درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

عادتهای که باید ترک کرد

 
آرزو میکنم قبل از مردنم دوچیز که به صورت عادت در جامعه ما وجود دارد، به کلی از بین برود.
۱- نسوار کشیدن
۲سگ جنگی
خبرنگار مجله ای تایم کلی زحمت کشیده وبه افغانستان سفر کرده تا از این عادت زشت مردم ما تصویر بگیرد

یک دستی که عمل میکند، بهتر از هزار دستی است که دعا میکند!

 
هزار برگ هزار رنگ!
به این میگویند تکثر فرهنگی.
این جماعت حداقل شباهتی ظاهری ندارند چه برسد به خواسته های درونی.
 

استقبال سرد مهاجرین از کارتهای گارگری (مرحله ای دوم)


تقریبا" یک هفته هست که  توزیع کارت کارگری مرحله دوم در شهرستان ورامین آغاز شده است.
در این مرحله ودر این یک هفته استقبال بسیار سردی از طرف مهاجرین افغانستانی مقیم این شهرستان برای تحویل گرفتن کارت های کارگری صورت گرفته است. این سردی چنان غیر منتظره بوده که مسئول محترم اداره کار شهرستان ورامین طی روز های گذشته با مراجعه به محل کار مهاجرین خواستار ارائه کارت های جدید شده است.
 دیروز صبح مامور محترم اداره کار یک راست امد سراغم وکارت کارگری جدید را خواست ومن هم گفتم گرفتم ولی او باور نکرد وگفت میخواهد که ببیند.!
بعد از دیدن کارت جدید پرسید:  کی گرفتی؟ پاسخ دادم دیروز صبح. واو گفت: شانس اوردی وگرنه ما دستور داریم هر مهاجر که کارت جدید همراه نداشته باشد مبلغ 150 هزارتومان جریمه بنویسیم واگر این کارت همراهت نبود به جای 142 هزار تومان باید 300هزار تومان پرداخت میکردی تا کارت کارگری خود را بگیری.
هنگام رفتن سفارش های کرد که عینا" برای تان مینویسم.
به همه همشهریهایت بگو؛  بروند وکارت کارگری جدید شان را دریافت کنند وگرنه در این مرحله 150 هزار تومان جریمه ودر مراحل بعد مبلغ بسیار بالا خواهد بود.
کسانیکه در مرحله اول کارتهایشان دریافت نکرده اند، در این مرحله کارت جدید صادر نشده است واگر دراین مرحله کارت کارگری جدید دریافت نکنند، در مرحله دیگر کارتی صادر نخواهد شد. ضمنا" تا 15 اسفند ما 1389 بیشتر فرصت ندارید.
توصیه به هموطنان مهاجر
دوستان وهموطنان گرامی مهاجر مقیم ایران، اگر چنانچه  از گرانی اجناس خوراکی وغیر خوراکی وآثار فشار مضاعف هدفمندی یارانه ها رمقی برای تان مانده وکمرتان هنوز صاف است وخورده پولی در جیب های پاره تان وقلک اولاد های تان که برای خرید مایحتاج ضروری شب عید نوروز پس انداز کرده بودید موجود هست، واگر هنوز تصمیم دارید که در ایران اسلامی همچنان مهاجر بمانید ودلتان هوای پاک وطن را نکرده است، لطفا" عمو نوروز وآمدن او وجشن سال نو وآغاز بهار 1390  وبوی گل وآواز بلبل وبهار طبیعت خداوندی را فراموش کنید وبعد از نماز صبح تان آرزو کنید واز عمو نورزو بخواهید امسال کمی دیرتر تشریف بیاورد تا ما مهاجرین بابت جیب های خالی ونتوانستن خرید مایحتاج ضروری شب عید شرمنده زن وفرزندان مان نشویم.!
 به همین دلیل این حقیر پشنهادمیکنم هرچه زود تر قلک ها را بشکنید وپول آنهارا به جای خرید لباس وکفش نو برای فرزندان تان ودیدن چهره شاد ولب خندان آنها در آغار سال نو هجری شمسی؛  بی زحمت به حساب خزانه کل دولت اسلامی ایران وارز نموده وکارت کارگری که همان مجوز کار برای 3 روز در هفته میباشد را  دریافت کنید در غیر این صورت بزودی همان 3روز کار درهفته که در سرفلکه(میدان) گیرتان می آمد ازدست خواهد رفت. وآنوقت است که نه تنها برای شب عید بلکه برای تمام سال شاهد دلتنگی ولب لوچه آویزان زن وفرزندان تان باشید واحساس شرمندگی وخجالت در نزد زن وفرزند رهای تان نکند.
از ما گفتن الباقی با خود تان.

