درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

کرزی در آمریکا، سفری ازروی اقتدار ویا حقارت؟!

حامد کرزی هم اکنون در امریکا به سر میبرد. با تحولات واتفاقات هفته های گذشته، سئوالی که به ذهن میرسد این است که:
آیا این سفر از روی اقتدار است، ویا حقارت؟!
برای روشن شدن پاسخ این سئوال، مجبور هستیم مرور بر اتفاقات هفته های گذشته داشته باشیم.
در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۸۸ دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران سفری داشت به افغانستان وسخنرانی آتشینی هم در حضور دولت مردان افغانستان علیه غرب ایراد نمود. ومتعاقب آن در تاریخ ۷/۱/۱۳۸۹ حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان برای شرکت در جشن نورزی مهمان ایرانی ها بود.
یک فرضیه:
فرض میکنیم در یکی از از این سفر ها در کابل ویا تهران، محترم حامد کرزی در دیدار خصوصی با دکتر محمود احمدی نژاد، از او تقاضای کمک وراهنمای میکند وبه اصطلاح استمداد میطلبد.! دکتر احمدی نژاد هم از روی انسانیت و رسالتی که یک فرد مسلمان به دوش دارد مختصری راهنمای میکند.
محتویات این گفتگو میتوانسته در مورد آشتی ملی، اقتدار ملی، خود باوری، وکسپ محبوبیت یک رئیس جمهور در داخل کشور بود ه باشد. این را از رفتار وسخنان کرزی میتوان حدس زد.
آغاز ماجراجوی کرزی:
در تاریخ ۱۲/ ۱ /۱۳۸۹ وبعد از باز گشت از سفر تهران وبه بهانه رد شدن باز نگری قانون جدید انتخابات توسط نمایندگان (ولسی جرگه)
۱ بخوانید. جناب کرزی سخنانی را بیان نمود.
در این سخنان کرزی حملات شدیدی را علیه غرب آغاز نمود وجملاتی را بر زبان آورد که هیچ کس انتظار شنیدن آن را نداشت.
۲ بخوانید.
بیان سخنان تند از جانب کرزی علیه غرب با سرعت در تمام رسانه های دنیا نشر شد وسران غربی مخصوصا" مسئولان آمریکای را دچار سر درگمی کرد. این سر درگمی را میشد در سخنان وموضع گیری های اولیه آنها به خوبی مشاهده کرد.
اما جناب کرزی به این سحنان هم بسنده نکرد ودر تاریخ ۱۷/۱/۱۳۸۹در قندهار رسما اعلام کرد که اگر چنانچه غربیان دست از دخالتهایش برندارند من به طالبان خواهم پیوست.
۳ بخوانید.
جناب کرزی با ایراد این سخنان وموضع گیری ضد غربی خود و به راه انداختن وپروژه ای عقب اقتاده جرگه مشورتی صلح که در زمان انتخابات قول آنرا داده بود میخواست به عنوان یک رئیس جمهور اقتدار وابتکار خود را نشان دهد تا هم در نزد ملت محبوبیت از دست رفته اش باز یابد وهم در نزد وسران گروه های مذهبی افغانستان وطالبان جای پایی بازکند، وهم یک ضرب شستی به رقیبان داخلی خود نشان دهدو انتقامی از نمایندگام ملت برای رد کردن وزیران پشنهادی بیگیرد.
اما اوضاع آنطور که جناب کرزی میخواست به پیش نرفت وغول رسانه های غربی دست به کار شدند وبه طور هماهنگ تبلیغات منفی علیه کرزی را آغازنمودند، در ابتدا اعلام شد که ممکن است سفر کرزی به آمریکا لغو شود
۴ بخوانید ودر ادامه متاسفانه با وقاحت تمام توهین ها وتحقیر ها ادامه یافت وکار به جای رسید که کار شناسان غربی به سلامت روانی کرزی شک کردند واورا معتاد به مواد مخدر داستند وحتی به عمد اسم اورا به جای حامد "حامل " نوشتند وبعد از اعتراض بعضی وبلاگ ها متاسفانه اقدام به اصلاح آن نکرد. اینجارا ۵ واینجارا ۶ بخوانید. آنچه باعث تاسف است این است که بعد از آن همه تحقیر وتوهین رسانه های غرب، به رئیس جمهورکشور عزیزمان، متاسفانه هیچ کسی به طور جدی عکس العمل نشان ندادند وبا کمال وقاحت رسانه های گستاخ غرب را همراهی کردند! ودولت محترم هم دست از پا دراز تر در اولین واکنش رسمی سخنگوی آن اعلام کرد که روابط افغانستان امریکا ایده ال است.! واز مسئولان آمریکای خواست که به رسانه توجه نکنند ومسایل را از طریق دیپلوماتیک دنبال کنند. در آخرین مورد هم پنتاگون اعلام کرد که که یک چهارم از مناطق کلیدی افغانستان حامی دولت حامد کرزی هستند.! این یعنی تیر خلاص .! ۷ بخوانید.
مجموعه این گفتار ها ورفتار از طرف غرب نشان میدهد که برای آنها منافع ملی شان در اولویت همه چیز است. وبرای آنها چه حامد باشید، چه حامل، فرقی ندارد، در هرصورت باید حمل کننده منافع آنها باشید.
حال باز میگردیم به سئوال اصلی که: آیا این سفر از روی اقتدار است ویا حقارت؟!
به طور معمول جنین سفر های باید از روی اقتدار انجام شود. زیرا زمانیکه بالا ترین مقام یک کشور به کشور دیگر سفر میکند، ازطرف یک ملت نمایندگی میکند ودر اصل پیام آن ملت حال چه مثبت باشد ویا منفی به گوش مسولان ملت دیگر میرساند ورسالت یک مسئول همین است که در این پیام امانت را رعایت نموده وخیانت نکند. وملت هم از مجموع نهاد های قانونی مانند پارلمان، واحزاب و نهاد دیگر تشکیل شده است.
اینجا مسئله ماندن ویا رفتن جناب کرزی نیست. ویا اینکه هنوز غربیان کرزی را میخواهند یا نه! نیست. چونکه کرزی حال با تقلب ویا بدون تقلب قانونا" رئیس جمهور افغانستان است وتا پایان پنج سال خواهد بود وطرح چنین بحث های جز اتلاف وقت چیزی دیگری نخواهد بود. بلکه مسئله این است که کرزی رئیس جمهور افغانستان است وهم اکنون به عنوان یک رئیس جمهور، به یک کشور ابرقدرت جهانی سفر نموده که از قضای روزگار همین کشور باعث شکست طالبان وبهبود نسبی اوضاع در افغانستان وبرقرای دموکراسی نیم بند فعلی میباشد. و ده هاهزار نیروی مسلح در افغانستان دارد وصد ها نفر کشته داده وسالیانه ومیلیاردها دلار کمک میکند.
از طرفی جناب کرزی چه دارد؟
یک ارتش غیر مسلح وبدون تخصص که حتی اجازه پرواز با یک هلیکوپتر را بر فراز کشور خودش را هم ندارد! یک ملتی خسته وفقیر که بنا برگفته خود همان غربیان یک چهارم آن از دولت حمایت میکند! که یقینا" این یک چهارم وابستگی مالی به دولت دارد وجز کارکنان و وابستگان آن به حساب می آید! یک پارلمان دارد که در چند نوبت حاضر نیست به وزیران پشنهادی رئس جمهورش رای مثبت بدهند! وبه گفته خود رئیس جمهور محترم نمایندگان پارلمان عاملین خارجی ها هستند! علما ورحانیونی دارد که هرکدام ساز خود را مینوازد وعده ای هم که به عنوان شورای علما، از دولت حمایت میکنند اگر یک ماه حقوق نگیرند خود مخالف سرسخت دولت خواهند شد. ودولتی دارد که زیر مجموعه آن تا خر خره در فساد ورشوه خواری غرق میباشند. وکشوری دارد که ترور وانفجار وانتحار در گو شه گوشه آن تبدیل به یک اتفاق عادی شده است.! واحزاب وگروه های فعال آن هم که با وزیش باد تغیر موضع میدهند! وهرچقدر رئیس جمهورشان توسط بیگانگان تحقیر شود، نیش آنها بازو بازتر میشود! واتهامات شخصی رئیس جمهور هم که در بالا به آن اشاره شد.!!!

