف، 12 رای سفید و 3 رای باطل
17. عبدالقدوس حمیدی،نامزد وزیر مخابرات و تکنالوژی: 105 رای موافق، 104 رای مخالف، 14 رای سفید و 0 رای
با این نتیجه در حال حاضر از مجموع 25 وزیر دولت جدید افغانستان، چهارده وزیر وزاتخانه های کلیدی تعیین شده اند و ده وزیر رد صلاحیت شده امروز به همراه وزیر آب و انرژی دوباره باید معرفی گردند.
چهارده وزیر تعیین شده دولت بدین شرح میباشد:
عبدالرحیم وردک وزیر دفاع ، محمدحنیف اتمر وزیر داخله، حضرت عمر زاخیل وال وزیر مالیه، فاروق وردک وزیر معارف، سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ، وحید الله شهرانی وزیر معادن و صنایع، محمد آصف رحیمی وزیر زراعت ، داکتر زلمی رسول وزیر امورخارجه، حبیب الله غالب وزیر عدلیه، محمد یوسف نیازی وزیر حج و اوقاف، عبدالهادی ارغندوال وزیر اقتصاد، ، آمنه افضلی وزیر کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین، یارالله منصوری وزیر احیا و انکشاف دهات و ضرار احمد مقبل وزیر مبارزه با مواد مخدر.
به این ترتیب باید منتظر ماند تا یازده وزیر باقیمانده نیز معرفی شوند، و کابینه جدید دولت کرزی تکمیل شود.
منبع: شبکه اطلاع رسانی افغانستان.

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

دختر خانم ها آقا پسرها شما، چگونه هستید؟!

مطلب که امروز تقدیم تان میکنم، شاید هنوز به آن فکر نکرده باشید، شاید هم دیده ویا شنیده باشید، شاید هم خودتان تجربه کرده باشید. اما پشنهاد میکنم تا آخر به دقت بخوانید واگر غیر ازاین باشد نصف عمرتان را از دست داده اید.!
دختر خانم ها آقا پسرها، از سن 17 سالگی به بعد به سه دسته تقسیم میشوند.
1- گروه اولی  بست مینشینند وبی خیال منتظر سرنوشت میمانند.
2- گروه دومی  فقط به ازدواج فکر میکنند واگر به جنس مخالف علاقه مند میشوند فقط برای ازدواج است.
3- گروه سوم  برای گذران وادامه زندگی دنبال یک دوست از جنس مخالف هستند"فقط برای دوستی"
خوب شما جز کدام گروه بودید، ویا هستید؟ منظورم شما که عمری تجربه دارید ویا شماکه در نیمه های عمر قرار دارید ویا شماکه جوان هستید. در کدام گروه قرار میگیرید؟ امیدوارم نگوئید هیچ کدام! اگر این طور هست بی زحمت به یک دکتر روان شناس مراجعه کنید. شما بیمار هستید.!
گروه اول: گروه اول را مانند خودشان میسپاریم به دست سرنوشت که هرچه دلش خواست بنوشت.
گروه دوم: گروه دوم جوانانی هستند که با دیدن جنس مخالف بیگداریاد زندگی مشترک وازدواج می افتد وبا نگاهی به طرف مقابل او را با خواست ها وآرزو های خود مقایسه میکنند وبخت بازنشده وکمبود های دست نیافته زندگی  خودرا در وجود جنس مخالف خود جستجو میکنند. واین گروه  سعی میکنند با جنس مخالف مورد نظر ارتباط برفرار کرده ،گفتگو کنند، نامه بدهند، عاشق شوند وعاشق بمانند.
گروه سوم: گروه سوم هم کسانی هستند که دنبال دوست وهمدم میگردند زیاد مهم نیست کی هست از کجا هست. تیری در تاریک رها میکنند! اگر به هدف خورد که خوب واگر نخورد هم که هیچ.
نکته: اصلا" به من مربوط نیست که کدام گروه بهتر است. قضاوت بی قضاوت.
و اما دختر خانم ها وآقا پسر ها چگونه رفتار میکنند؟
دختر خانم ها وآقا پسر ها هنگام رو برو شدن با جنس مخالف رفتار کاملا" متفاوت دارند. چطوری ؟ خوب این طوری.
یک آقا پسر درزمان روبرو شدن با یک دختر خانم اگر قصد فقط دوستی باشد(نه ازدواج) آنوقت دست پای خود را گم میکند،رنگش میپرد، ضربان قلبش به شدت افزایش می یابد،لکنت زبان پیدا میکند، دهنش هم خشک میشود. وسعی میکند جملات را اشتباه ادا نکند.
اما یک دختر خانم در چنین مواقعی آرام،خونسرد، با اعتماد به نفس کامل فقط نگاه میکند. وگاهی به علامت تعجب ویا تائید سری تکان میدهد.
اما  این قضیه اگر به قصد ازدواج باشد چه طوری است؟ خوب این طوری است.
در اینجا چون نیت ازدواج هست، مثئله کاملا" برعکس میشود. دختر خانم با قلب پر اضطراب، رنگ روی پریده، دهان خشک شده، مرتب اب دهن خودرا قورد میدهد تا خدای نکرده اشتباهی پیش نیاید. ودر طرف مقابل آقا پسر آرام وبا اعتماد به نفس به دختر خانم نگاه میکند.
خوب با این حال:

به نظر شما چرا این گونه هست؟


اگر دوست داشتی با نام مستعار نظر خودرا بگو.



۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

براساس نتایج یک نظرسنجی جدید؛ اکثر مردم راضی و به آینده امیدواراند

نتایج نظرسنجی جدیدی در مورد افغانستان که بی بی سی منتشر کرده است، از جهات زیادی غافلگیر کننده و از طرفی غیر قابل انتظار است. براساس این نظر سنجی 72 درصد از پرسش شوندگان حامد کرزی را رهبری "توانا" و یا "مناسب" برای افغانستان خوانده اند، 60 درصد گفته اند که از عملکرد حکومت به رهبری او راضی هستند و 80 درصد گفته اند که از حکومت مرکزی به رهبری او حمایت می کنند. با این وجود 60 درصد از پرسش شوندگان گفته اند که انتخاب مجدد آقای کرزی به عنوان رییس جمهوری افغانستان با تقلب همراه بوده است.
در بخش دیگر 55 درصد از پرسش شوندگان وضعیت زندگی خود را "نسبتا خوب" ارزیابی کرده و 16 درصد وضعیت زندگی شان را "بسیار خوب" خوانده اند.
به گفته بی بی سی بر اساس نتایج این نظر سنجی "آنهایی که راضی هستند، می گویند که مثلا در پنج سال اخیر دسترسی مردم به جاده و برق دو برابر شده، استفاده از خدمات بهداشتی و امکانات ارتباطی مثل تیلفون همراه آسانتر شده و کشاورزی رشد کرده است".
نتایج این نظر سنجی هم چنان نشان می دهد که به نظر 70 درصد از شرکت کنندگان، افغانستان مسیر درستی را انتخاب کرده است، در حالی که این رقم در نظر سنجی سال گذشته 30 درصد کمتر بوده است.
این نظر سنجی هم چنان نشان می دهد که میزان حمایت از نیروهای بین المللی در مجموع افزایش یافته و 68 درصد از پرسش شوندگان از حضور نیروهای خارجی در افغانستان حمایت کرده اند. با این وجود 10 درصد گفته اند که باید در برابر این نیروها جنگید که البته به گفته بی بی سی در مقایسه با نظر سنجی مشابه در سال گذشته 15 درصد کمتر و به تناسب نظر سنجی های مشابه در سال های گذشته کمترین رقم است.
در بخش دیگر این نظر سنجی نیمی از پرسش شوندگان نقش امریکا را در افغانستان کاملا مثبت خوانده و در مورد ایران نیز تقریبا رقم مشابهی نگاه مثبت داشته اند. این در حالی است که یک رقم درشت یعنی 81 درصد از شرکت کنندگان این نظر سنجی دیدگاه منفی نسبت به پاکستان داشته اند.
در این نظر سنجی میزان حمایت از طالبان به شش درصد کاهش یافته و 70 درصد از مردم طالبان را مسوول افزایش خشونت ها خوانده اند. با این وجود هنوز مردم طالبان را یک خطر جدید برای افغانستان محسوب کرده ولی نیمی از پاسخ دهندگان گفته اند که این گروه در مقایسه با سال های گذشته ضعیف شده است.
در بخش دیگر این نظر سنجی 90 درصد از مردم گفته اند که ترجیح می دهند تا دولت فعلی حکومت کند و درصد کسانی که خواستار تعویض حکومت فعلی با افراد چون طالبان و دولت فعلی باشند، صفر است.
براساس این نظر سنجی 34 درصد از پاسخ دهندگان وضعیت بد اقتصادی، فقر و بیکاری را بزرگترین مشکل افغانستان خوانده اند در حالی که 32 درصد ناامنی، خشونت و جنگ سالارها را عمده ترین مشکل کشورشان عنوان کرده اند. 14 درصد فساد اداری و نا کارآمدی دولت و 8 درصد دیگر عدم پیشرفت بازسازی را بزرگترین مشکل خوانده اند.
