درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

هزاره های حاضردر ولسی جرگه(دوردوم)

هزاره های حاضردر ولسی جرگه(دوردوم)


در این چند ماه مخصوصا" هفته های گذشته خیلی از دوستان از تعداد نفرات هزاره که وارد ولسی جرگه در دو دوم شده اند میپرسیدند. بلاخره امروز در وبلاگ انجمن پیک تعداد نفرات حاضر در ولسی جرگه را یافتم.
برای همه این عزیزان ارزوی موفقیت وسر فرازی دارم
لیست نفرات حاضر در ولسی جرگه دور دوم.
باميان:
1) محمد اكبري
2) دگروال عبدالرحمن شهيداني
3) صفورا ايلخاني
4) فكوربهشتي
دايكندي:
5) نور اكبري
6) صادقي زاده نيلي
7) شيرين محسني
8) اسدالله سعادتي
ميدان وردك:
9) انجينر حميده اكبري
10)صديقه مبارز
11)غلام حسين ناصري
بغلان:
12)منصور نادري
13)عبيدالله رامين
بلخ:
14)محمد عبده
15)احمدشاه رمضان
16)عباس ابراهم زاده
غزني:
17)علي اكبر قاسمي
18)انجينر نفيسه عظيمي
19)شاه گل رضايي
20)خداداد عرفاني
21)عارف رحماني
22)قيوم سجادي
23)چمن شاه اعتمادي
24)محمد علي علي زاده
25)هماسلطاني
26)محمد علي اخلاقي
27)شاه جهان
غور:
28)رقيه نائيل
29)قربان كوهستاني
30)بحر
هلمند:
31)نعمت الله غفاري
هرات:
32)احمد بهزاد
33)رضاخوشك وطندوست
قندهار:
34)شكيبا هاشمي
سمنگان:
35)طاهر زهير
36)معصومه خاوري
سرپل:
37)محمد حسين فهيمي
38)محمد حسن شريفي
تخار:
39)حبيبه دانش
ارزگان:
40)ريحانه آزاد
كابل:
41)بشردوست
42)محمد محقق
43)عالمي بلخي
44)علي كاظمي
45)حسين انوري
46)كبرامصطفوي
47)فاطمه نظري
48)ابراهيم قاسمي
49)رمضان جمعه زاده
50)فرخنده نادري
51)جعفر مهدوي
52)قربانعلي عرفاني
كندوز:
53)داوود نادري

فقط یک تیتر امیدوار کننده! همین

فقط یک تیتر امیدوار کننده! همین

گاه گداری در خبر گزاری های ایرانی واز قول مسئولان ایرانی خبر های به صورت تیتر، نشر میشود که باعث امیدواری مهاجرین افغانستانی میشود که یک جورای قند توی دهان آدم آب شده و اظافه آن از لب ولوچه آدم راه می افتد. مثل همین تیتر ذیل.
اتباع افغاني مجاز تحت پوشش بيمه‌ قرار مي‌گيرند
موسوي‌نسب‌ گفت: اتباع افغاني مجاز در استان تهران بعد از هدفمند‌كردن يارانه‌ها تحت پوشش بيمه‌اي قرار خواهند گرفت.
به گزارش اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي به نقل از خبرگزاري فارس عيسي موسوي‌نسب مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران در خصوص سرانجام اجراي طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي گفت: مرحله اول اين طرح كه شناسايي اتباع غيرمجاز بود، در نيمه اول سال جاري اجرا شد كه با استقبال خوبي روبه‌رو بود و 320 هزار نفر اتباع مجاز ثبت‌نام كرده‌اند.
وي ادامه داد: اما در مراحل دوم آمايش اتباع افغاني مجاز انجام شد كه تا الان تقريبا 86 درصد از اتباع مجاز افغاني كه 320 هزار نفر مي‌شوند، كارت‌هاي آمايش 6 خود را دريافت كردند.
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران با بيان اينكه طبق آمارهاي قبلي حدود سه ميليون اتباع غيرمجاز و مجاز افغاني در داخل كشور زندگي مي‌كنند، يادآور شد: استان تهران بالاترين جمعيت مجاز و غيرمجاز افغاني را به خود اختصاص داده است.
موسوي‌نسب همچنين در خصوص آمار تفكيكي اتباع مجاز افغاني ساكن در استان تهران خاطرنشان كرد: تهران با 43هزار و 798 نفر، ري با 41 هزار و 501 نفر، ورامين با 64 هزار و 345 نفر، پاكدشت با 32 هزار و 645 نفر، كرج با 32 هزار و 324 نفر، اسلامشهر با 30هزار و 210 نفر، شهريار با 30 هزار و 276 نفر و دماوند با 9هزار و 256 نفر با لاترين جمعيت اتباع مجاز افغاني را دارا است.
* آغاز مرحله سوم طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي از اويل دي ماه
وي با بيان اينكه استقبال اتباع افغاني از طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي بي‌نظير بوده است، گفت: مرحله دوم اين طرح تا پايان آذرماه ادامه دارد و در اوايل دي ماه مرحله سوم كه فراخوان اينترنتي اتباع افغاني غيرمجاز است با اطلاعيه وزارت كشور آغاز خواهد شد.
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران با اشاره به نحوه اجراي مرحله سوم طرح ساماندهي اتباع خارجي (فراخوان اينترنتي اتباع غيرمجاز) تصريح كرد: آن دسته از افرادي كه در مرحله اول كد شناسايي گرفته‌اند، در اين مرحله مراجعه كرده و در صورتي كه اطلاعاتشان ناقص باشد، آن‌را برطرف مي‌كنند و براي مراجعه به پايگاه‌هاي از پيش تعيين شده جهت تكميل پرونده نوبت‌دهي مي‌شوند.
* ابطال كارت اقامت اتباع مجازي كه در طرح ساماندهي اتباع خارجي شركت نكنند
موسوي‌نسب همچنين درباره اتباع افغاني كه تاكنون در طرح ساماندهي اتباع خارجي ثبت نام نكرده‌اند، تصريح كرد: حتي اتباع مجازي كه در اين طرح شركت نكنند، حضورشان در ايران غيرقانوني محسوب شده و كارت اقامتشان باطل مي‌شود.
وي ادامه داد: بنابراين همه اتباع افغاني بايد بدانند در صورتي كه در طرح جامع ساماندهي اتباع خارجي شركت نكنند، غيرمجاز شناخته شده و از همه تسهيلات جمهوري اسلامي ايران همچون تحصيل، بهداشت و ساير خدمات محروم مي‌شوند و همچنين غيرقانوني شناخته شده و مراجع انتظامي برابر قانون با آنها برخورد خواهند كرد.
مديركل اتباع و مهاجرين خارجي استانداري تهران تأكيد كرد: اتباع افغاني كه در اين طرح شركت كنند، تسهيلات ويژه‌اي براي حضور قانوني آنها ايجاد خواهد شد.
موسوي‌نسب در ادامه در خصوص وضعيت اتباع افغاني بعد از هدفمندكردن يارانه‌ها در ايران گفت: بحث هدفمندكردن يارانه‌ها براي اتباع ايراني قابل تعريف است اما با هماهنگي كميساري عالي پناهندگان، وزارت كشور برنامه‌اي را براي اتباع خارجي در دستور كار خود دارد تا بخشي از فشاري كه در هدفمندي يارانه‌ها به آنها وارد مي‌شود، برطرف شود.
وي با بيان اينكه براي كم كردن فشار ناشي از هدفمندكردن يارانه‌ها به اتباع خارجي توافقاتي با كميسارياي عالي پناهندگان صورت گرفته است كه متعاقباً اطلاع‌رساني دقيقي در اين مورد صورت خواهد گرفت، اظهار داشت: تعداد 320 هزار اتباع افغاني كه در تهران مجاز شناخته مي‌شوند، طبق پيش‌بيني بعد از هدفمند‌كردن يارانه‌ها تحت پوشش بيمه‌اي قرار خواهند گرفت.

۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

محرم درهجرت

بنام خداوند رحمن ورحیم
هیئت امنای تکیه خانه عمومی"قرآن وعترت" عزاداران حسینی مهاجرین افغانستانی مقیم شهر قرچک، با افتخار برای دومین سال متوالی میزبان عزاداران وعاشقان ابا عبدالحسین(ع) میباشند.
خدمت گزاران شیعیان مهاجر افغانستانی به مدت 13 شب با برنامه های از قبل تعیین شده طبق اطلاعیه ذیل درخدمت شما عزیزان میباشند


گزارش وعکسهای برگزاری مراسم سال ۱۳۸۸ را دراینجا میتوانید ببینید وبخوانید.



علی ناطقی








۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

هم ولایتی های غزنی، این پیروزی مبارکتان باد

هم ولایتی های غزنی، این پیروزی مبارکتان باد
نام نمایندگان منتخب مردم غزنی در ولسی جرگه. دور دوم.
شماره اسم تعداد رای
۱- الحاج دگرجنرال علی اکبر "قاسمی" ۱۳۸۵۵
۲- استاد محمدعلی "اخلاقی" ۱۰۰۷۸
۳- دکتور شاه جهان ۹۲۰۹
۴- استاد محمدعلی "علی زاده" ۸۴۹۸
۵- استاد دکتور سیدعبدالقیوم "سجادی" ۶۸۹۸
۶- استاد محمدعارف "رحمانی" ۶۸۶۴
۷- استاد الحاج خداداد "عرفانی" ۶۶۵۸
۸- چمن شاه "اعتمادی" ۵۸۹۱
برندگان زن در ولسی جرگه. دور دوم
شماره اسم تعداد رای
۱- هما"سلطانی" ۶۲۳۸
۲- انجینیر نفیسه "عظیمی" ۶۲۲۸
۳- وکیل شاگل "رضایی" ۳۶۷۹
تشکر از تمام کسانیکه در این راه برای مردم هزاره غزنی زحمت کشیدند وجان فشانی کردند مخصوصآ جناب احمد بهزاد نماینده محترم ولایت هرات. ودیگر همکارانشان.
امید وارم نمایندگان انتخاب شده از طرف مردم، قدر زحمات مردم خود را بدانند ودور از قوم وقبیله گرایی به وظیفه قانونی وملی واسلامی خود عمل نموده وخود را نماینده تمام مردم ولایت غزنی بدانند وبه طور یکسان برای همه انجام وظیفه کنند. انشا الله

دنیارا آب ببرد! مرغابی ده بند پایش است.