نتیجه:
با مرور بر نوشته های بالا این طور میتوانم نتیجه بگیرم که: علت این سفر هرچی که باشد از روی اقتدار نیست.! زیرا یک شخص به تنهای وبرای یک کشور که دارای نهاد های قانونی متعددی هست، نمیتواند مقتدر باشد. و محترم کرزی دارای پشتوانه قوی، نه در داخل کشور ونه در خارج کشور نمیباشد. ومتاسفانه دارایت کافی را هم ندارد که در چنین مواقعی ابتکار عمل را در دست بگیرد.! بدون شک چنین سفر ها! وچنین فرصت های، اگر همراه با تدبیر ودارایت کافی انجام شود، وجماعت همدل،هم فکر،متحد ومنسجم متشکل از احزاب ونهاد های قانونی ونخبگان واقعی کشور پشت سر رئیس جمهور در حرکت باشند،حتما" به حال ملت فقیر ودر مانده ای افغانستان مفید خواهد وبود. اما به نظر من این سفر فقط برای ترمیم خراب کاری های هفته های گذشته ای محترم کرزی انجام شده است، وفایده ای برای ملت مظلوم افغانستان ندارد. چونکه قسمت اعظم انرژی جناب کرزی وهمراهانش را این فکر به خود مشغول کرده است که: چگونه رفتار وگفتار هفته های گذشته دولت محترم رادر نزد مسئولان آمریکای توجیه کنند، تا حس ترحم وانسان دوستی آنها به دست آید.!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