حیرانی،سرگردانی وسرگشتگی ، به خاطر شش پسر بچه مهاجر افغانستانی!

حیرانی،سرگردانی وسرگشتگی ، به خاطر شش پسر بچه مهاجر افغانستانی! 

آیا  صرفا" حضور چند بچه در یک ورزشگاه عمومی، میتواند انگیزه ای برای انتقاد کردن ایجاد کند؟ طوریکه این حضور را یک حادثه نادر،شگفت انگیز ومتحیر کننده خواند؟! اینجا را بخوانید. 

درد را از هرطرف که بخوانیم درد است.

-امروز خبری در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) نشر  شده است به این عنوان: آوارگی باطعم سرما خبرتکاندهنده وتاسف بار است ولی نباید فراموش کرد که سر ما همیشه سرما است.
چه امروز که مردم مظلوم ما به بهانه ای راندن وپاک سازی طالبان توسط نیروهای خارجی از خانه های خود اواره شده واز شدت سرما میسوزند، وچه دیروز که بر اثر توقیف کردن تانکر های تیل در مرز ایران وافغانستان،  از سرما سوختند.براستی تا به کی ما بسوزیم تا دیگران به اهداف خود برسند؟!
2- این روزها مردم بی گناه کشور ما دسته دسته تحت عناوین مخلتف کشته میشوند! از کودک وزن تاپیرمردان، عده ای با شلیک توپ وانفجار بمب توسط نیروهای خارجی، وعده ای هم با انفجار کمربند انتحاری توسط طالبان.!
کشته شدن توسط خارجی ها یک درد دارد وکشته  شدن توسط خودی درد دیگر! برای من کشته شدن توسط کمربند انتحاری خیلی درد آورتر است.
به هرحال، درد را ازهر طرف  که بخوانیم درد است.



 

مصاحبه با آقای عبدالرحیم جعفری هنرمند آواز خوان و شاعر توانا(مقیم تهران)

مصاحبه با آقای عبدالرحیم جعفری هنرمند آواز خوان و شاعر توانا(مقیم تهران)

آقای جعفری  ازدوران کودکی به موسیقی و آوازخوانی علاقه مند بوده  ودر جریان مهاجرت ،علیرغم مشکلات  غربت وموانع سنتی که حاکم برجامعه ما بوده  است،گامهای استواری را در این راه برداشته است که حاصل کارش  آلبوم “رود” و”پرواز” وچندین آهنگ دیگر است .در آلبوم پرواز اولین قطعه اش هم  با عنوان پرواز میباشد که قطعاً یکی از بهترین آهنگ های آقای جعفری است که فراتر از مرزهای فارسی زبان قدم گذاشته وعلاقه مندان زیادی در بین مهاجرین ما  در دیگر کشور ها پیدا کرده است.
مصاحبه ای فوق را در وبسایت خبری تحلیلی غرجستان بخوانید.

بازی بزرگان در قامت کودکانه!