دنیارا آب ببرد! مرغابی ده بند پایش است.
در این روز های پر التهاب(البته برای مردم غزنی) نه کل هزاره ها! وبحث وجدل بر سر تائید نشدن صحت انتخابات ولایت غزنی، یک هزاره فیلش یاد هندوستان کرده وبه فکر اجرای قانون وحمایت از کمیسیون انتخابات افتاده.!
این دوست هزاره ما به خواب خرگوشی تشریف دارند وگرنه این روز ها صدای اعتراض هزاره ها در سراسر دنیا اگر به گوش دیگران نرسیده! حداقل گوش خود شان را که کر کرده است. آنوقت ایشان دستور فرموده است که رسانه هانباید ساکت باشند واز کمیسیون انتخابات حمایت کنند.
متاسفانه ایشان چنان دم از قانون مداری میزنند که یادشان رفته خود جناب کرزی با تقلب وبا فرمان همین کمیسیون قانون مدار وصد البته قدرتمند به این مقام رسیده است.
بعدا" نوشت:
نویسنده: سخیداد هاتف
سه شنبه 9 آذر1389 ساعت: 21:17
سلام آقای حیدری ،به نظر می رسد که شما نوشته ی آقای نظری را دقیق نخوانده اید.
مدیر وبلاگ:هاتف عزیز سلام!اتفاقا" به نظر خودم خوب خواندم چندین بار هم خواندم برای اطمنان همین حالا دوباره خواندم.ایشان نوشته است: در هرج و مرج بازار وطن ما، عمل کردن به قانون تاوان سنگینی دارد! با این قسمت از نوشته جناب نظری موافقم به شرط که انتخابات غزنی تائید شود وچند نفر کارمندان محترم این کمیسیون برکنار. تا به درستی معنی تاوان را درک کنیم.!!!ودر جای دیگر نوشته است: در جدال اخیر صدای بازندگان رسا است و متأسفانه بخش هایی از حاکمیت هم با آنها همراه است، رسانه ها باید صدای عامه مردم را که خیلی بیشتر از 2200 بازنده است و خواهان امنیت، ثبات، آرامش جامعه و حاکمیت قانون است را منعکس نمایند، به این می گویند توازن واقعی بر اساس اهمیت هر طرف.==اگر به اجرای دموکراسی وعمل به قانون اساسی عقیده داریم این 2200 نفر هم حق اعتراض وشکایت دارند. نباید فراموش کرد که 2200 فقط 4 عدد ریاضی نیست بلکه آنها هم طرفدارانی دارند واز کسانی هستند که به زعم خودشان رای های بالای آروده وحق شان ضایع شده است.هاتف عزیز!
هر نفر از این افراد به اصطلاح زور گو ومتقلب اگر2000 نفر هم رای داشته باشند در آشفته بازار وکسادی رای دهندگان افغانستان رقم قابل توجهی میشود.
واما هر آنچه که مورد انتقاد این حقیر هست اینجای مطلب است. توجه کنید:هزاره ها هم باید از اقدامات قانونی و جسورانه کمیسیون های فوق حمایت کنند این حمایت به آنها جرأت خواهد داد تا نتایج انتخابات غزنی را هم مطابق قانون با جسارت اعلام نمایند.==هاتف عزیز! مگر هزاره ها قانون را قبول ندارند؟! مگر تا حالا به قانون عمل نکرده اند؟ اصلا تا حالا مگر هزاره بوده که صریحا" مقابل قانون اساسی استادگی کنند؟ در هرماجرای وهر حادثه چه حاثه های سرد مانند رای نیاوردن وزیران وچه حادثه های گرم مانند قضیه کوچی ها وغرب کابل هزاره ها به جز از راه قانونی ودر مطبوعات ورسانه ای مجازی مگر عمل دیگری هم انجام داده اند؟ هاتف عزیز! تا جایکه من میدانم این روز ها صدای قانونی هزاره هاز از همه رسا تر شده است آیا به نظر شما کسانیکه مانند بهزاد نمایند هرات جز بازنده ها است ویک سر آن به حکومت وصل است؟ آیا ایشان منفعت شخصی میبرد؟هاتف عزیز! من وشما در داخل افغانستان نیستیم شاید احساس دوستان داخل افغانستان به درستی درک نکنیم ولی خواهشمند است جامعه هزاره را به سوی اخته شدن سوق ندهید.

زخم کجا؟ درد کجا؟ وآه وناله اش کجا؟!

زخم کجا؟ درد کجا؟ وآه وناله اش کجا؟!

واقعه تاسف بار تائید نشدن صحت انتخابات ولایت غزنی باعث واکنش های متفاوت از سوی نویسندگان ونخبه های هزاره در فضای مجازی شد.
ظاهرا" این عمل خیلی باعث عصبانیت جامعه هزاره شده است. خوانندگان هزاره درصفحه اینترنت در چند روز گذشته در بدر به دنبال جای بودند که عقده های خودرا در آنجا خالی کنند.!
در این گیرودار محمد حسین فیاض حس نخبه گرای اش گل کرد ودست به قلم برد ومطلبی نوشت ودر سایت جمهوری سکوت ارسال کرد.
قصد نقد این نوشته را ندارم وچیزی که میخواهم خدمت خوانندگان عرض کنم این است که با نشر این مطلب دراینجا به یک باره کیسه عقده های مردم هزاره پاره شد ومتاسفانه چشم وگوش بسته هرچی دلشان خواست نوشت ونوشت تا اینکه نظرات نزدیک به صد رسید. در این قضیه کسانیکه خیلی متعصب بودند ورگ هزارگی شان متورم شده بود به سایت جمهوری سکوت بسنده نکرده ودر سایت های دیگر هم نظر دادند واز آنها دعوت کرد که بیایند وپای مطلب منشر شده در جمهوری سکوت عقده گشای کنند.
دیروز که سری به این مطلب زدم نظرات خوانندگان نزدیک به صد رسیده بود واکثرا هم بسیار تند وزننده نوشته بودند ولی امروز که رفتم دیدم حداقل تعداد ۱۵ نظر از صفحه مربوطه حذف شده بود.
در مجموع این نظرات که متاسفانه خیلی ها شان هیچ ارتباطی به مطلب فوق نداشت به خوبی میتوان بد بختی ودرماندگی وعقده گشای مردم هزاره را مشاهده کرد ونتیجه گرفت که ما هزاره ها مصداق ضرب المثلی هستیم که میگویند: زورش که به خر نرسید پالونش را تیکه پاره میکند.!
من که واقعا متاسف شدم.!
زخم کجا؟ درد کجا؟ وآه وناله اش کجا؟!!!

انجیر های سرخ مزار

انجیر های سرخ مزار


به طور اتفاقی! از طریق پیوند های وبلاگ یکی از دوستانم با وبلاگ انجیرهای سرخ مزار آشنا شدم.
نمیدانم تا کنون نام محمد حسین محمدی را شنیده اید ویا مثل من تاکنون اورا نمیشناسید! وکتاب های اورا نخوانده اید!
این حقیر که آشنای با این نویسنده افغانستانی ندارم همین قدر خدمت تان عرض کنم که ایشان در ایران کلی طرف دار دارد واثارش جایزه های فراوان برده است.
به هرحال وظیفه خود دانستم با تحریر این مطلب کوتاه نسبت به این نویسنده هموطن ادای دین کرده باشم.
برای این نویسنده هموطن آرزوی موفقیت بیشتر دارم.
پ.ن: وبلاگ انجیر های سرخ مزار خواندنی است. از دست ندهید.

هزاره ها، جوالیایی قرن بیست ویک!

هزاره ها، جوالیایی قرن بیست ویک!
بدون هیچ مقدمه عرض میکنم که ما هزاره های افغانستان بعد از گذشت حدود ۸ سال نوشتن ونشر مطالب در فضای مجازی، مانند نسل های گذشته خود، جوالیایی هستیم فعال وپر انرژی که شبانه روزی کار میکنیم وزحمت میکشیم ونتیجه نمیگیریم.! (البته با این تفاوت که اکنون این نسل هزاره ها در قرن بیست ویک ودر فضای مجازی فعال میباشند) زحمت وجان کندن همان است، اما هدف وزمان ومکان متفاوت.!

فلاش بک:

برای این حقیر روئیت نشد که درست درچه زمانی از تاریخ افغانستان واژه جوالی(باربر) را روی هزاره ها گذاشتند اما این را میدانم که مدت زمان بسیار طولانی مردم هزاره با این واژه منحوس ومنفور خو گرفته بودند.!

طی سالیان دراز مردم هزاره با این واژه زندگی کردند وروزگار گذارندند وکم کم با تغییر نسل ورفتار تبعیض آمیز پادشاهان وحکومت های گذشته وتربیت شدن نسل جدید، هزاره ها به این نتیجه رسیدند وباور شان شد که این جماعت برای همین “جوالی گری” ساخته شده اند وباید نسل اندر نسل با این واژه بسازند وبسوزند.

طبیعتا دربین تمام جوامع انسانهای باهوش، متفکر ونابغه وجود دارد حتی اگر یک جوالی باشد.! دربین هزاره هم در آن زمان نابغه های وجود داشت که سعی میکردند از سختی ومشقت شغل جوالی گری بکاهند وراهی بیابند تا بلکه نان شب آسانتر وراحت تر بدست آید. به همین علت دنبال راه چاره میگشتند.

درچنین موقعیتی کم کم بارکشی روی شانه های یک هزاره جوالی قدیمی شده بود ودو مدل برای جوالی گری اختراع شد. مدل اولی کراچی گگ بود(فرغون) مدل دوم کراچی( چهارچرخ بزرگ) بود. در مدل اول هدایت فرغون به یک نفر تعلق داشت ودر مدل دوم هدایت دسته جمعی بود وطبیعتا در کارهای دسته جمعی یک نفر مسئول ورئیس باید وجود داشته باشد.

زمان حال:

تا جایکه من میدانم در داخل افغانستان نسیم فکرت در سال ۲۰۰۲ جز اولین هزاره های است که در فضای مجازی آغاز گر شغل شریف جوالی گری شدند ومتعاقب آن دیگر هزاره مانند سخیداد هاتف که در خارج از افغانستان مشغول این حرفه شریف بوده وهستند. کم کم به تعداد فعالان ونویسندگان در فضای مجازی افزایش یافت وهم اکنون تعداد این وبلاگ نویسان به هزاران وشاید ده ها هزار رسیده است. در این میان نابغه ها دست به کار شدند واز نبوغ خدادای وامکانات موجود استفاده کردند وبا تاسیس سایت های مانند کابل پرس،کاتب،ارمان، سلام و جمهوری سکوت وده ها سایت بزرگ وکوچک دیگر سعی دارند با اطلاع رسانی ونشر مطالب روی افکار جامعه خود و جامعه جهانی تاثیر گذارباشند.

زحمت زیاد! نتیجه کم!

در گذشته های نه چندان دور اگر پدران ما از صبح تاشب جوالی گری (باربری) میکردند واز صبح تاشب عرق میریختند تنها یک هدف داشتند آنهم تهیه نان شب برای اهل عیال وسیرنمودن شکم خود وخانواده فقیر شان بود تا با شکم سیر، سر بر بالش بگذارند ومنتظر آینده باشند. این هدف سالیان دارازی ادامه داشت وتمام دلخوشی شان این بود که نان را در سفره خود ولبخند را برلبان طفل شان ببینند. اما هم اکنون ودر قرن بیست و یک، تمام زحمات نویسندگان متفکران ونابغه های هزاره در فضای مجازی یک هدف است. اطلاع رسانی+ تاثیر گذاری. اطلاع رسانی ازوضعیت گذشته های تاریخی وحال وروز فعلی جامعه هزاره ودیدن نتیجه وتاثیرگذاری این زحمات روی جامعه خود وجامعه جهانی وبین المللی.