این نظر سنجی از طرف بی بی سی، ای بی سی نیوز، و آی آر دی آلمان انجام شده و در آن 1500 تن از "سراسر" افغانستان شرکت کرده اند. البته بی بی سی که منبع این خبر برای 8صبح است شیوه انتخاب افراد و ولایت های را که این نظر سنجی در آن انجام شده است، تذکر نداده است. در اکثر کشورها، نظرسنجی های کمی حداقل میان 3000 تن از طیف های مختلف برگزار می شود تا نتایج کمی مورد قبول و اعتماد از آن به دست آید. به همین خاطر شرکت تنها 1500 تن در یک چنین نظر سنجی مهم می تواند تا حدی اطمینان نسبت به درست بودن نتایج این نظر سنجی را زیر سوال ببرد.
در بخش دولتداری انتشار نتایج این نظر سنجی در آستانه برگزاری کنفرانس لندن و در شرایطی که لیست جدید کابینه آقای کرزی به ولسی جرگه برای اخذ رای اعتماد معرفی شده است، می تواند به نفع آقای کرزی تمام شود. با این وجود بعید نیست که نتایج این نظر سنجی باعث شود که در مواردی میان جامعه جهانی و آقای کرزی اختلاف نظرهای در ارتباط به نحوه عملکرد حکومت اش ایجاد شود و تلاش ها را برای بهبود و اصلاح وضعیت اداره، حکومت داری، مبارزه با مواد مخدر و فساد اداری دچار چالش سازد. زیرا نتایج این نظر سنجی به کرزی این اطمینان کاذب را می دهد که او محبوب القلوب همه است و با توجه به این که شمار کمی از مردم فساد اداری و ناکارآمدی دولت را مشکل عمده افغانستان خوانده اند، بنابراین نیازی به مبارزه و ریشه کن سازی این پدیده و اصلاح سیستم اداره ندارد.
در عین حال نتایج این نظر سنجی یک پاسخ روشن و قاطع به طالبان و حامیان شان دارد که دیگر آنها از حمایت مردمی برخودار نیستند. هم چنان اطمینان مردم از ضعیف تر شدن طالبان می تواند پاسخ دندان شکنی به آن عده از کارشناسان غربی باشد که مدام با پخش دیدگاه های ترسناک ادعا می کنند که طالبان از حمایت مردمی برخودار اند و قادر اند تا بر افغانستان مجددا تسلط پیدا کنند.
این نظر سنجی یک مشکل جدی دارد و آن مقایسه حکومت فعلی با طالبان است. مقایسه دولت فعلی با طالبان نمی تواند یک معیار قابل قبول باشد، زیرا طالبان با دولت فعلی با وجود مشکلات متعدد، فساد اداری، نا کارآمدی، مصلحت گرایی و سیاست های نادرست، به هیچ صورتی قابل مقایسه نیست. طالبان یک گروه تروریست، جنایتکار و به صورت سیستماتیک ضد ارزش های حقوق بشری اند، اما دولت فعلی با وجود مشکلاتی که دارد، به هیچ یک از شاخصه های که طالبان به آن متصف اند، قابل مقایسه نیست. اساسا وقتی میان دو چیز مقایسه صورت می گیرد، وجوه تشابه آن مورد نظر است، حال آن که دولت فعلی با تمام نواقص هیچ وجه تشابهی با طالبان ندارد. بنابراین این مقایسه درست نیست و نسبت به نتیجه آن باید به دیده شک نگریست، زیرا به صورت طبیعی هرکسی در افغانستان حکومت فعلی را با طالبان مقایسه نمی کند.
با این وجود نتایج این نظر سنجی در کل امید بخش است و می تواند به عنوان یک شاخصه خوب در سیاست گذاری های آینده دولت و حامیان بین المللی افغانستان مورد استفاده قرار گیرد. مثلا وقتی که مردم فقر، وضعیت بد اقتصادی و بیکاری را عمده ترین مشکلات فعلی کشورشان می دانند، پس بهتر است که بیشترین توجه دولت و جامعه جهانی در این راستا صورت گیرد.
از طرف دیگر نفرت جمعی مردم از طالبان یک عامل عمده می تواند برای شکستن و نابود سازی این گروه به کار برود، به شرطی که مشارکت مردم به صورت دموکراتیک، شفاف و عادلانه در قدرت تامین شود.