تظاهرات در کابل! سخت گیری در ایران!

بعد از برگزاری تظاهرات اقلیت ناچیزی جلوی سفارت ایران در کابل، که متاسفانه معلوم نیست به چی نیتی دست به این تظاهرات احمقانه زدند! با خبر شدم که در سراسر ایران، مخصوصا" هنگام مسافرت هموطنان مهاجرم، پلیس ایران در ایست بازرسی های بین راهی سخت گیری های زیادی را اعمال میکند.
اگر این تظاهرات کوچک علیه یک کشور غیر از ایران انجام میشد مسئله مهمی نبود! اما دو موضوع باعث نگرانی من میشود. اول اینکه ایران خیلی به تظاهرات وشعار دادن حساس است. در ایران شعار وتظاهرات چه مخالف چه موافق "یعنی همه چیز" دوم اینکه: عده ای زیادی هموطنانم در ایران زندگی میکنند که ممکن است با وخیم شدن اوضاع زندگی برای انها تلخ شود.
به نظر من این فبیل مشکلات بهتر است از طریق دیپلوماتیک حل وفصل شود. زیرا اعتراضات این چنینی، فایده که ندارد هیچ! متاسفانه دود آن مستقیما" به چشم مهاجرین مقیم ایران میرود.
۲-
خطر در بیخ گوش مهاجرین مقیم شهرستان ورامین
درویژه نامه جاجم مورخ۱۶ ادیبهشت ما ۱۳۸۹صفحه۲ ازقول دبیر اجرایی خانه کارگر جناب هادی زاده به مناسبت روز کارگر اعلام شده است که به زودی طرح ساماندهی کارگران خیابانی در شهرستان ورامین اجرا خواهد شد.
در سالهای گذشته چنین برنامه های تحت عناوین مختلف در سراسر ایران اجرا شده است. چیزی که قابل توجه است این است که این طرح در جای های برنامه ریزی واجرا میشود که مهاجرین افغانی در آنجا مقیم است. یعنی هر روز تعداد زیادی از مهاجرین در محل مشخص که اصطلاحا"(سر میدان ویا فلکه میگویند) تجمع میکنند. تا آنجای که این حقیر اطلاع دارم همیشه اولویت با افراد ایرانی حاضر در چنین مکان های میباشد. مگر اینکه کار فرمای ایرانی حاضر نباشد کار گر ایرانی با خود ببرد! آنوقت نوبت به کارگر افغانی میرسد که این خود هم با مشکلاتی زیادی همراه است، که بیان آن در اینجا نمیگنجد!!!
اگر چه در این خبر هدف از طرح ساماندهی مسئله رفاه و مسئله بیمه و دفترچه های درمانی اعلام شده است، اما تجربه قبلی در شهرهای شیراز،اصفهان، مشهد به ما نشان میدهد که هدف اصلی این برنامه جز محدود کردن کار گران مهاجر افغانی چیزی دیگری نخواهد بود.

آمریکا مسجد میسازد! ایران ورزشگاه!