1-اوضاع پارلمان خراب بود خراب تر هم شد.
 یک ماه ملت اسیر بازی بزرگانی بودند که در قامت کودکانه به میدان آمده اند.
اصلا" آرامش وصلح ودوستی به درد افغانستان نمیخورد این بنا چنان فرسوده است که باید ازپی خراب شده دوباره آباد گردد واین آباد شدن دوباره، گنج قارون،صبر ایوب، وعمر نوح میخواهد. که در حال حاضر ما هیچ کدام را نداریم.
۲- ریاست اقلیت بر اکثریت:
ریاست اقلیت بر اکثریت هم از بدعت های روزگار ما افغانستانی ها میباشد.
ریاست یک گروه کوچک ۱۹ نفره در پارلمان افغانستان که هر کدام ساز خودرا کوک میکند بیشتر شبیه  کاریکاتورطنز است تا واقعیت ونشان از این دارد که واقعا" اخرالزمان نزدیک شده وکف گیر به ته دیگ خورده وجالب اینکه این پشنهاد عجیب وغریب به مزاج این اقلیت خیلی هم خوش امده وکلی انهارا به وجد آورده است.
۳- بازی اصلی بین سیاف،کرزی وقانونی میباشد.
شنیده ها حاکی ازآن است که  قرار بین کرزی وقانونی این بوده که طبق دوره گذشته پارلمان، باز هم قانونی نقش بیل مکانیکی کرزی را در پارلمان ایفا کند اما با رای آوردن اکثریت نسبی سیاف در اولین رای گیری برای ریاست پارلمان، ریشته های جناب قانونی وکرزی بنبه شد وخواب های طلایی آنها تعبیر نشد وبازی بزرگان وارد فاز کودکانه که همان ماجرای انداختن رای های سفید بود آغاز شد وماجرا ادامه پیدا کرد تا تبدیل به یک بحران ملی شد.
۴- بازی که باختش به  محقق تمام شد.
ریاست کمیسیون حل وفصل بحران به محمد محقق رسید وایشان مصداق مثلی شد که میگودیند: آش نخورده دهان سوخته!
بازهم محمد محقق وارد بازی شد که نتیجه اش باخت بود اول برای خودش وبعد هم برای تمام هزاره ها من نمیدانم این مرد با تجربه میدان های نبرد واین گرگ باران دیده چرا به این راحتی آلت دست  سیاست مداران رقیب میشود؟.
به نظر من محقق نباید ریاست این کمیسیون را قبول میکرد حال به هر دلیل که قبول کرده بود، بعد از مخالفت قانونی با دوپشنهاد اولی این کمیسیون،  محقق باید متوجه میشد که وارد بازی خطر ناکی شده است وسریعا" از ریاست کمیسیون استعفا میداد تا شاهد شنیدن چرندیات نژاد پرست فاشستی یکی از نمایندگان زن پارلمان نباشیم.
۵- مارجرای میخ کوبیدن بر سر
این حکایت کوبیدن میخ بر سر! هم جالب است. من نمیدانم که آیا براستی میخی بر سر کسی کوبیده شده یا خیر؟ ویا اگر هم کوبیده شده باشد کار هزاره هست یا نه؟ آصلا" افسانه است ویا واقعیت دارد؟ اما این را خوب میدانم که هر وقت صحبت از میخ وسر میشود هزاره ها جبهه گیری میکنند. در پارلمان زماینکه یک نماینده زن ((نسیمه نیازی)) خطاب به محقق ودر واقع تمام هزاره ها گفت: شما مردمي هستيد كه به سر آدمها ميخ كوبيده ايد.  ومتعاقب ان اعتراض نمایندگان هزاه وترک پارلمان وجارو جنجال های بعدی.
من فکر میکنم در آینده اگر فکری برای این یاوه گویی ها نکینم تبدیل به یک نقطه ضعف برای هزاره ها ویک حربه برای مخالفین فاشست خواهد شد. قهر وترک پارلمان  چاره سازنیست.
۶- ریش سفید+دوعا+قرائت فاتحه+ وذکر صلوات=یک آمین بلند.
 کم کم نا امید میشوم زیرا اجرای دموکراسی در افغانستان نتیجه نخواهدداد وبه این وکلای تازه راه یافته وجوان وروشن فکر که به تازگی به پارلمان راه یافته اند پشنهاد میکنم صبور باشند واین نیکتایی وکت شلوار را رها کند ودست به دامان بلند وریش های بلندتر بشوند وبا همان روش سالهای گذشته بسنده کنند وبا دعوت از بزرگان چون مجددی وآیت الله محسنی ودیگران وبا خواندن دعا وقرائت فاتحه وذکر صلوات ماجرای انتخاب ریاست پارلمان را ختم بخیر کنند تا بوی گندش همین ابروی نیمه نصفه ملت را در جهان نبرد.
یک پشنهاد:
در راستای ارائه طرح سوم کمیسیون حل بحران برای ریاست پارلمان که همان ریاست اقلیت بر اکثریت میباشد ، من هم پشنهادی دارم.
بهترین راه بیرون رفت از این بحران این است که: ریاست پارلمان نوبتی بشود. به این صورت که در سال اول پشتونها،سال دوم تاجیکها،سال سوم هزاره ها،سال چهارم ازبکها وسال پنجم را به چهار قسمت سه ماهه تقسم کنند. مطمئین باشید این بهترین وکم هزینه ترین راهی است که باید انجام شود.