در وهله اول این فعالیت درفضای مجازی خیلی زیبا وموثر به نظر میرسد وباعث دلگرمی وامیدواری برای آینده جامعه هزاره میشود. این امید واری زمانی رنگ بوی بهتری میابد که به گفته برخی از صاحب نظران حدود ۸۰ ٪ از مراجعه کنندگان واستفاده کنندگان درداخل افغانستان وخارج را هزاره ها تشکیل میدهند وبیشترین وبلاگ و وبسایت وکاربران حاضر وفعال در فضای مجازی هزاره های افغانستان میباشند وبشترین مطالب ارسالی از جانب نویسندگان هزاره نشر میشود.

اما متاسفانه تمام این زحمات شبانه روزی وتشکیل اکثریت در فضای مجازی هیچ فایده به حال وروز جامعه هزاره ها ندارد وباعث بهبود وضعیتی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، وتربیتی آنها نشده است ومتاسفانه آنچه نصیب آنها میشود تلف شدن وقت، وقتیکه میتوانست ومیتواند طلا باشد ولی فعلا تبدیل به خاکستر میشود.!

این فاجعه زمانی نمود بیشتری میابد که نویسندگان،پژوهشگران،نخبگان، چه روشن فکر وچه سنتی در طول هشت سال گذشته به طور مرتب ومنظم در فضای مجازی فعالیت مستمری داشته ودارند واز طرف هیچ کسی هم مانعی جدی بر سر راهشان قرار نگرفته وبه اصطلاح جاده صاف وهموار بوده وآنها تخته گاز رفتنه اند اما نتیجه این شده است که ما در حال حاضر، نه احزاب منسجم وتاثیرگذار داریم تا به درستی نشانه تفکر جامعه هزاره باشد ونه وکلای دلسوز ومتعهدی داریم تا درپارلمان انعکاس صدای هزاره ها باشد.

بعد از هشت سال نوشتن ونوشتن ونشر مطالب در فضای مجازی اکنون کار ما هزاره ها به جایی رسیده است که وزیران ما در پارلمان رای نمی آورد وسهمیه وزارت خانه ها به صورت سرپرستی به ما رسیده است! بودجه سالانه از طرف دولت عادلانه به ولایت های هزاره نشین تعلق نمیگیرد. برای پذیرش دانشجو محدودیت وجود دارد. هنگام انتخابات یا شعبه های رای بسته میشود ویا برگه های رای کم می آید ویا صندوق ها میشکند.!

اگر به تمام این کاستی ها که بخشی از آن مستقیما به عهده ما نویسندگان وفعالان در فضای مجازی است، اشاره کنم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد ؛ اما به عنوان نمونه به یک معضل خانمانسوز که بلای جان ما هزاره هاشده اشاره میکنم تا خوب بدانیم تاچه حد زحمات وانرژی ما هدر رفته است.

نام کوچی را که همه شما شنیده اید وتقریبا در طول هشت سال گذشته ودرفصل بهار وهنگام تجاوزات کوچی ها در سرزمین هزاره جات، درتمام سایت های هزاره گی مطلبی در مورد جنایت های وحشیانه آنها نشر شده است اما نتیجه این شده است که هنوز جوانان هزاره میپرسند کوچی یعنی چه؟! به نظر شما در پاسخ این سئوال چه باید گفت؟ چگونه برای یک جوان در یک جمله روشن کنیم که کوچی یعنی چه.

نگارنده را بر این عقیده است که که جوانان ما بی تقصیر هستند.! زیرا ما به درستی نتوانستیم مطلب را به انها منتقل کنیم. ما فقط نوشتیم ونشر کردیم فعالیت مااز لحاظ کمیت شاید قابل قبول باشد؛ اما بدون شک از لحاظ کیفیت دچار کمبود های فراوانی هستیم که حتی یک جوان هزاره که مرتب ومنظم با فضای مجازی سروکار دارد هنوز معنی ومفهوم دشمن به نام کوچی را نمیداند واز مضرات وجود آنها در سرزمین هزاره جات بی اطلاع هستند واز سیره تاریخی وفلسفه به وجود آمدن کوچی واینکه آنها حاصل چه کسانی وبا چه تفکرات وشاخ برگ کدام شخص وطایفه میباشند، بی خبر هستند. این یعنی کم کاری،بی مسئولتی،تن پروری و… جوالی گری وبس.!

اطلاع رسانی فعالان هزاره در فضای مجازی، در بعد بین المللی درتمام موارد وبه خصوص معضل کوچی وکوچی گری خیلی تاسف بار وغم انگیز هست. در بهار سال ۱۳۸۹با تمام فعالیت های که در فضای مجازی ودر داخل توسط سیاست مداران هزاره انجام گرفت، با توجه به اینکه مردم بی دفاع وبی گناه هزاره جات توسط کوچی ها کشته شدند وخانه های شان به آتش کشیده شد واموالشان به تاراج رفت؛ اما در بیرون از افغانستان واز نگاه جامعه بین المللی کوچی ها مظلوم! وهزاره ها ظالم ومتجاوز معرفی شد.

نتیجه:

شاید درنگاه اول نشر این مطلب بی انصافی به نظر بیاید اما زمانیکه خوب به تعداد افراد،وبلاگ، وبسایت ومطالب منتشر شده در فضای مجازی نگاهی بیندازیم به این نتیجه میرسیم که متاسفانه نوشتن،خواندن، وتاسیس وبلاگ، وبسایت که همراه با مصرف پول و وقت کاربران میباشد، جز سرگرمی،فخر فروشی وپزدادن در برابر دیگران، چشم هم چشمی ورقابت کاذب بین مدیران وبسایت های هزارگی،هیچ سودی دیگری برای جامعه هزاره نداشته است. واگر وضعیت به این گونه پیش رود نباید انتظار داشته باشیم که زحمات شبانه روزی ما، هدف مورد نظر مارا که همان تاثیرگذاری، اول روی جامعه خودمان ودوم روی جامعه جهانی وبین المللی هست، را تامین کند.
نوشته شده در تاریخ ۲۸ / آبان / ۱۳۸۹ توسط: شیرمحمد حیدریموضوعات: تحلیلی انتقادی , دسته مقالات اجتماعی
**************************************
نقد ونظر خواننگان در سایت غرجستان
محمد سعیدی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سلام خدمت آقای حیدریواقعا موضوعات جالب را انتخاب می کنید.
با این که گفتی این همه زحمات ما هیچ اثر مثبت در جامعه ی هزاره ندارد،موافق نیستمحداقل ترین اثر مثبت حضور هزاره ها در انترنت،نشاندهنده پیشرفت آنها است.برای دیگران قابل باور نیست که مردم هزاره با وجود اینکه سالیان در دراز از تحصیل محروم بودند،چطوری در طول ده سال خود را با وسایل بروز رساندند.اما با اینکه گفتی اطلاع رسانی ما در بعضی موارید خوب نیست،موافق هستمکاملا درست است.ما باید شیوه نوشتن خود را تغیر بدهیمبه نظر من یکی از راه های به هدف نشاندن خواسته های ما و معلومات دادن صحیح به نسل سومی ها،استفاده از شیوه های جدید همگرای و تکرو نبودن هست.به هرحال این مقاله شما یک تلنگر هست بر نویسنده های هزارهامید وارم که قضیه را جدی بگیرند.
عطا ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
با سلام خدمت جناب حیدری عزیزبه نکته ی خوبی توجه کردید.ای کاش بعد از شرح این مشکل راه حلی نیز ارائه می نمودید.البته جسارت طرح همین مشکل هم جای تقدیر دارد.امیدوارم که بازدید کنندگان راه حل های خوبی برای این مشکل ارائه نمایند.
محسن زردادی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
آقای حیدری محترم درود برشما!موضوع خیلی حساسی را دامن زده اید. من در بسیاری موارد با شما موافقم ولی با یک تفاوت کوچک که ،به عقیده ی من برای غرس کردن حتا یک نهال هم پیش زمینه هایی لازم است تا نهال بصورت علمی و فنی غرس گردد و از آفت و سردی در امان بماند. توقع داشتن ثمر فی الفور و علی العجاله ، از نهال نو شانده پیش از وقت می باشد. زمان کافی و لازمی کار است تا پدیده ها بتواند روال طبیعی خودرا طی نمایند .من متقین هستم که روشنگران ملیت هزاره اعم از روشنفکران دانشگاهی و حوزه ی آن ، تمام آنهاییکه حس قوم دوستی دارند در طی این سالهای هشت – نه گانه ، زمینه یک تحول فکری را در جامعه ما فراهم کرده اند و کارهای شان ، طوریکه شما به جوالی مقایسه کرده اید آنقدر هم بیهوده نبوده اند.ما در مجموع ، اکنون به یک توته آهنی شباهت پیدا کرده ایم که به یک توته آهن مقناطیسی ضرورت داریم تا همه ی ما در آن واحد مقناطیس گردیم.همین توته آهن مقناطیسی از دیدگاه من یک رهبر سیاسی فعال و دلسوز است که متاسفانه تا اکنون از نبود آن ، ملیت هزاره رنج میبرد.به امید ظهور چنین رهبر !!شما موفق باشید و بسلامت!!
ضیغم ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
جناب حیدری شما در ایران در امنیت و رفاه نشستی و هرازگاهی برای هزاره ها اشک تمساح میریزی ؟؟؟
اگر راست میگویی بیا بطور جد و با عمل به رفع مشکلات برسنشتین در مملکت بیگانه و گفتن اشکال از هرکسی ساخته است
ابراهیمی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سعیدی عزیز شیوه های جدید یعنی چه؟ما همه ما ماندیم که چطوری یک راه جدید را پیداکنیم که نتیجه بگیریم. به قول اسد بودا یک سری ها اخته شدند یعنی اخته سیاسی که خوب نمیتواند مسائل سیاسی خود را درک کنند.
با آقای زردادی کاملاً موافقمولی آقای زردادی ولا به خدا چطور میشه که یک رهبر سیاسی خوب داشته باشیم ؟ اگر ما یک رهبر سیاسی خوب میداشتیم ،قطعاً در اطلاع رسانی هم خوب بودیم .چون که آنوقت یک سر داشتیم. نه هزار سر و هزار سودا.موضوع ی مهیم ی است ، ماید روی دو موضوع بحث کنیم ومقاله های تحقیقی در این رابطه بنویسیم که چطوری اطلاع رسانی کنیم و چطوری یک رهبر خوب داشته باشیم.
چند وقت پیش جناب وحیدکاظمی مقاله را نوشته بود که واقعاً در سکوت چه میکنیممقالهء خوبی بود ولی ادامه پیدا نکرد. یا آقای توسلی هم در همین غرجستان از روند اطلاع رسانی حسابی نالیده بود و میگفت که جوانان ما هنوز کوچی را نمیشناسه.ولی گوچی ها خوب ما را میشناسه.مثال. ما میتوانیستیم که از واقعه ی روز قدس در کویته، پیش گیری کنیم. میشد اگر یک اطلاع رسانی خوب میشد. ولی دشمنان هزاره دست پیش از ما گرفتند.
هزاره یکه ولنگی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
عالی است حیدری صاحب محترم !من یک پیشنهاد دارم شاید به مزاق دوستان که اهل علم وقلم هست خوش نخورد. جامعه انسانی بسان یک جنگل از ما میطلبد تا با اقلیم جنگلی توافق نمود. ما هزاره ها این فاکت طبیعی را یا دست کم گرفتیم و یا ضعف دست و پاگیر تاریخی ما را بازهم در حاشیه راندند و مانع حضور فعال ما در صحنه سیاست و امورات کشوری گردید. بدون شک که هزاره ها بعد از پشتون ها دومین قوم که اکثریت مطلق است درا فغانستان میباشد اما این آفتاب هنوز در پشت ابر های تعصب و خود کامگی و یا هم اختلافات داخلی خود ما پنهان است. میخواهم بگویم که اگر ما هفتاد فیصد رسانه های کشور را در اختیار داریم و یا تحلیلگران وقلم بدستان کشور اکثرا هزاره است این متون ونوشته ها واهی است. در ین جنگل )کشور باید از قلدری و خشونت کار گرفت. بازهم باید قربانی داد. بازهم باید کشته شد. تا ما را درک کند. نیازمند یک حرکت هلاکویی و چنگیزی دیگر هستیم. باید اهرم فشار در کشوررا شناخت که میدیا و احزاب و انجمن ها نیست. بلکه اهرم فشار درین کشور بی منطقی و بینظمی است. اگر ما امروز یک گروپ اختطاف گر ، تروریست ، تهدیدگر و آشوب بر انگیز میداشتیم ویا قوماندانان دوره جهاد ما مانند دیگران اسلحه خود را به زمین نمیگذاشت و وحشی وار میرفت در پارلمان به حیث وکیل اعلان حضور میکرد ما به دیگران میفهماندیم که ما هم درقطار دیگران هستیم نه درکنار دیگران، اما حالا دیر است . برای ابجاد یک تحرک نوع جنگلی باید طرح داد.
حامد ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
یکولنگیتو قبل از پرورش گروه های فاسد اول با شخصیتهای فاسدی که احزاب وند تشکیل دادند و الان میراث خوار آن هستند و که هزاره را چند پارچه نموده است تکلیفت را مشخص کن.
حوتقولی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
درد هزاره درمانش چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برادر حیدری عزیز مانده نباشید. جالب و درد مندانه بود.
اما راجع به کار زیاد و نتیجه ی کم، بند ه با ادعای تان موافق نیستم . به نظر می رسد کار ما کم و نتیجه ی زیاد داشته است و هنوز کارهای اصلی سرجای خودمانده است.
عزیزم ! بلحاظ محرومیت چند صد ساله ی ما از همه چیز و بخصوص از مکتب و دانشگاه در نتیجه تا امروز متأسفانه افراد با سواد و شاخص که معروفیت علمی و سیاسی بین المللی داشته باشد از میان ما بروز نکرده و کم کم اولین محصولات علمی خودرا بعد از این شاید بیبینیم . با نداشتن کادر علمی موفق و چهره های شناخته شده ی بین المللی کارهای جزئی و غیر حرفه ی ما فقط یک تمرین تحلیلهای سیاسی بوده که نتایج خوب و قناعت بخشی هم داشته .شما خوب می دانید که به نا بود کردن ما کمر بسته اند و این نه تبلیغ نه منفی بافی و نه شایعه است بلکه عین واقعیت دهه های گذشته و بخصوص دهه ی اخیر است . خو ب می دانی که زلمی خلیل زاد هزاره های افغانستان را صد بار خطرناکتر از طالبان برای امریکا و غرب معرفی کرده ومی کند. بگونه ی که امریکا در ده سال گذشته نه خودش حاضر می شود برای مردم هزاره بازسازی صورت بیگیرد و نه دیگر کشورها را می گذارد . بلکه چند سرباز گرسنه و گدای نیوز لندی را حقوق می پردازد که در قالب تیم باز سازی بامیان اوضاع بامیان را دقیقا نظارت کند. اگر اخبار را دقیق جستجو و تحلیل کنیم می بینیم تیمهای بازسازی دیگر ولایات هرکدام سالانه صدها ملیون دلار برای آن ولایت مصرف می کند اما در بامیان چه ؟ در دایکندی چه؟ در هزارجات غزنی چه؟ در غرب کابل و هرات چه؟و…شما اطلاع دارید که موسسات خیریه خارجی چندین بار اعلان آمادگی برای برق رسانی و آبرسانی غرب کابل کردند اما نگذاشتند , گفتند آنجا مطابق پلان شهری نیست و اجازه کار را ندارید. باید در نواحی تحت پوشش شهر کار کنید. از طرف دیگر در نواحی ماستر پلان جدید وقدیم کابل مردم ما را به قیمت ملیونها دلار نیز راه نداده اند . بلکه پراکنده و درجای جای شهر به قیمتهای صدها برابر قیمت واقعی به مردم ما زمین فروخته اند که به صورت یکجا و در کنارهم نباشیم بلکه غرق در فرهنگ و تحت نظر آنها باشیم. و… به هرحال شما دقیق می دانید این تبعیضهای استخوان سوز و غیر قابل تحمل برای نابودی تدریجی و مرحله به مرحله ی مردم ما صورت گرفته اما رسانه های انترنتی ما غیر از چند سایت انگشت شمار چه عکس العمل نشان داده اند جز بی خبری یا بد خبری یا بی احساسی؟؟؟؟؟؟؟؟
فشار بر باند حاکم و جهت دهی جوانان فقط توسط همین چند سایت آنهم نه بصورت حرفه ی و هوشمندانه صورت گرفته که به شکر خدا نتایج درخشان و حیرت آوری دارد.من بر این باورم که برادران تاجیک ما اگر مثل ما در انزوا و محرومیت قرار می گرفتند خاک قصر کرزی را به آسمان هفتم می فرستادند و رسانه های انترنتی شان بسیار دقیق و منظم و هدفمند کار می کند. رسانه های تلویزیونی شان که واقعا الگو و سرمشق همه شده اند. اما رسانه های تلویزیونی و انترنتی ما جز تخدیر و سرگرم کردن و خاموش کردن مردم کاری دیگری کرده اند؟؟
به نظر من ما اگر جرأت اعتراض فیزیکی و نظامی نداریم حد اقل در همین دنیای مجازی باید رک و صریح و بی پروا تما م دردهای خودرا فریاد کنیم و شب و روز درست اصول تبعیضها و فسادهای دولت را نشانه بیگیریم.
شما فکر می کنید در معرفی کردن دولت به عنوان فاسد ترین دولت دنیا سایتهای انترنتی نقش نداشتند؟امروز بیش از ۷۰% اطلاعات تحلیلگران سیاسی جهان از انترنت گرفته می شود . ما باید شفافتر و صریحتر و با شهامت تر و مسئولانه کار کنیم . اگر اطلاع رسانیهای انترنتی ما نمی بود به همین میزان نیز به مردم ما توجه نمی شد. بلکه بدون شک همانند دهه های گذشته به بهانه ی کوچی و دیگر بهانه ها درهمان کنج دره ها به جان مردم ما لشکر کشی کرده تا حالا چند درصد مردم ما را قتل عام کرده بودند.
نتیجه می گیریم که سایتها و وبلاگهای ما اغلب شان غیر حرفه ی و تخدیر کننده ، بی احساس ، تغزلی وتفریحی بوده اند و به اندازه ی کار اساسی چند سایت انگشت شمار نتیجه ی خوب و قناعت بخش گرفته ایم.
البته اینکه می گویم بی احساس بوده اند نسبت به ظلم و تحقیر و انزوا و تبعیض شدید موجود است و گرنه خیلی از رسانه ها گهگاهی اعتراضهای داشته اند و دارند. اما وظیفه ی انسانی و وجدانی شان قطعا بیشتر از این است.
خوبست به دیگران نگاه کنیم و از دیگران یاد بیگیریم . با آنکه از ترس کرزی و زلمی خلیلزاد نا تو هیجگاه به طالبان حمله ی آزاد و جدی نکرده است؛ اما درعوض با دلار بمباران کرده است, بازهم کرزی در اجلاس لیسبون به ناتو و امریکا هشدار می دهد که پشتونها دیگر تحمل حمله ی شما به طالبان را ندارد. تاجیکها با آنکه اردوی ملی را دربست در اختیار دارند اما همینکه یکی از وزارتهای کلیدی را کرزی به آنها نداد نزدیک دولت را سا قط کرده بودند که کرزی مجبور شد وزارت داخله را درعین اینکه چندین وزارت مهم دیگر و ریاست پارلمان و ر یاست ۷۰% ادارات وزارتخانه هارا دارند ، به آنها بدهد.
اسد الله عرفانی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
با تشکر ازهمه قومای گلم . به نظر من نیز نظرات حوتقولی واقعا قابل تأمل است . بحث خوب و کاربردی است امید وارم عزیزان زیاد تر بنویسند.
شکوفا ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سلام به دوستان دوست داشتنی سایت غرجستان عزیز! آیا وقت آن نرسیده که نویسندگان ما نیز درکنار سیاست مداران ما به دفاع از حقوق مردم پرداخته و محرومیت نزدیگ به یک سال آنها از دولتی که خود در ایجا آن نقش مهمی ایفا کرده اند را فریاد زنند؟ چرا هنوز وزراء هزاره تبار رأی نیاورد و هنوز یک وزیرهزاره نیز نداریم؟ آیا نقص از قانون است یا کسانیکه ادعای قانونمداری میکنند؟ امیدوارم بجای موضوعات غیر مهم به انچه که به هویت ملی ما مربوط میشود پرداخته شود. به امید روز که هزاره های سربلند درکنار همه محرومان جهان به ارزوی دیرینه شان که همان برپائی عدالت است برسند.
حلیمی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
سلام به برادر ما هزاره یکه ولنگی و حامد!حامد جان فکر کنم که در ایران استی و آنهم در یک جامعه (طلبه خانه مذهبی )که از خیرات سر امام زمان با شهریه تغذیه میکنی یا هم از حامیان مخلص مخالفان هزاره هستی که یک واقیعیت تاریخی را انکار میکنی. احزاب وند به گفته شما کدام میراث را میخورند که تو دیده نداری ؟ اصلا خبر نداری که چه با چه است برادر میلیار ها دالر که بنام کمک آمد در افغانستان همه به جیب گل آغا شیر زی و قسیم فهیم بنام شرکت ها و کمپنی ها رفته تو فقط اتحاد هزاره میخواهی و آنهم با دست خالی. امروز فهیم بیست هزار مسلح دارد بنام کمپنی امنیتی و رحیم وردک صد هزار عسکر ناتو را در افغانستان اعاشه میکند این پولها و منابع تجارتی و صنعتی در اختیار کدام هزاره است که تو باز از وند گپ میزنی؟ بازهم آفرین به همان وندی ها که درکابل مبارزه کردند و جان دادند خداوند رحمت شان فرماید. اما امروز یک قوماندان هزاره سر کسی ظلم نمیکند که مانند قوماندانان قوم تاجک ویا پشتون حتی در انتخابات مردم را فحش میدادند که اگر بمن رای ندادید باز من با خواهر و مادر شما معامله خواهم کرد. چنین واقیعیت تا نبینی باور نمیکنی اما یک حقیقت است که تمام رهبران ما استاد خلیلی ، استاد محقق ، استاد اکبری ، استاد عرفانی یکه ولنگی داکتر صاحب مدبر، همه قابل تمجید است و قابل تقدیر آنها به خیر وصلاح شما میاندیشند
هزاره یکه ولنگی ۲۸ آبان ۱۳۸۹ :
حامد یک حرکتی درباری است من میشناسم اورا که خفاش گونه به تاریکی های تعصب و با تعفن های کج بینی و کج اندیشی بزرگ شده بگذار هرچه دلش میخواهد پارانویا بگوید.