منبع: روزنامه ۸صبح

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

قدرت دموکراسی


 من از"دسترخان" مادری دورم واز کم وکیف داخل کشور عزیز مان افغانستان اطلاعاتم محدود میشود به همین فضای مجازی ودنیای انترنت. آنهم با اخبار دست چندم! چون اکثر سایت های معتبر در ایران فیلتر هستند واین حقیر دست رسی به ماهواره هم ندارم. بنا براین نوشته هایم حاصل این محدود اطلاعاتی هست که دارم.
در دنیای خبر ها آنطور که این حقیر دیدم، ردصلاحیت ۱۷ وزیر پشنهادی رئیس جمهور کرزی صاحب توسط پارلمان به مزاج خیلی ها خوش نیا مده وبه همین علت واکنش های متفاوت از خود نشان داده اند واکثرا" هم ناخوش هستند.!!!
در این میان بیشترین ناخوشی را (تا جای که من اطلاع دارم) حزب وحدت اسلامی وجنبش ملی اسلامی از خود نشان داده اند.
وقتیکه دنبال علت این واکنش ها میگردم به این نتیجه میرسم که متاسفانه وضعیت سیاست مداران اقلیت ما در داخل اصلا"تعریفی ندارد مخصوصا"در بین آندسته از کسانی که درحال حاضر عنوان جنگ سالار را با خود یدک میکشند وهمه کاره قوم خود هم هستند. این بزرگ واران همه جیز را با چشم معامله(پشت پرده) با دیگران میبینند. ودر طول هشت سال گذشته هر کاری وهر حرفی را در پشت پرده با افراد خاصی در میان گذاشته اند واز قوم ومردم خود غافل بوده اند.
بهترین گواه من برای چنین ادعای دومین انتخابات راست جمهوری افغانستان میباشد. همان طور که میدانید جناب کرزی صاحب قبل از انتخابات سران همه اقوام را دورخود جمع نموده به هر کدام از آنها قول پست ومقامی داد وآنهارا با خود همراه کرد. این کار جناب کرزی نشان از پختگی، شناخت وتجربه سالهای گذشته ریاست او بود. ومن خودم به جناب کرزی آفرین گفتم.
اما در طرف مقابل سران ونمایندگان اقلیت های قومی ونژاد های دیگر مانند تاجیک، هزاره،ازبیک قرار داشتند. این بزرگ واران در معاملات پشت پرده وقول قرار های که با جناب کرزی گذاشتند، متاسفانه به طور کامل در کرزی صاحب ذوب شدند.ذوب شدند این سران همانا و غفلت وبه فراموشی سپردن مردم همانا. این ذوب شدن چنان شدید بود که با گذشتن چند ماه از انتخابات همه آنها مست وسرخوش قول وقرار های پنهانی وپشت پرده خود بودند وخود ویا نمایندگان خاص خود را در پشت صندلی وزارت میدیدند، وفقط منتظر تائید نمایندگان مردم بودند! تا دموکراسی مد نظر آنها بی عیب ونقس به سر انجام خوش برسد.
اما در این بین پار لمانی هم جود داشت.پارلمانی که ادعای نمایندگی از مردم وملت مظلوم وستمدیده افغانستان را دارند.
رد صلاحیت وزیران درپار لمان حال به هر نیتی که بوده باشد قابل تقدیر است. وپیام روشن دارد. وآن پیام هم این است که در حکومت های دموکراتیک واجرای صحیح دموکراسی، معامله پشت پرده بی معنی ودور شان انسانیت است. حتی اگر در افغانستان جنگ زده واشغال شده باشد.
بعضی تحلیل گران این کار پارلمان را دهن کجی به دولت تعبیر کردند، اما برداشت من این است که این کار پارلمان"زدن" توی دهان همه کسانی است که مردم خود ونمایندکان آنهارا نادیده میگیرند.
در خبر ها آمده بود که جناب کرزی همان اشخاصی رد صلاحیت شده ای قبلی را دوباره معرفی کرده منتها این باربرای یک پست دیگر و وزارت خانه دیگر.! معرفی دوباره افراد رد صلاحیت شده توسط رئیس جمهور محترم ثابت میکند که در پشت پرده سیاست در افغانستان معامله های کثیفی انجام میشود که هدف آن هرچه باشد خدمت به ملت جنگ زده افغانستان نیست.
وقتیکه زحمتی کشیده میشود انرژی فراوان مصرف میگردد پروتکلی (پشت پرده) امضا میشود دیگر خدمت به ملت ورضایت مردم معنی نخواهد داشت. برای کرزی صاحب چه فرقی میکند کی به درد چه وزارت خانه میخورد ویا برای آن وزیری که فقط وزیر شدن مهم است چه فرقی میکند در کدام وزارت خانه رئیس باشد. مهم رضایت دوستان وهم پیاله ها است نه مردم وملت افغانستان، واگر غیر از این بود باید هر کسی در تخصص وجایگاه خود قرار میگرفت ودردی از هزاران درد مردم را دوا میکرد.
به هرحال میتوانم اینطور نتیجه بگیرم که آنکه قرار است وزیر شود خواهند شد وآنکه قرار است ورئیس شود خواهند شد، ذوب شدکان به کرزی راضی میشوند پیاله ای دیگر پر خواهد شد، آسمان گاهی صاف گاهی هم ابری خواهد بود، بارانی خواهدبارید، دشت دمن سبزه خواهدشد، گلی خواهد شکفت وجوانه خواهد زد.



ودر گوشه تاریخ خواهند نوشت(زنده باد دمکراسی)




با اجازه کمی از سیاست


هفده تا وزیر.

رد شدند!!!
نه بابا امکان ندارد.!!!
آنهم در پارلمان افغانستان بی درو پیکر!
مگر چند تاوزیر بودند که هفده تای شان رد شدند.!!!
رد شدن(صلاحیت) هفده وزیرپشنهادی رئیس جمهور کرزی در پارلمان افغانستان همه جهان را شوکه کرد! چه آنهای که موافق حکومت کرزی هستند وچه آنهای که مخالف آن. در سایت ها وخبر گزاری ها که سری بزنی همه اعتراف میکنندکه که چنین چیزی را پیش بینی نمیکردند. زبده ترین تحلیل گران، نویسندگان وژورنالیستهای حرفه ای هم انگشت به دهان مانده اند.
اما من تمام این اتفاقات را به فال نیک میگیرم وآنرا نشانی از بلوغ وتکامل یافتن سیاسی جامعه(جنگ زده) افغانستان میدانم. اگر تبانی شده اگر قسم داده شده اگر پولی رد وبدل شده ورشوه داده اند واگر قوم نژاد پرستی شده و... صد تا اما اگر های دیگر. همه این ها فدای(یک تار موی )دموکراسی.
این اتفاق اگر در دیگر کشور ها که سالها تجربه دموکراسی دارند بیفتد شاید خند دار وشاید هم یک فاجعه باشد. ما درافغانستان که سالها جز جنگ وخون ریزی چیزی دیگری نبوده یک اتفاق مثبت به حساب می آید.
برای نگارنده این مطلب، همین که این اتفاق در پارلمان وبه دور از جنگ مسلحانه وخون ریزی انجام شده جای بسی افتخاردارد. والبته امید واری برای آینده بهتراست.