اولین مسجد توسط متخصصین آمریکای وبا هزینه آمریکا در دای کندی ساخته شد.اینجارا بخوانید
اولین ورزشگاه با چمن مصنوعی در حد استاندارد های فیفا وبا ضمانت ۱۵ ساله توسط متخصصین ایرانی وبا هزینه ایران در غرب کابل ساخته شد.
اینجارا بخوانید.
ساخت این دومکان برای جامعه افغانستان از ملزومات است. اما این خبر در بعضی سایت ها و وبلاگ ها با کنایه های همراه بوده.! مخصوصا" آنهای که مایل به جبهه مذهبیون هستند، شکایت شان این است که چرا آمریکا برای ما مسجد میسازد؟
با توجه به اینکه قرار است آمریکا مسجد های زنجیره ای فراوان در افغانستان بسازد. آیا ساخت چنین مساجدی برای جامعه ما مفید است ویا مضر؟
آیا ایران میتواند به تعداد مساجد که آمریکا میسازد، ورزشگاه بسازد؟
در این دوئل غیر متعارف کی پیروز خواهد شد؟ بی دینان مسجد ساز، ویا صاحبان دین وزش دوست؟
آینده ازآن کی خواهد بود؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

یک نظر سنجی در بی بی سی

این نظر سنجی بعد از اظهار نظر پنتاگون در مورد محبوبیت کرزی در افغانستان، در سایت فارسی بی بی سی گذاشته شده است. حال چرا این خبر از طرف مسئولان پنتاگون با نزدیک شدن سفر کرزی به امریکا اعلام شده خود جای سئوال دارد. که گفتی در این مورد زیاد است.

اما شما فعلا" این سئولات رابه دقت بخوانید ونظر خود را بگوئید. لطفا"

'یک چهارم مناطق کلیدی افغانستان حامی دولت اند'؛ نظرات شما چیست؟

وزارت دفاع آمریکا اخیراً گفته است دولت به رهبری حامد کرزی در افغانستان، فقط از سوی یک چهارم از مناطق کلیدی این کشور حمایت می شود.پنتاگون در این گزارش - که دولت افغانستان آن را نادقیق خوانده- می گوید "ارزیابی کلی حاکی از آن است که مردم بیست و چهار درصد از نواحی و محدوده های کلیدی (یعنی بیست و نه ولسوالی از صد و بیست ولسوالی مورد مطالعه) طرفدار و حامی دولت مرکزی افغانستان هستند."
آیا یافته های این گزارش، برای شما که در افغانستان زندگی می کنید، قابل تایید است؟ فکر می کنید مردم منطقه ای که شما زندگی می کنید، تا چه حد از دولت مرکزی پیشتبانی می کنند؟
وزارت دفاع ایالات متحده در این ارزیابی از شرایط افغانستان، می گوید که ناخرسندی مردم از دولت حامد کرزی، به دلیل آنچه ناکارآیی و عدم مبارزه موثر دولت با فساد خوانده شده، باعث شده است تا طالبان سال 2009 را موفقیت آمیزترین سال در جریان فعالیت خود توصیف کنند.
آیا شما هم معتقدید که دولت افغانستان در مبارزه با فساد، ناکارآمد بوده است؟ به نظر شما، چه عواملی در افزایش فعالیت های طالبان در سال گذشته میلادی دخیل بوده است؟
با وجود ادعای موفقیت طالبان در سال 2009، پنتاگون از بهبود شرایط امنیتی در افغانستان سخن می گوید و در گزارش اخیر خود می نویسد "نظرخواهی های انجام شده به طور منتظم حاکی از آن است که افغان ها معتقدند که شرایط امنیتی در خلال یک سال گذشته بهتر شده است."
اوضاع امنیتی افغانستان، از نظر شما چگونه است؟ آیا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری گذشته و تشکیل کابینه جدید حامد کرزی، به افزایش اعتماد شما به امنیت و ثبات افغانستان کمک کرده است؟

چرا جرگه صلح به تعویق افتاد؟!


در روز ۱۲/۲/۱۳۸۹ قرار بود جرگه صلح(پشنهادی جناب کرزی صاحب) در افغانستان برگزارشود. اما به دلایل به تعویق افتاد.
چرا جرگه صلح به تعویق افتاد؟

این سئوال را خیلی ها پرسیدند وپاسخ های دادند. منهم بعد از چند روز تفکر وتتبع وکنجکاوی، سر انجام به این نتیجه رسیدم.