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

فیلترشدن وبسایت جمهوری سکوت و هزاره های مقیم ایران

فیلترشدن وبسایت جمهوری سکوت و هزاره های مقیم ایران
نگارش در تاريخ دوشنبه دهم آبان 1389 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
اشاره:
فیلترشدن یک سایت مانند مردن یک شخصی میماند که طرفداران و علاقمندانی فراونی دارد . ومعمولا” بعد از مردن یک شخص مهم، علاقمندان آن چند روزی با آه وناله وفغان و مراسم ختم وقرائت فاتحه و ذکرصلوات احساسات درونی خویش نشان میدهند وبعد از چند روز همه چیز تمام میشود وفقط یک سنک به عنوان نشانه ای قبر آن برجامیماند تا گاه گداری اگر دلی تنگ شد بروند بر سر آن قبر تجدیدی دیدارکنند. واز این به بعد حکایت ما و وبسایت جمهوری سکوت این گونه خواهد بود که هروقت دلمان گرفت روی لینک این وبسایت کلیک کنیم وبدون اینکه ببینیم با او حرف بزنیم ودرد دل کنیم.
نگارنده به عنوان کسیکه خواننده ای همیشگی این سایت بودم به خودم حق میدهم تا در مورد فیلتر شدن این سایت مختصری بنویسم وآنرا در معرض دید دیگر خوانندگان بگذارم تا انها هم بخوانند وقضاوت کنند.
از آنجایکه این حقیر دستی در اتش دارم ومدت وبلاگ مینویسم وچند ماهی هم است که در سایت غرجستان خدمت گذارخوانندگان این سایت هستم، در این چند روز به طور مرتب این شعر را باخودم زمزمه میکنم:
جوانان میروند نوبت به نوبت/ خداجان نوبت من کی می آید
البته نگرانی من دور از واقعیت هم نیست چونکه عده از خوانندگان پشنهاد کرده اند که وبسایت غرجستان جایگزین مناسب برای وبسایت فیلتر شده جمهوری سکوت میباشد. حالا این پشنهاد تا چه حد صحیح وقابل پزیرش است بستگی به نظر خوانندگان وتصمیم مدیران محترم سایت غرجستان دراد.
سخن کوتاه کنم وبرویم سر اصل مطلب.
بعد از فیلتر شدن وبسایت جمهوری سکوت، سئوالات ذیل ذهنم رامشغول خود کرده است.
۱- چرا جمهوری سکوت فیلترشد؟
۲- مقصر کیست؟
۳- چه کنیم تا درکمند فیلترینگ ایران گیر نکنیم؟
۱- چرا جمهوری سکوت فیلترشد؟ مطمنا” در این چند روز گذشته مدیران جمهوری سکوت بار ها این سئوال را از خود پرسیده اند که چرا جمهوری سکوت فیلتر شد؟ وبار ها نگاهی به مطالب منتشر شده در سایت انداخته وسری تکان داده اند وچند مطلبی منتشر شده در سایت از جمله مطلبی در مورد نشر ویژه نامه شهید مزاری که توسط جناب رهگذر تحریر وارسال شده بود را از لیست ارشیو سایت حذف نموده اند تا شاید جبران مافات بشود، اما این دوستان باید بدانند که اگر فکر کنیم که نشر آن مطلب در جمهوری سکوت باعث فیلترینگ آن سایت شده است باید عرض کنم نهایت ساده لوحی خواهد بود. اگر چه فیلتر شدن سایت جمهوری سکوت همزمان بانشر مطلب فوق شد ولی نگارنده را بر این عقیده هست که فیلتر شدن سایت جمهوری سکوت هیچ ارتباطی با آن مطلب ندارد بلکه این کامنت های بود که بدون هیچگونه نظارتی در انتهای هر مطلبی نشر میشد. کسانیکه به طور مرتب مطالب این سایت را دنبال میکردند خوب میدانندکه گاها” کامنت های نشر میشد که هیچ ارتباطی به مطلب منشر شده نداشت.
شاید اززاویه دید مدیران جمهوری سکوت نشر برخی مطالب وکامنت ها هیچ عیب وایرادی نداشته وندارد اما واقعیت حکایت از چیزی دیگری دارد.! این حقیر زمانیکه در سایت کابل پرس وجمهوری سکوت مینوشتم خیلی از دوستان سفارش میکردند که یا در این سایت ها چیزی ننویس واگر هم مینویسی حداقل با نام مستعار باشد.! زمانیکه علت را جویا میشدم جواب همه آنها یکی بود. این سایت ها هنجارشکن هستند.!
با اینکه شخصا” عقیده به هنجار شکنی ندارم وبه همه اندیشه ها وتفکرات انسانها اخترام میگذارم اما با ذکر این مطلب میخواستم این را عرض کنم که مطالب وکامنت های این سایت باب میل همه جامعه هزاره نبوده ونیست.!
۲-مقصر کیست؟ از قدیم گفته اند که: اگرجوالدوزی به دیگران زدی! سوزنی هم به خودت بزن.
به طور معمول در چنین موقعیتی انگشت اتهام به سمت کسانی نشانه میرود که این سایت را فیلتر کرده اند. یعنی مسئولان فیلترینگ در ایران! اما ما نباید از یک واقعیت به دور بمانیم اینکه در ایران عمل فیلرینگ تبدیل به یک قانون شده است ودست اندرکاران ومسئولان فیلترینگ در ایران با تشکیل یک ارتش در فضای سایبری وارد جنگ نرم شده اند واین جنگ را جهاد وعبادت در راه خدامیدانند با این تفکر که در ایران حاکم است نباید هیچ انتظاری ارفاق از طرف مسئولان فیلترینگ درایران داشته باشیم.
من از بیگانه گان هرگز ننالم/ که هرچه کرد بامن آن آشنا کرد.
نگارنده عقیده دارد که در قضیه ای فیلترشدن وبسایت جمهوری سکوت، مقصران اصلی این حادثه مدیران ومسئولان این سایت میباشند.!
مدیران محترم این سایت مسلمان،شیعه مذهب و از همه مهم تر تحصیل کردگان ایران هستند واز جمله افرادی میباشند که سالها در ایران زندگی کرده اند. بعضی از آنها فعلا در حال تحصیل در دانشگاه های ایران میباشند واز نزدیک با وضعیت ونیاز های فرهنگی، عاطفی وملی هزاره های مهاجر مقیم ایران آشنایی کامل دارند. واز طرفی مهاجرین مقیم ایران بیشترین تامین کنندگان مطالب وبیشترین خوانندگان وکامنت گذاران این سایت را به خود اختصاص داده اند. با این اوصاف براستی چرا مسئولان محترم این سایت نظارت خود رابر مطالب وکامنت های منشر شده دراین سایت بیشتر نکردند تا جمعیتی کثیری از خوانندگان این سایت در ایران از خواندن مطالب این سایت محروم نشوند.! و تاسف بارتر ازهمه اینکه بعد از فیلتر شدن سایت جمهوری سکوت مدیران محترم سایت تازه از خواب خرگوشی بیدار شدند وبرخی از مطالب از جمله مطلبی که توسط جناب رهگذر وبه مناسبت چاپ ویژه نامه شهید مزاری تحریر وارسال شده بود را از سایت جمهوری سکوت حذف کرده اند. آیا این عمل مصداق همان مثل هزارگی نیست که میگویند: بعد از گوز دادن چهار زانو نسشتن بی فایده است.
۳- چه کنیم تا گرفتار فیلترینگ در ایران نشویم
واقعیت این است که یافتن پاسخ برای این سئوال برایم خیلی سخت است. وخود این سئوال با عث ایجاد سئوالهای دیگری میشود. سئوالاتی از قبیل اینکه: آیا مطلب که در سایت منتشر میکنیم سانسورکنیم؟آیا مطالب یا کامنت های بعضی از نویسندگان را نشر نکنیم؟ ویا به دلخواه خود مطالب را اصلاح کنیم؟ ویا کلا” از خیر نشر مطالب وکامنت های مورد دار بگذریم وبه زباله دان بفرستیم؟ تازه ازکجا به این نتیجه برسیم که مطلب مورد نظر مورد دارد یا ندارد؟ وده ها سئوال دیگر.
در طول سالهای گذشته سایت های کابل پرس، روزنامه هشت صبح، وکانون وبلاگ نویسان افغانستان ودر اخرهم سایت جمهوری سکوت در کمند فیلترینگ دولتی در ایران گیر کردند وبا فیلتر شدن هرکدام از این سایت ها عده ای از مهاجرین از مطالب منتشر شده دراین سایت محروم شدند.
بدون تعارف هرکدام از این سایت ها که فیلتر میشوند ضایعه جبران ناپزیری بر پیکره کسانی وارد میشود که در باره ای کشور خود افغانستان چیزی برای گفتن دارد ویا آنهایکه میخواهند چیزی بدانند وبخوانند ودنبال کورسوی میگردند تا بیشتر ازاین با فرهنگ بومی وملی خود بیگانه نشوند.
نتیجه: در حقیقت این نوشته کوتاه تلنگری بود به تمام هزاه های جهان تا هشداری کوچکی باشد برای تفکر وتعقل اهل فن وکارشناسان بخش رسانه وارتبا طات جامعه هزاره برای آینده پیشرو و ساختن یک استراتژی مشخص برای گفتن حرف ها وبیان اندیشه های هزارگی. به عقیده نگارنده این خیلی تاسف بارو وحشت ناک است که سایت مثل جمهوری سکوت که مرکز اندیشه وتفکر وتعقل جامعه ای روشنفکری هزار های تمام جهان است، در ایران فیلتر شود وعده ای زیادی از مردم هزاره مهاجر نتواند از مطالب این سایت استفاده کنند وغمبار تر از همه اینکه کسی نباشد تا در چنین شرایطی بین مسئولان فیلترینگ در ایران ومسئولان سایت های فیلتر شده هزارگی ارتباط برقرار کرده وباعث ایجاد گفتگو وتعامل بشوند.
بنا براین مطلبم را با یک سئوال از اهل فن به پایان میبرم.
به نظر شما چه کنیم تا گرفتار فیلترینگ در ایران نشویم؟!
نوشته شده در تاریخ ۹ / آبان / ۱۳۸۹ توسط: شیرمحمد حیدریموضوعات: اخبار و گزارشات
امیر ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
جمهوری سکوت یکی از به روز ترین منابع اطلاعاتی درامورفرهنگی واجتماعی افغانستان برای بنده وسایر دانشجویان وهموطنان بود.بنده برای مسئولین فیلترینگ ایران واقعا متاسفم که توان تحمل یک وبسایت فرهنگی رانیز نداشتند.
بلال نوروزی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
جناب حیدری تشکر از مطلب خوب شمافقط میخواستم برای دوستان بگویم ایران به زودی فلتر خود را از روی جمهوری سکوت برمیدارد.تشکربلال نوروزیمدیر سایت جمهوری سکوت
مزاری ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
این همه بلال جان و جناب بودا اندیشه ها را به زباله دان سانسور سپردند ، بگذار خود نیز مقدار ی طمع تلخ سانسور را بچشند . وبسایت جمهوری سکوت بشتر باز گو کننده اندیشه سازمان نصر بوده است . تا مجموع روشنفکران ملیت هزاره . خدا وند را سپاس از اینکه دامنه دنیای مجازی وسیع میباشد و همه مجبو ر نیستند تا از طریق فلتر وبسایت جمهوری سکوت مطالب خودرا به مشر بسپارند .جناب حیدری ، زاغ زبان زاغ را میداند . همین شما و جناب بلال جان . اما مطمئن باشید که همه هزاره ها به شما و نصر و بلال و اسد ختم نمیشوند . با آنهم از فیلتر شدن وبسایت جمهوری در تاسف ام چون به ازادی بیان سخت احترام داشته و معتقد هستم .