نکته:
در پارلمان قبل از رای گیری اتفاق دیگری هم افتاد که خیلی باعث نا امیدی وتاسف من شد.شاید در دنیا چنین چیزی اتفاق نیفتاده باشد.
قبل رای گیری یکی از زنان نماینده در تذکری به رئیس پارلمان گفت: نمایندگان برای جمع کردن رای همدیگر را قسم میدهند.!
ورئیس پارلمان بدون معطلی رو به جناب استاد سیاف نموده گفت: حکم شرعی درباره این کار(قسم دادن)چیست؟ واو پاسخ داد:جایز نیست.
به راستی چرا در چنین مواقعی قانون حکم صادر نمیکند؟
قابل عرض است که در مذهبی ترین حکومت ها هم صادر کردن حکم شرعی مراحلی دارد که باید طی شود.








۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

عاشورا در غربت

عجب حکایت غم انگیزی دارد این "حجرت" همه چیزی آن خاص است، از زندگی معمولی بگیر تا غم وشادی، همش بوی غربت میدهد. ماهزاره های مهاجر که از بدی روزگار ویا از خوبی آن شیعه دوازده امامی هم هستیم وبیشترین مهاجرین مقیم ایران را هم تشکیل میدهیم. در ایران افغانی یعنی هزاره، وهزاره یعنی شیعه. این مطلب را بعد از ۳۰ سال دیگر تقریبا"همه ایرانی ها میدانند ومیشناسند.

در ایام عزاداری ماه محرم(مخصوصا" دهه اول آن) در مناطقی که مهاجرین افغانی ساکن هستند، در هر کوچه وخیابان که گذر کنی یک تابلوی به این عنوان میبینی:

رنگ رفتگی وکهنگی بعضی از این تابلو ها نشان از قدمت وسابقه آنها دارد، یعنی اینکه این تابلو ها گرمی وسردی زیادی را چشیده وسالهای سال در ایام محرم وعزاداری امام حسین (ع) مدت چند روز سر درب منزل ویا ساختمان های نوساز ویا انباری های قدیمی وبلا استفاده ویا روی چادر های سیار نصب شده است، و نسیم ملایم بهار، گرمای تابستان، بادهای تند پائیز وسرمای زمستان را تحمل نموده ونشانه ی است از دلهای که به یاد حسین وبه عشق حسین(ع) میتپد وخواهد تپید.
در شهر محل زندگی ما از همان اوایل سالهای حضور مهاجرین مردم در ایام محرم به عزاداری ونوحه سرای میپرداختند.
در همین شهر کوچک محل زندگی من، بیش از ۳۰ هیئت مذهبی کوچک وبزرگ مهاجر افغانی درقالب عزاداران امام حسین (ع) در ایام محرم جدا گانه، به صورت قومی وفامیلی اقامه عزا میکنند.
از دوسال قبل وبنا بر اقتضای زمان مجمع قاریان وحافظان مهاجرین افغانی (مقیم شهر قرچک) به مدیر مسئولی برادر عزیز ما آقای کریمی وهمکاران محترم شان فعالیت های مثبت را آغاز نموده اند که بحمدالله خیلی خوب وقابل توجه بوده.
در دوسال گذشته این دوستان با زحمات زیاد توانسته بودند در بعداز ظهر روز تاسوعا(نهم محرم) با گرد آوری تعداد زیادی از هیئت های مذهبی مهاجر افغانی در محل برگزاری نماز جمعه شهر قرچک(مصلی مسجد جامع) برنامه عزاداری وسینه زنی برگزار کنند، که به کمک خداوند وهمکاری دوستان عزیز این برنامه در دوسال گذشته باموفقیت انجام شده بود. به همین خاطر آقای کریمی ودوستانش از حدودا" شیش ماه قبل تصمیم گرفتند، که امسال برنامه عزاداری در محل نماز جمعه(مصلی مسجد جامع )برگزار شود.
این دوستان با گردآوری تعداد از هیئت های مذهبی(وتشکیل هیئت امنا) از بین ریش سفیدان هیئت های مذهبی مهاجر، وبا تلاش شبانه روزی شیش ماهه وگذشتن از لایه های برکراسی اداری ایران، بلاَ خره در دقیقه نود یعنی در تاریخ۲۵آذر ماه توانستند مجوز اقامه عزاداری امام حسین (ع) را، از امام جمعه محترم شهر قرچک،بخشداری،ونیروی انتظامی شهر قرچک سازمان تبلیغات وفرمانداری شهرستان ورامین دریافت کنند.
قابل عرض است که این مختصر اِشاره ی بود از روند فعالیت شیش ماهه اقای کریمی ودوستان محترم شان. حتما" دوستان که در ایران مقیم هستند میدانند که گرفتن مجوز هر نوع فعالیت(فرهنگی) از اداره های ایران برای یک مهاجر افغانی واقعا" صبر ایوب میخواهد. واین تلاش آقای کریمی همکاران محترم شان درجای خود قابل تقدیر است. خداوند توفقیق شان دهد.
شروع برنامه ها:
برنامه عزاداری امام حسین(ع)به مدت ۱۱شب هرشب از ساعت۸:۳۰ دقیقه الی۱۱شب برگزار شد.
در ابتدای برنامه ها به مدت ۱۵ دقیقه شاهد قرائت قرآن کریم باصدای گرم یکی ازاعضای مجمع قاریان وحافظان بودیم، وبعد از آن به مدت ۴۵ دقیقه: توسط روحانی محترم برنامه سخنرانی وروضه خوانی داشتیم، ودر ساعت ۱۰:۴۵ دقیقه هم برنامه سینه زنی وزنجیر زنی آغاز وتا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت.