دلیل اصلی به تعویق افتادن برگزاری این جرگه مشغولیات وگرفتاریهای بیش از حد " نخبه" های دولتی بوده.! چون در حال حاضر تمام نخبه های محترم چه خانم ها چه آقایان، مشغول ثبت نام برای ولسی جرگه میباشند. واز آنجایکه از قدیم گفته اند دوتا خربوزه را نمیشود در یک دست گرفت، برای رفع این مشکل واز دست ندادن کرسی ولسی جرگه وحضور در جرگه مهم صلح، این افراد نخبه دست به ابتکار جالبی زدند. پس از مشورت وهمدلی با همدیگر واز آنجایکه جناب کرزی صاحب در طی ۸ سال ریاست جمهوری اش ثابت کرده که خیلی خوب اهل معامله آنهم از نوع پشت پرده است. ماشاالله هزار ما شا الله تا کنون خیلی خیلی هم موفق بوده وهرچی نخبه وانسان به درد بخور در اقوام مختلف اعم از پشتون،هزاره،تاجیک ازبیک وطایفه های کوچکتر مانند سید،بیات، و... دیگران را به خوبی مانند اسفنج خیس جذب معامله پشت پرده خود کرده است. به همین علت این افراد به طور دسته جمعی به حضور جناب کرزی(البته در پشت پرده) شرف یاب شده وخواهش وتمنا وگاهی هم اخم ناراحتی وتهدید که ما نخبه ها پشتد راخالی میکنیم، تو دیگر آبروی جلوی ملت برای ما نخبه ها نگذاشتی، واین اخری هم مارا پیش خارجی ها خراب کردی! هرچی در این چند سال به عنوان نخبه در این سرزمین بی در پیکر ساخته بودیم شما با چند جمله مانند: "بیگانه‌ها"، "غیرت افغانی"، "ملت سربلند" و "ملت باغرور" خراب کردی وما حالا نه آبرو در پیش مردم وملت خود داریم ونه ارزشی در نزد خارجی ها !!! ما جمع کثیری از نخبه ها با کلی مشورت وهمدلی وفکر مضاعف وهمت مضاعف به این نتیجه رسیدیم که تنها راه چاره این است که برگزاری این جرگه فعلا" عقب بیفیتد.! تا هم ما بتوانیم ثپت نام در ولسی جرگه را تمام کنیم ، هم شما فرصتی داشته باشی وبه نزد اوباما بروی! اگر چه اوباما با ما نیست وکمی دلخور است اما ما مطمئین هستیم با نبوغ وتجربه که حضرت عجل در معاملات پشت پرده دارید اوباماراباما همراه میکنید، وما هم قول میدهیم بعد فهش وناسزا وبد بیرای تبلیغاتی که در طول تبلیغات انتخابات ولسی جرگه نثار شما کردیم وبه سلامتی به نمایندگی منصوب شدیم سر فرصت جبران این محبت حضرت عجل را خواهیم کرد.

در این میان شخصی از آخر جمعیت از جابلند شده وچنین عرض ارادت نمود:
جناب مستطاب کرزی صاحب به سلامت باشند، من از کشور همسایه ودوست مهاجر پزیر به حضور شرف یاب شدم. دلیل حضور من هم این است که میخواستم خواهش کنم که برگزاری این جرگه را حتما" به تعویق بیندازید زیرا ما در آن دیار غربت وهجرت که الحمدالله خیلی هم برادران وخواهران مهاجر نخبه وتحصیل کرده فراوان هستند شدیدا" دچار کم بود زمان برای انتخاب نخبه های مد نظر دولت کریمه اسلامی هستیم ومطمئینا" در این زمان کم ما موفق به تفکیک خودی وغیر خودی نمیشویم وترسم این است که خدای نکرده در این میان کدام نخبه واقعی دیگر اندیش که هوای انقلاب مخملی در سر داشته باشد در جمع صمیمانه ما نفوذ کند وآنوقت من که در آن دیار مسئولیت دارم در نزد رفقا رو سیاه بشوم. وسلام علی اهل رفقا.

خوب مراحل بعدش که مربوط به دولت ومشاوران درجنی وکسپ اجازه از نهاد دولتی ۳۰۰۰ نفره شورای علما وریش سفیدان وبزرگان قوم که بر اساس همان تخصص معامله پشت پرده استوار است.