rahgozar ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
به نام خدا
با سلام به همه دوستان مخصوصا مدیران سایت ارجمند غرجستان!
جناب حیدری مطلب بسیار خوبی نوشته اید و به نکات مهم اشاره نموده اید. واقعا جای سپاس است.
از همه مهمتر و مصیبت بار تر اینکه به قول حیدری عزیز کسی نیست در چنین شرایطی میان سازمان فیلترینگ و سایتهای هزارگی ارتباط بر قرار کند.
جناب نوروزی عزیز شنیدم که گزارش این حقیر را برداشته اید چه فایده ای دارد؟ برداشتن این مطلب به معنی تغییر خط مشی جمهوری سکوت خواهد بود. اگر به این بها باشد دیگر جمهوری سکوت آن چیزی نیست که ما می خواستیم و یا آن چیزی که در ابتدا برای خودش هدف و خط مشی خاصی تعریف کرده بود. فیلتر به خاطر گزارش نبوده و بلکه نشر نظرات زننده و هتاکانه ای بود که بدون نظارت در ذیل این گزارش درج می گردید. شما از این به بعد می توانید به جای تعبیرات و کلمات رکیک ستاره بگذارید. والسلام!
اسد الله عرفانی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
دوستی برایم گفت من احتمال قوی می دهم که خودی ها و یا به عبارتی مارهای در آستین تعمدا نظرات نا همگون با سیاست جمهوری سکوت فرستادند و خودشان دوباره ایمیل کردند به گروه فیلترینگ ایران و آدرس کامنتها را دادند که فیلتر کنند . بنده هم حدس می زنم که عده ی در کمین جمهوری بود و شاید بارها از مسئولین ایرانی خواستند که آنرا فیلتر کنند. و آخرش هم به آرزوی سیاه شان رسیدند . پیشنهاد م اینست که به جای خوش خدمتی برای دیگران بیاییم صادقانه و دوستانه نقدهای خودرا درهمین جمهووری و دیگر سایتهای مستقل در میان بگذاریم و تأثیر گزار و جهت دهنده باشیم .ما مردم بسیار بسیار ساده و صادق هستیم و همیشه فقط روی صحنه را می بینیم . شما فکر می کنید نظرات که در دامنه جمهوری داده می شد همه اش صادقانه و نظر اصلی شخص بود؟ یا گهگاهی نظراتی از پیش طرح شده و سازمان یافته هم برای بدنام کردن و تکه تکه کردن و سرگردان کردن مردم ما بود؟
بلال نوروزی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
رهگذر عزیز سلامگزاریش شما از سایت برداشته نشده، گزاریش شما هم اکنون در ارشیف سایت است، بعد از حل مشکل فلتر دوباره روی سایت قرار میگرد. آقای رهگذر عزیز من از خودی شما امیل دریافت کردم که نوشته بودید سایت جمهوری سکوت بخاطر گزاریش شما فلتر شده و به نحوی معذرت خواهی هم کرده بودید ما که از قانون جمهوری اسلامی سر در نمیایرم و فکر کردیم که حرف شما درست است و گزاریش شما را تا حال مشکل فلتر ارشیف کردیم.
جاغوری‌زاد ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
به احتمال۹۰% سادات افغانی که وظیفه‌اش فضولی و نقش ستون پنجم را بازی کردن است، در فیلتر کردن (چنانچه برادر مان اسد الله عرفانی گفته است) نقش داشته است. یکی از مدیران سایتی که با سادات در افتاده بود، تعریف می‌کرد که سادات می‌آمد در سایت، تحت عنوان هزاره و مخالفت با سادات به خامنه‌ی و سادات ایرانی توهین می‌کرد تا مدیر سایت را که از طلاب قم بود پیش ایرانیها و حوزه بد نام کنند.مطمنم که سادات برای فیلتر کردن جمهوری سکوت راه زیاد رفته و در مراکز مخصوص، فضولی زیاد کرده‌اند اما اینکه تاثیری داشته است یا نه؟ با اطمینان کامل نمی‌شود گفت که تاثیر داشته است.امیدوارم که جمهوری سکوت به دامن خوانندگانش بازگردد و جای خالی او را هیچ سایتی دیگر پر نخواهد کرد.
نظر ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
خوب تک و تکمار شده و از وب سایت جمهوری سکوت دفاع میکنید . حال همین غرجستان چی اشکال دارد که رشد کند . اگر حقیقتا ریگی در کفشتان نیست مطالب تان را برای سایت غرجستان بفرستید .تا حال یگانه ترین وب سایت هزاره گی که حقیقتا تا به اندازه یی همگانی بود و غیر فعال گردید سایت کاتب هزاره بود با آن همه طیف وسیع نویسنده . این که چرا جناب ارزگانی از این مسئولیت بزرگ و ارزشمند شانه خالی کرد تا حال نمیدانم .
بلال نوروزی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
یک فکایی ده هزارگی بلده شمو موگوم
یک حاجی بسیار مومین بود، هیچگاه نماز روزه شی قضا نموشد، خلاصه یک آدم خیلی خدا دوست بود. حاجی پیر شد ای دنیا ره ترک کد، وقتی ده دنیا دیگه رفت، اونجه ملایکه ده استقبال شی آمد، گفت که مو از از طرف خدا آمدی که توره مستقیم ده بهشت بوبوری تو آدم خیلی مومین بودی هیچ گناهی نکدی خدا دستور دآده که توره بدون سوال جواب ده بهشت بوبریم. حاجی گفت که ما یک خواهیش از خدا دارم، ملایکه سوال کد که چه خواهیش. حاجی گفت که پیش ازی که مره بهشت بوبرید یک دفعه دوزخ ره هم نشان بدهید.خواهیش حاجی پزیروفته شد. ملایکه ها حاجی صاحب ره آورد ده دوزخ، وختی منه هولی دوزخ شد دید که، اطاق اطاق استه، هر قوم از خود اطاق جدا داره، همینطور از یک سر دروازه های اطاق ها ره باز میکد، میدید که دیگ های کته کته اشته ده منه دیگ ها آدم ها ره انداخته انداخته باز سر هر دیگ ۲ نفر پیره دار تیاق ده دست ایسته استه هر کس که از منه دیگ بور شدو موشه پیره دار قد تیاق ده سر شی میزنه او پس موفته منه دیگه. همینطور چند اطاق دیگه ره دید همینطوره سر هر دیگ پیره دار ها استه.باز ده اطاق اخیری که رسید دید که پیره دار ها قرار شیشته بینی خود پر بازی یا قطعه بازی میکنه، و چدن شی قرار خو کده،حاجی سوال میکنه که اینجا چیطور پیره دار ها آرام آرام شسته، دیگ ها ره به حال خودون ش ایله کده.یکی از پیره دار ها گفت که ای اطاق از هزاره ها است، نیاز به پیره نداره، اینها وختی یکش از دیگ بور شدو میشه دیگه شی از پایچه شی کش موکونه، هر کدام شی موگه ما اول بور شوم باز دیگه شی نمیله.
فایق حصارنایی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
حیدری عزیز به نکات ظریفی اشاره کرده ایید که هر نویسینده باید درس عبرت بگیرد که از خواطر یک شوم نباید بسوزد شهر روم فلتر شدن سکوت باعث شد نوسیندگان وخوانندگان آن از اوضاع روز بی خبر بماننند.ویک اشاره که ضرب المثل هزاره گی جناب عالی خوب جا افتاده ولی ازینکه نویشته ات طنز نست ونباید کلمات کوچه وبازار را بکار میبردی درصورت که بدیل جمله را نمیداشتی حق با شما بود ولی ازنظر ادبیات میتوانستی اینطور هم بنویسی که ( بعد از مردن سهراب نوش دارو چه بکار آید ) ویاهم (آب رفته به جوی بر نمیگردد) وازین قبیل ……بهر صورت سپاس مطلب خوبی بود وشما هم درنویشته های تان مختارید من سانسورگر وفلتر کننده نستم موفق باشید.
جانعلی رضایی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
با سلام به همه دوستان مخصوصا مدیران سایت ارجمند غرجستان!
جناب حیدری مطالب مفیدی نوشته اید و به نکات خوبی اشاره نموده اید.بنده لازم میبینم چند نکته ای را عرض کنمشما جمهوری سکوت را مرکز اندیشه وتفکر وتعقل جامعه ای روشنفکری هزار های تمام جهانمعرفی نموده اید .بنده هر چه فکر نمیکنم نمی توانم بفهمم که شما چطور به این نتیجه رسیده اید .آیا آنظر سنجی کرده این یا شما و باقی دست اندر کاران جمهوری خود را نماینده جامعه روشنفکر هزاره میدانیند یا همین طوری یک چیزی پرانده اید.تقریبا اکثر خوانندگگان جمهوری سکوت قشر دانشجو در ایران بودند که تعدادی هم مخالف بعضی مطالب جمهوری بودند.بنده از مراجعین هر روز جمهوری بودم اما دلیل به هم خط بودن نیستجمهوری خوب بود لااقل تلنگری بود یه جامعه غفلت زده دانشجوها هزاره . اما به جای ترویج افکار درست و شیعی و فرهنگ واقعی مردم هزاره بیشتر به ترویج افکار سکولار ،گروهای جهادی و دامن زدن به کینه های قدیمی می پرداخت و رسالت اولیه اش رو فراموش کرده بود.اما باز بودنش بهتر از نبودنش هستجناب آقای حیدری شما فرمودین که به کامنت ها نظارت نمی شد و دلی فیلترینگ سایت هم همین بودمن هم با شما موافقم دلیل فیلترینگ سایت کامن هایی بود به عمد یا بیان احساسات دوستان بوداما نظارت نشدن روی کامنت ها رو قبوا ندارم.اتفاقا چمهوری کامنت ها رو ستنسور میکرد اما نه کامنت هایی که باید سانسور می شد.معمولا کامنت هایی سانسور میشد که خط فکری آنها را دنبال نمی کرد یا مخالف اندیشه های تند رو و یا انتقادی صورت میگرفت.امید وارم مدیران جمهوری سکوت از خواب غفلت بیدار شوندبا تشکر
درویش ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
درود حیدری عزیز.خوب و درست نوشته اید.من هم موافقم که گاهی نظراتی انتشار می یافت که کاملن کوچه بازاری بود و اهمیت سایت را پایین می آورد. شاید بعد از این اینگونه نشود.موفق باشید.من پیشنهاد دارم که دوستان می توانند مطالب شان را در غرجستان نشر نمایند. غرجستان از سایت خوبی است. گرچه تازه کار است؛ ولی موفق است.
شیرمحمد حیدری ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