نکات مثبت:
۱- مدریت خوب وبرنامه ریزی دقیق.
۲- دعوت روحانیون مهمان(در طول شب های عزاداری) توسط هیئت امنا.
۲- مسئولیت پزیری تک تک اعضا و وقت شناسی در هنگام حضور در مراسم.
۳- فعالیت شبانه روزی هیئت امنا .
۴- ایجاد نظم انظباط توسط کادر انتظامات با سر پرستی آقای خاوری.
۵- رعایت نظافت توسط تمامی شرکت کنندگان.
۶- برنامه اجرای نظافت بعد از اتمام برنامه عزاداری.
۷- جمع آوری نذورات وصدور قبض(رسید).
نکات منفی:
۱- سخنران مجلس(خیلی ضعیف).
۲- تعدا نفرات انتظامات بیش از حد نیاز.
۳- سردرگمی وبلاتکلیفی بعضی مسئولین اجرای(به علت نداشتن تجربه کافی)
۴- در دسترس نبودن روحانی مجلس برای رفع نیاز های شرعی.
۵- راحت نبودن، خیلی رسمی وخشک بودن(مانند چب قورت داده ها) لبخند های زورکی انتظامات.
سخنرانان مهمان:
اوج عزاداری ما در روز تاسوعا( نهم محرم) بود.


در این روز روحانی محترمی بنام آقای ناطقی مهمان ما بود که در بین دیگر مدعوین سر آمد تربود!چرا؟ عرض میکنم:
ایشان در طول سخنرانی یک ساعته خود از تغییرات در لحن گفتار جناب ربانی و استاد سیاف شروع کردند وبه آلمان وسفارت ایران در کابل ومجمع تقرب بین مذاهب رفتند ودر آخر هم برای جناب کرزای دعا کردند وهم برای سلامتی ایت الله خامنه ای ودرباره ی موفقیت دانشجویان ومحصلین افغانی گفتند گفتند تا اینکه این طور نتیجه گرفتندکه:
ما هرچی موفقیت در طول هشت سال در افغانستان کسپ کردیم مرهون ائمه اطهار ومخصوصا" خون شهدای کربلا هستیم. (موضوع سخنرانی تمام روحانیون) البته ما که به خاندان اهلبیت اعتقاد داریم وشکی هم نداریم. اما پرسش که مطرح میشود این است که اگر همین روز ها کا کا سیاه ما سر عقل بیاید وبخواهد نیروهای خود را از افغانستان خارج کند آنو قت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مردم تمام حرف های را که میشنوند فراموش نمیکنند مخصوصا" اگر از زبان یک عالم دینی ودر روز های محرم شنیده باشند.(مگر اینکه خود سخنران چنین عقیده داشته باشد) به هر حال به نظر من مسئول قرار دادن ائمه اطهار کار اشتباهی است که ضایعه آن در دراز مدت قابل جبران نخواهد بود.

مداحان اهلبیت:
مداحان اهلبیت هم در حد بضاعت خود خوب بودند اما میشود بهتر ازین بود. کمی سعی وتلاش لازم است.


گل سر سبد مجلس عزاداری ماه عبدالرحیم جعفری بود.
صدای گرم او دربعد از ظهر تاسو عا هنوزم در گوشم میپیچد که میخواند:
نه دستی به تن، نه مشکی به دوش/ حسین جان مرا سوی طفلان مبر !





















هاشیه ها:


۱- درخواست خیلی زیاد(دعا) برای شفای بیماران
۲- درخواست مداحی توسط اشخاص متفرقه.
۳- فیلمبرداری با موبایل توسط عزاداران که گاهی وقتها باعث بی نظمی میشد.
۴- بحث(قدیمی) هیئت من وهیئت تو در بین بعضی مسئولین اجرای.!!!
۵- استرس خیلی زیاد هنگام توضیع ۱۸۰۰ بسته غذا در ظرف های یکبار مصرف در بین عزاداران در روز عاشورا هم جالب بود،وجالبتر هم این بود که به هر نفر عزادار یک بسته غذا بیشتر ندادیم وخود ما مسئولین هر کدام چند بسته برداشتیم وبه منزل بردیم.!

به شوخی به دوستان دیگر گفتم ما نمونه از مسئولین اجرای از صدر اسلام تاکنون هستیم اگر آنها از ما بهتر میبود وضعیت مسلمانان خیلی بهتر از حالا بود.!!!

6- اما بشنوید از یک روحانی که میگفت: آفای کریمی با این کار خود به روحانیون ضرر میزند! چون اگر هیئت ها پراکنده باشندآخوند های زیادی از قم دعوت میشوند واگر همه یک جا جمع شوند آنوقت یک روحانی بیشتر لازم ندارند






۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

قسمت سوم: دانش آموزان.