مهاجرین افغانی، کارگران واقعی در ایران


۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر هم گذشت، وهیچ کسی یادی از هموطنان کارگر مهاجرم که صبح تا شب، ویا از سر شب تا صبح در سراسر ایران در کار خانه های پوست(چرمسازی) سالامبور سازی، آهک، صابون سازی،آبکاریهای صنعتی فلزی، شرکت های حفاری،آب ،بر،گازومخابرات، مرغداریها،دامداریها وزمین های کشاورزی وصد ها کارخانه دیگر بدون هیچ ادعای وبا کمترین دست مزد وحقوق مزایا از جان خود مایه میگذارند، ومشغول کار هستند. اما کسی آنهارا نمیبیند تا روز کاگر را تبریک بگوید.
روز کارگر بر کارگران واقعی مبارک

انرژی مثبت + انگیزه مضاعف = با ادامه وبلاگ نویسی


شما که به طور مرتب ومنظم سالها است که وبلاگ مینوسید، تاکنون چندباربرای تان پیش آمده که از ادامه وبلاگ نویسی منصرف شوید؟ وانگیزه نوشتن در فضای مجازی را ازدست بدهید؟ بدون شک چنین حسی را تاحالا داشته ائید. وهرکدام تان هم برای ازدست دادن انگیزه تان دلایل داشتید که حس نوشتن تانرا کاهش داده وبه مرز ننوشتن ر سانده است.

این حقیر درماه های آخر سال گذشته دچار چنین حالتی شدم! وعلت آنرا هم این طور خدمت تان توضیح میدهم.

یک فرهنگ غلط (به تعبیر من) دربین وبلاگ نویسان جا افتاده است که تاکامنت نگذاری برای تان کامنت نمیگذارند. .به طور معمول هم رسم است که هروبلاگ که بروز شود نویسنده محترم آن مجبور است!!! دست به کی برد شده وبلاگ به وبلاگ بیگردد وخبر خوشی را بدهد.! تا مدیر ان وبلاگ دیگر، از روی مجبوریت وادای دین تشریف بیاورد ومطلب وبلاگ مورد نظر را بخوانند، شاید هم اصلا"نخوانند! ودر پایان بعد از چاق سلامتی وقربان صدقه رفتن یک به به چه چه هم بزند وبرود.

منی حقیر هم در اوایل وبلاگ نویسی چنین بودم اما رفته رفته از این وضعیت خسته شدم! چونکه اکثر نظرات متاسفانه مفید نیست! خواننده های وبلاگ که مثلا" دعوت میشوند فقط برای ادای دین می آیند وکامنت میگذارند اینگار که دارند بدهی شان راپس مید هند. واین اصلا" خوب نیست.! واین وضعیت متاسفانه برای من تبدیل به تکرار مکدرات شد. وکار به جای رسید که دیگه اصلا" حسی اینکه به وبلاگی بروم ونظری بدهم از بین رفت!((مطالب وبلاگ هارا مرتب میخوانم)) واین حس ادامه پیدا کرد تا اینکه در ابتدای سال ۱۳۸۹ تصمیم گرفتم مدتی کار وبلاگ نویسی را تعطیل نموده وبه مغز معیوبم استراحت بدهم تا خدای نکرده از این پوک تر نشود.

در کمال نا امیدی وبی حسی مطلبی نشر کردم به عنوان محمود با حامد ما چه کرد؟! بعد از نشر این مطلب میخواستم تصمیمم را عملی نموده وچند روزی استراحت کنم. به همین علت دیگر ایمیلهایم چک نکردم وبی خبال شدم. تا اینکه دوست عزیزم علی بودا در کامنت خصوصی فرمودند: حیدری کجایی که مطلب اخیر وبلاگ تان در تلویزیون فارسی بی بی سی نشر شد. بعد از خواندن این کامنت رفتم تا ایمیل هایم را چک کنم. بلی من رسما" دعوت شده بودم ولی دو روز بعد متوجه شدم.