سلام وعرض ارادت حضور تمام خوانندگان محترم وبسایت غرجستان.به اطلاع تمام دوستان میرسانم که این مطلب را همزمان به سایت جمهوری سکوت هم ارسال کردم. اما متاسفانه در آن سایت نشر نشد.کم کم به این نتیجه میرسم که نظر وعقیده ای بعضی دوستان مبنی براینکه مدیران سایت جمهوری سکوت”سانسور” چیان حرفه ای هستند صحیح میباشد.!عقیده ونظر شما خوانندگان گرامی چیست؟
اسد الله عرفانی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
از نویسنده و خوانندگان تشکر می شود.
اما نکته ی تکمیلی که خدارحمت کند پدرکلانم می گفت، در آخر قصه ی بلال نوروزی اینکه: ” وقتی یک هزاره از دیگ جوشان عذاب بیرون می شد نه تنها دیگرانش از پایش می کشیدند بلکه اول جیغ می زدند به پیره دارها خبر می دادند که وقتی خودشان از پای آنها می کشند پیره دارها نیز با چماق از روی سر شان بزنند!!!!”
حکایت بسیار آموزنده و عمیق است ما برای فرهنگ سازی و اصلاح تفکر مردم و زیاد کردن اعتماد به نفس شان این قصه را به همه ی رفقا و فرزندان خود دقیق و کلمه به کلمه بازگو کنیم . واقعا جالب است بهتر از این به تصویر کشیده نمی شود . مگرنه؟
بیایید از این قصه ها و ضرب المثلهای هزارگی بیشتر استفاده کنیم و چه می شود یک وبلاگ و یا سایت مشخصی برای طرح آنها راه اندازی کنیم .
مهدی امینی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
ماسایتهای خوب و خوانندگان فعالی داریم. دیگر سایتهای افغانستان را گهگاهی مرور می کنم می بینم هیجکدام شان به اندازه ی سایتهای هزارگی خواننده و نظر دهنده ندارند . این یک روش و فرایند جهنده و ترقی بخش است . ای کاش همه ی خوانندگان نظر بدهند گرچند یک جمله و یا حتی یک کلمه باشد. این قطره ها روزی سیل می شوند و خانه ی ظالم را از بنیاد بر می اندازند.
دوستان هرچه به فکر شان می رسد بنویسند بنویسند و بنویسند و بنویسند. به امید روزی که در جنگل تاریک افغانستان خورشید زیبای عدالت و آگاهی طلوع کند و همه ی مردم کشور ما باهم برابر و برابر و برابر باشند. و برادر وار زندگی کنند.وضعیت هزاره ها در داخل و خارج خیلی اسفبار است . خوبست که ما وشما یک هزارم تبعیضهار ا خبر نداریم و از توطئه ها غافلیم و گرنه یک ثانیه قرار نداشتیم. قصه ی را از یک دوستم که مترجم نیروهای بازسازی ولایتی قندهار است شنیده ام که مورا در بدن آدم سیخ می کند و برای نوشتنش فعلا فرصت ندارم اگر فرصت کردم و مناسب دیدم با سند و مدرک شما را درجریان خواهم گذاشت . حکایتهای دیگر از دوستانم در وزارت داخله دارم که شنیدنش برای تحصیلکرده ها و آگاهان ونخبگان جامعه ما قابل تحمل نیست.
میر احمد لومانی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
بنده چون امتیاز مدیریت سایتی را در اختیار ندارم ، شاید حق ابراز نظر را هم نداشته باشم ! به هر صورت مزاح ی از طرف من و بخشش از جانب بزرگان .از نظر حقیر فیلتر شدن وبسایت جمهوری سکوت در ایران یک ضایعه میباشد . آما هر چیزی را بهایی است و آزادی نیز بهایی دارد ! گر چند سخت باور مند ام که جمهوری سکوت به هیچ عنوان خود ، معتقد و پابند به ازادی بیان نبوده است . با آن هم در محدوده سانسور خط فکری و گروهی سایت مذکور ، قابلیت های ارزشمند کار فرهنگی و اطلاع رسانی به مشاهده میرسد .هرچند فکاهی حاجی مومن و دوزخ حتی المقدور شامل حال خود جناب نوروزی نیز میگردد . با ان هم در این شرایط سخت و دشوار هر کسی که زره یی اخگر گونه کار روشن گری انجام بدهد ، باید تقدیر شود . کار میان رئشنفکران ما حتی المقدور باید دل سوزانه صورت گیرد . سفید و سیاه جلوه دادن روشنفکران محدود ما ، خیانت بزرگ تاریخی است . که جمهوری سکوت زیرکانه این عمل را انجام میداد . تعدادی را اغراق امیز بالا میکشید و تعدادی را هم با چماق سانسور و نفرت بر فرق اش میکوبید .از نظر حقیر سایت خبری تحلیلی و.. موفق است که در آن طیف وسیع از روشنفکران جامعه مان حضور داشته و حتی مختص به ملت هزاره نیز نباشد از دیگر ملیت ها نیز روشنفکرا اش در ان حضور داشته باشند . که سایت تعطیل شده کانب هزاره تا به اندازه یی در این عرصه موفق بوده است . امید وارم تا جناب سخی ارزگانی در راه اندازی مجدد ان اقدام نمایند و یا هم دیگر مدیران با استعداد سایت های هزاره در چگونه گی اعمال سیاست خویش از کاتب پیروی نمایند .من معتقد هستم که هزاره باید به عنوان محور در معادلات سیاسی و.. قامت راست نماید .از این موضوع
خان محمد ابراهیمی غرجستانی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
جمهوری سکوت قربانی افراط گرایی شداین سایت با وجود برخی مشکلاتش بستر مناسب برای تعامل و تضارب افکار میان قلم بدستان و روشن فکران هزارگی بود اما با در پیش گرفتن روش نا درست ، دردام فیلترینگ جمهوری اسلامی گرفتار شد .بنده بارها در این سایت کامنت گذاشتم که آخر ما چه نیازی به ناسزاگفتن داریم ؟ دشنام به ایران ، به سید ، توهین به مذهب ، تمسخر باورهای دینی و… کدام گره از مشکل ما را می گشاید ؟ آخرین بار نوشتم : جمهوری سکوت با این روش و رویکردش هم به هزاره خیانت می کند و هم به مزاری در حالی که مدعی خدمت به هزاره ها و پیروی از رهبر شهید است چون نه مزاری مخالف مذهب بود و نه بر طبل تفرقه می کوبید ( روشن است که مقصود من روشنگری ، نقد عالمانه و منصفانه ، مبارزه با خرافات ، تحجر و تبعیض نبوده و نیست ) و جامعه ما نیز یک جامعه مذهبی است وگفتم به این منطق شما هر عاقلی می خندد . طعم تلخ این انتقاد تا هنوز در کام برادران ما در جمهوری سکوت مانده است . در نخستین روزهای تهاجم کوچیان به بهسود من مقاله ی مفصل ( در ده قسمت ) در باره مشروعیت فرمانهای دولتی در باره تسلط کوچیها بر هزارستان داشتم قسمت نخست ان در سایت سکوت نشر گردید اما پس از آن کامنت هر نوشته ی که فرستادم منتشر نگردید .“برای تخریب یک حقیقت خوب به آن حمله نکنید بد از آن دفاع کنید “
هموطن ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
مدیران وبسایت جمهوری سکوت به چه قیمت میخواهند فیلتر این سایت را در ایران بردارند؟
برداشن فیلتر جمهوری سکوت در ایران،یعنی قرار گرفتن این سایت در ردیف سایتهای تابع قانون دولت ایران و نگاه کردن سایت جمهوری سکوت به مسایل هزاره ها فقط از دریچه تنگ دولت ایراننگاه دولت و ملت ایران به هزاره ها هم که مشخص است یک نگاه اربابی و تحقیر آمیزمن واقعا نمیدانم که اسد بودا چرا میخواهد این معاملاه ننگین را انجام بدهد.اگر اسد این کار را بکند دیگر ان اسد نیست که مقاله”وحشت در عسکرآباد” را نوشته بود.
یک ضرب المثل هست که میگوید:مرگ با عزت بهتر از زندگی خفت بار است.من فکر می کنم مسئولان جمهوری سکوت اگر فیلتر سایت خود را بر ندارند خیلی بهتر است چون خاطرات خوبش در ذهن مردم می ماند.و به قول اقای حیدر گاه گاه اگر کسی از ایران به این سایت سرزد و با فیلتر مواجه شد،با خود بگوید که افرین بر مسئولان این سایت که هنوز راهش و هدفش همان راه و هدف مبدا است و تغیر نکردهوبسایت جمهوری سکوت اگر فیلترش برداشته شود، دیگر آن سایت محبوب نخواهد بود که صدای مظلومانه ی یک قرن در گلو خفته را فریاد میزد.بر عکس یک سایت حتی برعلیه هزاره ها تبدل خواهد شد.یک سایت معامله گر و خود فروش.واسد بودا هم دیگر آن بودا به اصطلاح روشن فکر نخواهد بود
عظیم ابراهیمی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
عرفانی عزیز ضرب المثلهای هزارگی گفتی ولی ضرب المثل خود حیدری هم زیاد خوب نیست البنه سر زبانها است در کوچه بازار ولی نه در محل فرهنگی.(بعد از …چهار زانو نسشتن بی فایده است).با مهدی امینی هم موافقم هر باز دید کننده با ید نظرش را بدهند.همه نظرات جالب و خواندنی بود.
با نظر جانعلی رضایی هم موافقم.به امید موفقیت وسربلندی همه ی مردم هزاره
علی تقوایی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