۳۰سال از مهاجرت افغانها در ایران سپری میشود. بعد از گذشت ۳۰سال زندگی در ایران هم اکنون سئوالی در ذهن خیلی عظیمی از نویسندگان، پژهشگران، واندیشمندان خلق شده است، که آیا مهاجرت وزندگی حداقل یک میلیون افغانی که به اصطلاح مجوز اقامت داشته وبه طوری قانونی در ایران ساکن هستند.
آیا ایران، برای این عده از مهاجرین سراب بوده یا مدینه فاضله؟
متاسفانه برای پاسخ این سئوال نمیتوان منبع مفید وقابل اعتمادی یافت! بنا براین نگارنده بالاجبار به حافظه وتجربیات ۲۰ ساله زندگی در ایران مراجعه نموده وسلسله نوشتاری در چند(( قسمت)) را تقدیم خوانندگان عزیز مینماید.
لازم به ذکر است که هدف از تحریر این نوشتار انتقاد نیست( زیرا انتقاد از وضعیت مهاجرین در ایران مانند مثالی کوبیدن آب در هاون است) بلکه صرفا" یک اطلاع رسانی از تجریبیات زندگی در ایران است که فقط از چشم این حقیر دیده وبا قلمم تحریر شده، بنا بر این قضاوت آن را به شما خوانند گرامی واگذار نموده ومنتظر نظرات وانتقادات شما هستم.
در این نوشتار زندگی قشر های مختلف جامعه از جمله:فارغ التحصیلان، دانشجویان، روحانیون، دانش اموزان، کسبه، وطبقه(عام) کارگری که هر کدام در قسمت های جداگانه بررسی و تقدیم شما خواهد شد. انشا الله
قسمت سوم: دانش آموزان.


وقتیکه صحبت از دانش آموزان مهاجر افغانی که دارای کارت های شنا سای هستند، به میان می آید، این یعنی اینکه این قشر از مهاجرین متولد ایران هستند ودر ایران به دنیا آمده وهمین جازندگی نموده وبه مدرسه رفته اند.
دانش آموزان مهاجر افغان را میتوان به چهارگروه تقسیم کرد.
۱- قبل از مدرسه( کودکان)
۲- ابتدای.
۳- راهنمای.
۴- دبیرستان.
قبل از مدرسه: کودکان مهاحر افغان زمان که زبان به سخن گفتن باز میکنند وتا سن ۶ سالگی که باید به پیش دبستانی بروند، اصلا" حاضر نیستند قبول کنند که افغانی واز یک کشور بیگانه هستند.! البته این طبیعی است، برای اینکه ذهن کوچکشان یاری نمیکند تا معنی کشور خود وبیگانه را درک کنند، وآنچه را که در تلویزیون میبینند قبول میکنند. به همین خاطر هر زمان که از آنها سئوال کنی از کجا هستی؟ واهل کدام کشوری؟ به راحتی میگویند: ایرانی!
ابتدای: ورود یک دانش آموز مهاجر افغانی به مدرسه، مساوی است با تغییر صد در صدی دنیای اطراف او. یک دانش آموز مهاجر از ابتدای ورود به مدرسه دیگر یک افغانی خالص خواهد بود، چه بخواهد چه نخواهد.! طرز رفتارو برخورد مدیران، معلمین، ناظم، ابدارچی، همکلاسیها، وبابای مدرسه، این را را ثابت میکند که او یک افغانی و مهاجر در ایران است.
در این مقطع زمانی دانش آموزان مهاجر دچار یک سردرگمی نامعلوم ونامفهوم میشوند، وبعضی مسایل مانند:کشور،ملت،هویت،ایرانی، افغانی، مهاجر،آواره،بیگانه،خودی و ... .لغات واصطلاحات که هر روز وساعت ولحظه از زبان خیلی ها میشنوند، ولی آنرا درک نمیکنند، ومعنی آن به صورت سئوال در ذهن آنهاباقی میماند، وآنها از عهده پاسخ آن بر نمی آیند. به همین علت مجبور است، ساعت ها وروز ها به آن فکر کنند، ودر خیلی از موارد معنی این جملات را از والدین خود میپرسد. مانند این لغات: بابا، مامان، کشور یعنی چه؟ ملت یعنی چه؟ افغانی یعنی چه؟ مهاجر وآواره یعنی چه؟ بابا، خودی کیه؟ بیگانه چیه؟ بابا، افغانستان کجاست؟ چرا ما به افغانستان نمیرویم؟ چرا اصلا" به ایران آمدیم؟ وصد ها چرا های دیگر که کودکان از عهده درک آن عاجز میباشند، اما مجبور هستند به آن فکر کنند و در باره آنها سئوال بپرسند.