آغازتحویل کارت های کارگری موقت،ویژه مهاجرین افغانستانی در شهرستان ورامین

از صبح امروزچهارشنبه 4اسفند ما 1389 مرحله دوم توزیع کارت کارگری موقت، ویژه مهاجرین افغانستانی در شهرستان ورامین آغاز شد.در این مرحله هر مهاجر افغانستانی  مذکر بالایی 18سال با وارز نمودن مبلغ 140 هزار تومان به شماره حساب132/66بنام خزانه کل ومبلغ 2000تومان به شماره حساب 104150629006 بنام شرکت پژواک، وبا در دست داشتن فیش های وارزی و کارت شناسایی آمایش ششم وکارت کارگری مرحله اول به محل تعیین شده واقع در باقر آباد قرچک، جنب پاسگاه نیروی انتظامی مراجعه  وکارت کارگری خود را دریافت کنند.
لازم به ذکر است که اعتبار  کارت های مرحله دوم در ابتدا یک ساله اعلام شده بود ولی آنچه که در پشت کارت ثبت شده است تامرداد  1390 اعتبار دارد.
 

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

ایجاد پایگاه دائم آمریکادر افغانستان، چرا موافقت وچرا مخالفت؟!

اشاره: بعد از چند روز بحث وگفتگو در فضای مجازی واختصاص یک برنامه 45 دقیقه ی  درتلویزیون بی بی سی فارسی، وموضوع گیری تنی چند از مسئولین دولتی، مساله ایجاد پایگاه دائمی نظامیان آمریکا در افغانستان رفته رفته شکل جدی تری پیدا میکند. برای ایجاد وعقد قرارداد به این مهمی به طور طبیعی موافقان ومخالفان وجود دارد که هرکسی بنا بر عقیده وتفکر شخصی خود سعی دارند بگویند حق با او است.
نگارنده به عنوان یک افغانستانی افتخار میکنم وبه خود میبالم که هموطنانم به درجه از آگاهی رسیده اند که نسبت به سرنوشت کشورخود ابراز عقیده نموده واحساس تکلیف میکنند. این حقیر در نوشته دیگری هم عرض کرده بودم که مخالفت وموافقت عامه مردم تاثیر چندانی در منعقد شدن و یا نشدن این قرارداد ندارد زیرا عوامل بسیاری مهم تر وتاثیر گزار تری دیگر وجود دارد که پرداختن به آنها از حوصله این مقاله خارج است.
در این نوشته کوتاه سعی میشود به مخالفین وموافقین که در این چند روز ابراز عقیده کرده اند ومن پی گیر بودم بپردازم به عبارتی این نوشته حاصل دیده ها شنیده های شخصی خودم میباشد.
از نظر اجتماعی مخالفین وموافقین را میتوانم به دوگروه تقسیم کنم. گروه اول عامه مردم یعنی کسانی که فقط نسبت به سرنوشت مملکت خود احساس وظیفه نموده وبا نوشتن مقاله،پیام های کوتاه، وارتباطات تلفنی اظهارنظر نموده اند. گروه دوم سران مملکتی اعم از رئیس جمهور،وزرا ومعاونین، کسانیکه دست در اتش دارند وتریبونهای مختلفی هم در اختیار دارند واظهار نظر کرده اند.
عامه مردم:
1- مخالفین
مخالفین ایجاد پایگاه دائم امریکا در افغانستان عقیده دارند که با منعقد شدن چنین قراردادی استقلال کشور از دست میرود وعملا کشور در دست آمریکا قرارمیگرد واین مساله با منافع ملی مردم افغانستان منافات دارد. ودر این راه بعضی کشور ها را مثال میزنند که چگونه بعد از گذشت ده ها سال هنوز آن کشور ها استقلال کامل ندارند واسیر خواسته های امریکا هستند.