من که این برنامه را ندیدم، وحالا بعد از تماس با من آنها چه میپرسیدند ومن چه جواب میدادم بماند، اما از شما چه پنهان از خدا که نمیشود پنهان کرد، همین قضیه کوچک چنان انرژی مثبت به من تزریق کرد که نزدیک بود"کیسه" همت مضاعف ام بترکد. به همین خاطر برای جلوگیر از پاره شدن این کیسه ظریف، تند تند شروع کردم به آب کردن وبلاگم تا شاید کمی تخلیه انرژ بشود ومن جان سالم بدر ببرم. کار به جای رسید که در یک روز ۳با ودر روز دیگر دوبار با کانون محترم وبلاگ نویسان ایمیل زدم وتقاضای لینک وبلاگم را نمودم. ما شا الله هزار ما شا الله ملاقات با جناب کرزی ومجددی وآیت الله محسنی خیلی راحت تر از لینک شدن در کانون وبلاگ نویسان افغانستان است. من مدت یکسال پشت دروازه این کانون توی قیف بودم(منظور همان توقیف است) همیشه هم فکر میکردم که وبلاگم آنقدر بدردنخور است که لیاقت لینک شدن در چنین سایت وزین را ندارد! اما زمانیکه خبر دار شدم یکی از مطالبی وبلاگم در تلویزیون بی بی سی مورد بررسی قرار گرفته، آنوقت با خودم گفتم: ای دل غافل! حیدری تو نویسنده وتحلیل گر بودی، خودت نمیدانستی! اگرغیر از این است چرا نماینده استعمارگر پیر زه وار در رفته بین این همه وبلاگ نویس دکتر، مهندس، کار شناس، داشجو وملا های با حال فقط آمده سراغ توی بی سواد ! کمی بعد به خودم نهیب زدم نه بابا به قول آشپز های تازه کار گپ ده رنگ نیس گپ ده مزه ای غزا است. حال بی سوادم که باشم سواد به چه کار آید مطالب نشر شده مهم است، به قول معروف: مشک آن است عطار ببوید نه آنکه خود بگوید.

خلاصه سر تان را به درد نیارم! نشر چنین مطالب به درد هیچ کس نخواهد خورد اما به قول یعقوب یسنا برای اینکه موهای سر تان نکنید بهترین جا وبلاگ تان است که خودتان را تخلیه کنید.(نقل به مضمون در مصاحبه با بی بی سی) من هم با نشر این مطلب عرایض مختصری دارم خدمت دوستان عزیزم.

۱- گذاشتن کامنت واظهار نظر به خیلی از وبلاگ دوستانم بدهکار هستم. اما شما دوست محترم مطمئین باش من مرتب مطالب وبلاگ شمارا میخوانم.

۲- ۳نفر از دوستانم یعنی" غفور" و"ادیب" ویا به قول خودش نا ادیب! و ن.محمودی استاد یار دانشگاه در قم مدت زیادی است که از نقد ونظر شان محروم هستم. البته نفر دومی که معلوم است قهر کرده.!

۳- همچنان در این وبلاگ با مطالب جدید در خدمت شما هستم. پس اگر تشریف آوردید انتقاد از مطالبم فراموش نشود.
۴- اگر از مطالب وبلاگم انتقاد نشود احساس حماقت میکنم.!!!

پ.ن: من به نظر وانتقاد خوانندگان خیلی اهمیت میدهم. همیشه هم عقیده داشتم ودارم که بدترین نظر بهترین نتیجه رابرایم داشته ودارد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

احسان الله بابا دوساله شد




مهاجرین افغانی، قربانیان اصلی بیماری تب برفکی هندی در ایران!


بیماری تب برفکی هندی از نوع" اُ " در حال حاضر خطر برزگی است که صنعت دامداری(دامداری نیمه صنعتی) ایران را به شدت تهدید میکند.
معولا" در چنین مواقعی در ایران اصل بر مخفی نگهداشتن چنین مشکلاتی است، وسعی میشود که این مشکلات رسانه ای نشود واز مجرا های غیر رسانه ای وبه اصطلاح توسط ریش سفیدان اهل فن حل وفصل گردد. اما زمانیکه تلفات دام به ده ها هزار برسد ورئیس یک نهاد دولتی بر کنار گردد! دیگر کار از کار گذشته ومثلی افغانی که میگوید: ((مشک ترقیده ودهول هم پاره شده)) خوب حالا که هم مشک پاره شده وهم دهول ترکیده طبیعتا" صدایش تا فاصله های خیلی دور رسیده وهمان طور هم که میدانید صدای دهول از دور خوشتر است.

زمانیکه کار به اینجا ها میرسد معمولا" کسانی در این راه باید قربانی شوند.! به جز ده ها هزار دامهای بی زبان که تلف شدند رئیس دامپزشکی ایران هم قربانی این ماجرا شد وبا سر صدای زیادی هم همراه بود. اما در این میان تمام مسئولان، رسانه ها، وافگار عمومی از قربانیان اصلی این بیماری متاسفانه غافل مانده اند. آن قربانیان مهاجرین افغانی مقیم ایران هستند.