پنج سال اول تحصیلات یک کودک مهاجر در چنین حال وروزی سپری میشود.! او درکنار درس ومشق های شبانه روزی خود، باید از پس پرسش های ذهن خود در باره مهاجرت،آوارگی،و... . برآید و پاسخی مناسب بیابد وهم درس هایش را خوب بخواند و نمرات بیست بگیرد.
دوره ای راهنمای، وآغاز بحران:
بیشترین ترک تحصیل در بین مهاجرین افغانی در دوره راهنمای اتفاق می افتد. وعلت آن:
۱- مهاجرت.
۲- فقر .
مهاجرت: مهاجرت یکی از علل ترک تحصیل مهاجرین افغانی در ایران میباشد. با پایان یافتن دوره ابتدای وآغاز دوره راهنمای، دانش آموز از کودکی پا به دوره نوجوانی میگذارد. واین دوره مصادف است با درک لغات وجملات که در پنج سال دوره ابتدای هر لحظه وساعت شنیده اند. سنگینی درس ها از یک طرف ودرک وقبول واقعیت های محل زندگی از طرفی وتبعیض مکرر(بعضی )از مدیران معلمین از سوی دیگر عرصه را برای یک دانش آموز مهاجر افغانی تنگ نموده وقدرت تجزیه وتحلیل منطقی را از او میگرد. ودانش آموز در چنین مواقعی بدون دلیل منطقی وبا بهانه های مختلف از رفتن به مدرسه امتناع میکند.
فقر : علت دیگر که متاسفانه شایع تر است "فقر" در خانواده است. با آغاز دوره ای راهنمای ودرک محیط اطراف توسط دانش آموز مخصوصا" درسال تحصیلی دوم، بحران ترک تحصیل جدی ترمیشود. دانش آموز مهاجر افغانی در این زمان متوجه کاستی های در زندگی خود میشود. او به وضوح تفاوت یک زندگی طبقه متوسط را با زندگی فقیرانه خود، مشاهده میکند. این تفاوت از کفش های که به پادارد شروع میشود وبا پول توی جیبی روزانه، خانه های رهنی فرسوده،فرش های رنگ رو رفته، یخچال وتلویزیون کهنه ودوچرخه ای شکسته اش ادامه می باید.
در چنین وضعیت یک دانش آموز فقط تفاوت هارا میبیند،واز درک واقعی علت ها عاجز است. او هر روز پدرش را میبیند که کار میکند وشب خسته وکفته به منزل می آید، وآنقدر خسته میشود که به محض آمدن به منزل شام میخورد ومیخوابد، وفردا صبح دوباره سر کار میرود. با این حال هیچ وقت روزگار آنها بهتر نمیشود. وقتیکه دانش آموز راه حل منطقی و پاسخی قانع کننده برای سئوالهای خود نمی یابد، احساس مسئولیت کاذب میکند و به فکر کار وکمک به خانواده می افتد وتنهاراه نجات و وبهبود وضعیت خانواده را درکار کردن خود وکمک به خانواده خود میبیند. به همین علت از رفتن به مدرسه خوداری میکند.
در گفتگو با تنی چند ازمدیران مدارس راهنمای، وترک تحصیل کنند گان مهاجر افغانی، به این نتیجه رسیدم که سال دوم وسوم راهنمای، بد ترین وسیاه ترین سالها برای یک دانش آموز مهاجر افغانی میباشد، که متاسفانه بیشترین ترک کنندگان تحصیل را در همین مقطع تحصیلی داریم.

عکس از خانه کودکان افغانستان

دبیرستان، وگذر از بحران: آندسته از دانش آموزان مهاجر افغانی که سعادت نصیب شان شود،حال به علت اسعداد خدادی ویا کمک راهنمای والدین بتواند مشکلات سر راهش را کنارزده وسیکل تحصیلی خود را بگیرد و وارد دبیر ستان شود، اگر حوادث غیر مترقبه را کنار بگذازیم اورا دارای دیپلم وآماده تحصیل در پیش دانشگاهی میبینیم. البته نباید این موضوع را از نظر دور داشت که در مقطع تحصیلی راهنمای یک تصفیه در بین دانش آموزان مهاجر صورت میگیرد، و به هنگام ورود به به دبیرستان تعداد آنها به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. یعنی به عبارت، تعداد اندکی از دانش آموزان ورودی های دبیرستان از بحران جان سالم به در برده وآماده برنامه ریزی برای آینده خود شده اند.
نتیجه:
به عقیده اکثر معلمین ایرانی، دوره های ابتدای و راهنمای، وبررسی کارنامه های دانش آموزان مهاجر افغانی،این دانش آموزان درمقطع تحصیلی ابتدای و اول راهنمای یعنی در ۶ سال اول تحصیلات خود یکی از بهترین وبا هوش ترین های مدارس ایران بوده وهستند. اما بعد از گذراندن پنج سال ابتدای و اول راهنماهی، وبا وارد شدن به سال دوم راهنمای این دانش آموزان چنان دچار افت تحصیلی میشوند که اگر کار نامه سالهای قبل آنها را بررسی کنیم، دچار شک وتردید میشویم که این کارنامه ها متعلق به این دانش آموزان باشد. بنا براین علت اصلی این افت تحصیلی هم برا مدیران و معلمین مدارس ایران، وهم برای نگارنده این مطلب به صورت یک معما باقی مانده است. که پاسخ آن نیاز مند تحقیقات وبررسی های علمی وعملی خواهد بود، که متاسفانه، نه به آن اهمیت داده میشود ونه زمینه آن فراهم است.


وآنچه که آزار دهنده وتاسف بار است، سرنوشت پس از ترک تحصیل دانش آموزان مهاجر افغانی است. که بیان آن خود مثنوی هفتاد من کاغز میشود . آنها بعد از ترک تحصیل هیچ کمکی که به خانواده نمیتوانند بکنند هیچ! بلکه سربار، نان خور، بی کار، ولگرد،معتاد وگرفتار انواع بزهکاری های مختلف میشوند. که سرانجام خوبی برای آنها ندارد.
به هر حال این مختصر نوشتاری بود از نتیجه سالها زندگی من در ایران، که تقدیم شما عزیزان شد.
حال شما خواننده گرامی اگر تجربه زندگی وتحصیل در ایران را دارید!
به نظرشما علت اصلی ترک تحصیل دانش آموزان مهاجرافغانی چیست؟



تکته بسیار مهم:این مطلب شامل دانش آموزان دختر نمیشود!