مساله دیگری که خیلی مخالفین رویشان تاکید دارند  کشور های همسایه ای افغانستان هستند. این عده عقیده دارند که اگرچنانچه امریکا پایگاه دائمی در افغانستان تاسیس کند ممکنه کشور های همسایه نظیر روسیه،چین،ایران وهند با هم متحد شوند وبخواهند که با امریکا بجنگند واین به نفع  مردم افغانستان نخواهد بود.
آنچه برای من خیلی عجیب است این است که اکثر مخالفین در بیرون از افغانستان زندگی میکنند ودر کشورهای اروپایی وامریکا واسترالیا مقیم هستند.
2-موافقین
تا جایکه من دیدم وشنیدم موافقین چنین قراردادی بیشتر هستند ودر تصمیم خود مصمم تر ودر ظاهر هم منطقی تر موضوع گیری میکنند واستید لال های دارند که با واقعیت امروز افغانستان بیشتر همخوانی دارد تا رویا واحساس ناسیونالستی مخالفین، در واقع موافقین کسانی هستند که عقیده دارند با درنظر داشت وضعیت فعلی افغانستان سخن میگویند وبا اینکه با عقد چنین قرارادادی موافق هستند ولی شدیدا" نگران این هستند که چگونه وبا چه شرایط این قرارداد منعقد خواهد شد. آیا دولت آقای کرزی میتواند از پس چنین قرارداد مهمی سربلند بیرون آیند؟ آیا پارلمان ولویه جرگه در کمال آزادی وبدون فشار های خارجی وداخلی میتواند به وظیفه ملی میهنی خویش عمل کنند؟!
موافقین را بر این عقیده هست که آمریکا تا این قراراداد رابا افغانستان امضا نکند، افغانستان به آرامش نمیرسد! در واقع امریکا به عمد میخواهد که افغانستان نا امن جلوه کند تا مردم وحکومت افغانستان به حضور نیروهای خارجی احساس نیاز بیشتری داشته باشند وعده دیگر هم عقیده دارند که با ایجاد پایگاه نظامی دائمی امریکا در افغانستان، جلوی دخالت کشور های همسایه نظیر پاکستان وایران گرفته میشود ودر نتیجه افغانستان به آرامش میرسد.
وجالب اینکه اکثر موافقین کسانی هستند که فعلا" در داخل افغانستان ساکن هستند ومشکلات را با تمام وجود شان حس میکنند.
سران مملکتی ومسئولین دولتی:
در این قسمت میپردازم به اظهار نظر سران مملکتی، کسانیکه در راس کار قرار دارند وبنا بر مسئولیت ونفوذی که در دولت وبین مردم دارند از تریبون های رسمی اظهار نظر میکنند.
اولین بار خبر ایجاد پایگاه نطامی دائم امریکا در افغانستان را به طور رسمی جناب کرزی رئیس جمهور محترم اعلام کردند ودر این مورد وموضوع گیری خاصی نکردند وگفتند دولت منافع ملی را در نظر گرفته عمل میکند ودر واقع مسئولیت را به لویه جرگه وپارلمان افغانستان واگذار کردند. بی بی سی19بهمن1389
ازجمله کسانیکه به طور رسمی موضوع گیری کرده اند، وزیر دفاع افغانستان و سرپرست وزارت آنرژی  افغانستان میباشند.