این حقیر در دنیای مجازی سعی کردم بفهمم این بیماری چقدر برای انسانها مضر است؟ وآیا این بیماری از حیوان به انسان منتقل میشود یا خیر؟ هرچی تلاش کردم متاسفانه به جای نرسیدم.! علت آنهم همان طور که عرض کردم" اصل بر مخفی نگهداشتن است" اینجا
http://www.hadafnews.com/HadafNews/Template1/News.aspx?NID=1105 رابخوانید تاشاید اصل موضوع دستگیر تان بشود.

اما از لابلای حرف وسخن کارشناسان ومجریان رادیو وتلویزیون که مرتب سفارش میکنند گوشت قرمز را از مراکز مجاز تهیه کنید وفعلا" تا میتوانید کم وبا احتیاط مصرف کنید میتوان فهمید که این بیماری برای انسانها مضر است وممکین است انسانها هم دچار این بیماری بشوند.

چرا مهاجرین افغانی قربانیان اصلی این بیماری هستند؟

ما مهاجرین مقیم ایران در دومرحله قربانی شدیم وخواهیم شد.

۱- مرحله اول:

در مرحله اول وبعد از اعلام اینکه این دام های بیمار از مرزافغانستان وارد ایران شده است. این خبر مخصوصا" وبا تاکید توسط مجریان راد یود وتلویزیون در ابتدا ولابلای برنامه ها تاکید فروان میشود. واین طور القا میکنند که کشور ایران پاک پاک است هرچی شر وبدی وبیماری های لاعلاج حال چه انسانی باشد یا حیوانی مال کشور های بیگانه است.

در این مرحله همانطور که میدانید در کوچه،خیابان، محل کار و... نگاه های سنگین که بر اثر این حرف وسخن به وجود آمده بود متوجه مهاجرین بود. تعداد زیادی از دوستان ایران ام از من سئوال کردند که:شما که از گشنگی دارین میمیرین مگر دام برای صادرات هم دارین؟!!! این امریکای ها مگر از دام های شما استفاده نمیکنند؟ چرا اونها به این غضب خدا گرفتار نمیشوند.

واما مرحله دوم:

متاسفانه از تعداد مهاجرین که در دامداریهای ایران مشغول کار هستند هیچ گونه اماری در دست نیست! ولی تا انجای که نگارنده اطلاع دارم در استانهای تهران وشهرستانهای تابعه مانند:ورامین،پاکدشت،رباط کریم، دماند وشهرهای کوچک تر، واستان البرز(کرج) واستان قم،که فعلا" شدیدا" در معرض خطر این بیماری قرار دارند اکثریت دامداریهای کوچک وبزرگ،صنعتی ونیمه صنعتی که فعال هستند مهاجرین افغانی در انجا مشغول کار هستند، که همراه با خانواده خود یعنی از پیر مرد ۷۰ رساله تا نوزادان تازه به دنیا آمده به صورت شبانه روزی ومستقیما" با مو، پوست،گوشت شیر، بزاق دهان ومدفوع آنها در ارتباط هستند.

با این اوصاف اینطور میتوان نتیجه گرفت که قربانی شدن در مرحله اول ماجرا دیگه برای ما عادت شده وزود گذر است ومیشود تحمل کرد! اما اگر این بیماری مسری باشد وبه انسان هم سرایت کند یک فاجعه بزرگ وجبران ناپزیر برای پیکر نحیف ورنجور مهاجرین افغانی مقیم ایران خواهد بود.

من به عنوان یک عضو کوچک از مهاجرین مقیم ایران، از مسئولان جمهوری اسلامی خواهشمندم اگر چنانچه این بیماری برای انسان خطر ساز هست تا دیر نشده، برای نجات جان مهاجرین افغانی اعم از پیر، جوان وکودکان اقدام لازم را انجام دهند.

هزینه ارائه خدمات به مهاجرین افغانی مقیم ایران افزایش یافت!


از تاریخ ۱/۲/۱۳۸۹ هزینه ارائه خدمات به مهاجرین افغانی مقیم ایران افزایش یافت.
بنا بر این از این پس، هر مهاجر افغانی برای اخذ برگه تردد بین استانها، ودریافت کارت شنا سای نوزادان، به جای ۲۲۰۰ تومان، میبایست ۷۵۰۰ تومان وبرای اخذ کارت شناسای المثنی به جای ۱۰۰۰۰تومان، میبایست ۲۰۰۰۰ تومان به شماره حساب استانداری محل سکونت خود واریز نمایند.
لازم به ذکر است که این افزایش هزینه خدمات، بعد از حدود ۱۰ سال انجام گرفته است.