ژنرال عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع افغانستان از ایجاد پایگاه های دائمی آمریکا در کشورش استقبال کرده و گفته است که این اقدام می تواند در دراز مدت به ثبات در افغانستان منجر شود.
ژنرال وردک  گفت که این پایگاه ها می تواند تضمیمی برای امنیت منطقه باشند. بی بی سی21 بهمن1389
اسماعیل خان، سرپرست وزارت انرژی افغانستان و از فرماندهان سابق جهادی، با طرح ایجاد پایگاه های دائمی آمریکا در افغانستان مخالفت کرده است.
آقای اسماعیل خان، که در مراسم یادبود از سالروز خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان سخنرانی می کرد از وزیر دفاع افغانستان نیز به خاطر اعلام حمایت از ایجاد پایگاه های دائمی آمریکا در این کشور به شدت انتقاد کرد. اسماعیل خان افزود: "ما به خاطر این مبارزه نکردیم که قشون دیگری را در این سرزمین حاکم بگردانیم.26بهمن1389 بی بی سی فارسی.
از مقامات رسمی ودولتی تا کنون اظهار نظر دیگری نشده است ویا اینکه من اطلاع ندارم.
چرا موافقت وچرا مخالفت؟!
به طور طبیعی هر شخصی در مورد هر موضوعی اظهار نظر میکند، دلیل وانگیزه کافی دارد واهمیت اظهار نظرشان بستگی به موقعیت اجتماعی،مسئولیت وتحصیلات شان دارد.
در مورد اظهار نظر عامه مردم آنچه که قابل توجه است این است که هرکسی به افغانستان ومسایل ومشکلاتش نزدیک تر هستند واطلاعات بیشتری دارند وبا پوست وگوشت خود اوضاع افغانستان را لمس میکنند، موافق این قرار داد هستند ودر طرف دیگر قضیه آنهایکه سالها در خارج از افغانستان ساکن هستند واز مسایل ومشکلات و وضع  حاضر مردم دورتر هستند وطبیعتا" این مشکلات را کمتر حس میکنند، مخالف این قرارداد میباشند.
در این اظهار نظر ها میتوان  این طور نتیجه گرفت که هرکسی به آتش نزدیک تر است بیشتر میسوزد وگرمای آنرا حس میکند.
 مسئولین دولتی:
وزیر دفاع موافق:
من شخصا"اظهارات وزیر دفاع در موافقت با ایجاد این پایگاه را این گونه تفسیر میکنم که ایشان نه از روی اجبار ونه از روی وابستگی واز نه ازروی مصلحت چنین اظهار نطری فرموده اند بلکه این اظهار نظر از روی واقع بینی ونیاز ایراد شده است.
نباید فراموش کرد که او وزیر دفاع افغانستان هست واز هرکسی دیگر بر اوضاع واحوال افغانستان تسلط بیشتری دارد. او قوای مسلح را میشناسد وتواناهای آنهارا به خوبی میداند. واز کم کیف نیرو های تحت امرش مطلع است واز همه مهم تر اینکه با نیروهای خارجی، مخصوصا" فرماندهان امریکایی ارتباط مستقیم دارند واز قصد ونیت انها اطلاع کافی دارد. بنا براین من این اظهار نظر را نه تبلیغاتی ونه از ترس و وابستگی  بلکه در راستای تخصص ومسئولیت ایشان میدانم.
سرپرست وزارت انرژی، مخالف:
اسماعیل خان سرپرست وزارت انرژی ویکی از جنگ سالاران وامیر المومنین سالهای نه چندان دور، در اظهار نظر رسمی مخالفت خود را با ایجاد این پایگاه اعلام کرده است.
به نظر من اظهار نظر این مقام دولتی اگر چه هیچ ارتباطی به مسئولیت او ندارد ولی قابل درک است.
در این شکی نیست که تمام جنگ سالاران، در هر مقام وموقعیتی که باشند از وضعیت موجود که افغانستان رو به بهبودی وقانون گرای وثبات سیاسی،اجتماعی، نظامی واقتصادی پیش میرود ناراضی باشند زیرا به هرمیزان که افغانستان با ثبات وقانون گرای نزدیک تر شود، همان اندازه جنگ سالاران ضعیف تر واز قدرت دور تر خواهندشد (نمونه اش را این روز ها در پارلمان افغانستا شاهد هستیم)  بنا براین در آینده نه چندان دور مخالفت اشخاص مانند اسماعیل شدید تر وبیشتر خواهد شد.
علت اصلی این مخالفت ها توسط جنگ سالاران این است که اکثر این آنها درهرمقام وموقعیت اجتماعی که  باشند مقداری از وقت شان را در خیالات سالهای میگذرانند که در راس قدرت بودند زمانی  که مناطقی از سر زمین افغانستان تحت حاکمیت، وعده از مردم افراد بیعت کرده آنها بودند وانها عنوانهای رئیس،قومندان،ارباب، ملا، وامیرالمومین را یدک میکشیدند وهرکاری که خود صلاح میدانستند انجام میدادند وکسی هم نبود از آنها بپرسد که چرا؟
در اوضاع احوال آشفته فعلی افغانستان افراد مانند اسماعیل فروان هستند، وجالب اینجا هست که همه آنها به امید روزهای هستند که دوباره آن بروبیای سالهای نه چندان دور خود را داشته باشند وبا یک اشاره بی گناهی را تیر باران، وبا یک اشاره مجرمی را آزادکنند، واگر نباشد قانون وترس حکومت(والبته نیروهای خارجی) تا حالا برای مخالفت با چنین قرار دادی تفنگ به دوش سر گردنه ای را مسدود  وعده را اعدام وزندانی کرده بودند.
ناگفته پیداست که که دراین راه اسماعیل خان تنها نخواهد بود ودیری نخواهد گذشت که تمامی کسانیکه منافع خود را در نا امن بودن افغانستان مییابند، چه کشورهای خارجی همسایه وغیر همسایه وچه جنگ سالاران داخلی، اعم از رئیس، ارباب، قومندان،آخوند وآیت الله، مولوی وداروغه در هرجا ومکانی که باشند وبا هر وسیله که در اختیار دارند به مخالفت با این قرارداد خواهد پرداخت، از حرف سخن عادی تا فتوای های شرعی.! زیرا منافع آنها زمانی تامین میشود که که افغانستان ثبات سیاسی اجتماعی وامنیتی نداشته باشد تا خواب های رنگین انها اشفته نشود وریشته تخیلات شان پاره نگردد.
 

کودکان وجنگ!

کودکان قربانيان اصلي جنگ ها هستند. اين پاهاي نحيف و بدن هاي برهنه تا کجا خواهند دويد؟ شايد تا آخرين مرز زندگي: "مرگ" و در آن جا براي ابد آرام خواهند گرفت. یگانه یادگارِ آنان کودکی گمشده اي است که هرگز نزيسته اند و نزيسته ايم. ویرانیِ واقعی حیات زمانی آغاز می گردد، که انسان ها از حق کودکی محروم گردد. جنگ بنیاد زندگی را ویران می کند:"کودکی را که خشتِ اول و بنیاد زندگی است."
منبع: اسد بودا،  فیسبوک