مطلب آقای حیدری ومطلب قبلی درمورد فلتر شدن سایت ” جمهوری سکوت ” را همرا ه بانظریات مطرح شده خواندم. برایم بسیار جالب بود، من درمجموعه ای این نظریات به این نکته ای محوری پی بردم که به گونه ای غیر مستقیم از” فلتر شدن ” سایت جمهوری سکوت استقبال گردیده است. در نظریات و نوشته ها طوری افاده داده شده است که گویا ” حالا جمهوری سکوت رفته ومرده است ” یا الله سایت غرجستان است. حتی یکی نوشته است که اگر ریگ در کفش ندارید، بیایید مطالب تان را به غرجستان بفرستید. این نکته بوی خوشی به مشام نمیرساند. اول وقتی سایت جمهوری سکوت در مورد فلترشدن خود یک کلمه ننوشت. سایت غرجستان چرا با چنین سرعت دومقاله ای در رابطه با فلترشدن سایت جمهوری سکوت را منتشر نمود؟ در حالیکه سکوتیان از همان ساعات اولیه فلتر شدن سایت خود آگاه بود. حتی در مقاله ای آقای میرافغان که برنظریات هتاکی گونه ای سایت سکوت، تاخته است، خودشان چنان ضرب المثلی را در موررد گردانندگان سایت جمهوری سکوت بکار میبرد که قلم هرنویسنده وفرهنگی از آن شرم دارد : ” بعد از … چهار زانو نشستن “، آقای میرافغان وچند نام تکراری به ظاهر مختلف، می نویسند که سایت جمهوری سکوت به دلیل نشر نظریات کنترل ناشده فلتر شده است. اول از کجا میدانید که این سایت به دلیل نظریات خوانندگان فلتر شده است؟ دوم اگر سایت جمهوری سکوت نظریات را سانسور میکرد، آنگاه با یک سرو هزارزبان شکوه میکردید که سایت جمهوری سکوت نظریات را سانسور می نماید وبه آزادی بیان باور ندارد و دهها حرف دیگر را ضمییمه میکردید. میدانید تا هنوز منابع سانسور کننده ای جمهوری اسلامی ایران در پاسخ مدیر سایت ( بلال نوروزی ) حتی یک کلمه نگفته اند که ما سایت را به فلان ” دلیل ویا دلایل ” سانسور کرده ایم.گردانندگان سایت جمهوری سکوت به روشنی میدانند که کدام دستها وبه چه دلایلی وبا کدام نرفند، در فلتر نمودن سایت نقش داشته اند. در این فرایند بطور قطع مقامات فلتر کننده مقصر نبوده، بلکه این ” راپور چیهای خودی ” بوده اند که براساس حسادت وکینه، به این عمل ناهنجار دست زدند وبدین وسیله خواستند تا در برابر روشنگری سایت جمهوری سکوت سد ایجاد نمایند. گردانندگان سایت جمهوری سکوت به هیچ عنوانی مضطرب ودست پاچه نیست. برخلاف افتخار این را دارد که سایت جمهوری سکوت به عنوان یک محور مهم تعهد به جامعه هزاره، میزبان نویسندگان خرد ورز وآگاه جامعه خود بوده ومی باشند که با قلم های آتشین شان چراغ روشنگری را همچنان بر افروخته نگهداشته ومیدارند. سایت جمهوری سکوت به زودی از فلتر ینگ خارج میشود و با متانت ووقارراه خودرا که همان ” تعهد راستین به جامعه محروم هزاره وشیعه ” است ادامه میدهد ودر خدمت خوانندگان جامعه خود در ایران، افغانستان وجهان خواهد بود. اماقابل تذکر میدانیم که اگر نیاز احساس گردد ما نام کسانی را در فراهم آوری ” فلتر سایت جمهوری سکوت ” نقش اساسی بازی کرده اند، افشا خواهیم کرد. چون برای اهالی جمهوری سکوت چون آفتاب روشن است که ” آب از کدام منبع گل آلود شده است ”سایت جمهوری سکوت، همچنان زنده وفعال است وبازدید کننده های آن کاهش نیافته ومقالات نویسندگان بطور منظم میرسد وبه زودی مامجدداً در خدمت هموطنان مقیم ایران خود خواهیم بود. سایت جمهوری سکوت در خط روشنگری خودبا متانت، پیگیری واستوار ی ره میگشایدو بدینسان به همه خوانندگان خود اطمینان میدهد.
جعفر یکه ولنگی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
من با حرف های هموطن موافق هستممدیران جمهوری سکوت خوب میداند که در صورت برداشته شدن فیلتر این سایت در ایران باید از این پس از قانون ایرن پیروی کند و هرگونه تخطی از این قانو باعث فیلتر شدن دوباره سایت جمهوری سکوت می شود.سوال اینجاست که جمهوری سکوت ایا واقعا میخواهد از دید دولت ایران به مسائل مردم هزاره نگاه کند؟اگر برای برداشتن فیلتر تلاش میکند(که از حرفهای شان پیداست) حتما به این نتیجه رسیده است که از این پس فقط از دید دولت ایران به مسائل مردم هزاره نگاه کند،نه آنچه که قبلا بود.پس بهتر است که روشنفکران و قلم به دستان هزاره هوشیار باشند و در صورت برداشته شدن فیلتر این سایت دیگر به سمت این سایت نروند.این واقعا یک خود فروشی بزرگ است که سکوت میخواهد انجام بدهد.بقول دوست عزیز ما(هم وطن)که مرگ با عزت بهتر از زندگی ننگین است.
عظیم ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
تقوایی عزیز نظر ،نظر خوانندگان است. یکی میگه که حیدری چرا گفته که جمهوری سکوت مرکز اندیشه وتفکر هزاره هاست یکی یک چیز دیگه میگه …خود تان نظر جانعلی را بخوانید.(شما جمهوری سکوت را مرکز اندیشه وتفکر وتعقل جامعه ای روشنفکری هزار های تمام جهانمعرفی نموده اید .بنده هر چه فکر نمیکنم نمی توانم بفهمم که شما چطور به این نتیجه رسیده اید .آیا آنظر سنجی کرده این یا شما و باقی دست اندر کاران جمهوری خود را نماینده جامعه روشنفکر هزاره میدانیند یا همین طوری یک چیزی پرانده اید.)
حالا نظر حیدری را با جانعلی مقایسه کنید؟…هزاره کابل و هرات و مزار = پکشی از یک رگه و پکشی بیرار
اسحاق رحیمی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
اصلا خوب شد که این سایت جمهوری سکوت فیلتر شد،چون زیاد یک جانبه گرا بود.همیشه از محقق دفاع میکرد و خلیلی را می کوبید.
اسد بودا و عزیز رویش را در اسمان می برد،و تعداد از نویسنده های بنام دیگر را خیلی کم اهمیت جلوه میداد.راستی جمهوری سکوت مگه نمیخواهد اهداف قدیمش را دنبال کند که دست به دامن سازمان فیلترینگ ایران شده و میخواهد از قانون رسانه ی ایران پیروی کند؟به نظر شما در آن صورت جمهوری سکوت به یک رسانه ی ایرانی تبدیل نخواهد شد؟چ.ن همانطور که آقای هموطن و جعفری گفتن،ایران باکس شوخی ندارد.در صورت فیلتر را برمیدارد که پیرو قانونش باشی و از چارچوب ایران مطلب نشر کنیدر غیر این صورت آش همان کاسه همان یعنی بازم فیلتر
تبعیدی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
اقای تقوای شما چه طوری به بازدید کننده های خود در ایران اطمنان میدهد که در صورت برداشته شدن فیلتر سایت تان میتوانید راه گذشته را ادامه بدهید؟همان طور که همه میداند،هر سایت که در ایران میخواهد فیلتر نشود باید از سیاست های ایران پیروی کند.در غیر این صورت هرگز فیلترش باز نخواهد شد، چون دولت ایران در این باره بسیار قانون جدی دارد و خاله بازی سرش نمی شود.
Qorbo ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
بعضی دوستان اینجا نظر داده اند که بسیار آشکار است از کدام منبع هدایت میشوند . میگویند که اگر فیلتر سایت جمهوری سکوت در ایران باز شد به این معنی است که جمهوری سکوت از خواست های ایران پیروی خواهد کرد. آیا واقعن مردم را اینقدر ساده فکر کرده اید که نتوانند خوب و بد را خود شان تشخیص بدهند که شما میاید و برای مردم هدایت میدهید؟ من واقعن فکر نمیکردم که روشنفکران ما به این حد موقع بین و فرصت طلب باشند که از کوچکترین ضعف همدیگر به نفع خود استفاده کنند . ما در این موقع به جای اینکه مسببین اصلی و ان کسانی که از پشت به ما خنجر میزند را محکوم نماییم افتیده ایم به جان جمهوری سکوت و هی میگوییم که نظریات و مقاله ها را در سایت غرجستان بفرستید . من اتفاقن فکر میکنم یگانه دلیل که جمهوری سکوت این همه خواننده دارد این هست که نظریات خوانندگان را نشر میکنند که دیدیم که بعضی نویسندگان که در جمهوری سکوت مقالات شانرا میفرستادند هم مورد نقد قرار میگرفت ولی آنها فکر میکردند که آنجا هم یکی گوینده است و دیگران شنونده . جمهوری سکوت شاید به خوبی میفهمید که نقد برای بعضی دوستان خوشایند نیست و شاید به لحاظ ان از جمهوری سکوت ناراحت شوند ولی جمهوری سکوت بر همان اصل استوار ماند و حاضر شد این بها را بدهد ولی به عقاید خوانندگانش احترام قایل شود ، به طور مثال یکی از دوستان گفته اند که عزیز رویش را بیش از حد بالا میبرند ، شاید بسیاری از دوستان با خبر باشند که همین آقای عزیز رویش را چگونه دوستان جمهوری سکوت با نقد شان چند روز پی هم در گیر کرده بودند . به نظر من جمهوری سکوت حتی اگر فیلتر هم شود باز هم کاملا خارج از دسترس دوستان مقیم ایران نخواهد بود خیلی راه ها وجود دارد که میتوان فیلتر را شکست پس این چیزی نیست که جمهوری سکوت برایش اصول خودرا زیر پای کند . با نظریات آقای تقوایی موافقم .
میثم ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
سلام درود خدمت درست اندرکاران سایت غرجستان
از این که یک نفر با نام های مستعار میاید نظر مینوسید و همدیگر را مورید هدف قرار میدهید خوده فریب میدهید.نیگران تقوایی و جمهوری سکوت نباشید، شما کار خوده کنید. جمهوری سکوت با شما هیچ مشکل ندارد .. در نشر مطالب تان دقت کنید، چرا که این مطلب آقای حیدری خیلی اشتباه املایی و ادبی دارد…تا جای با آقای تقوایی موافیق هستیم، نوسینده این مطلب ادب کلام را رعایت نکرده، خیلی عقدیی نوشته، ما و شما بلای جمهوری سکوت قرض نداریم که منت بگذاریم همینقدر که کار کرده هم خانه شان اباد، اگر پول دادید پول های تان را پس بگرید.
زنده باد غرجستانزنده باد هزاریستان
رحمت ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
درود بر مدیران زحمتکش غرجستان.
حسن مسافر ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
ما که در خارج از ایران قرار داریم هنوز از فیلتر شدن این سایت متاثر نشده ایم. اما جنگی را که بین روشنفکران طرف دار و مخالف جمهوری سکوت می بینم واقعا متاثر می شویم.
“نه دوغ نه چمچه تر کو ترکویی جاره”. ظرفیت روشنفکران هزاره را وقتی برای باز یا بسته بودن یک فضای مجازی که واقعا مجازی است، می بینم، بخود می گویم که واقعا پشتون ها لیاقت حکومت داری را دارند. روشنفکران آنها صرفنظر از تعلق عقیدتی خود در فضای واقعی منابع واقعی را بین خود قسمت کرده و می کنند و آروغ هم نمی زنند. اما ما در دسترسی در فضای مجازی اگر دسترسی بهم داشته باشیم بجنگ واقعی خواهیم پرداخت.
آیا وقت آن نرسیده است که هر نوشته ای از قوما را بار اول با دید محبت آمیز قومی، قومی که صدایش فقط در فضای مجازی می تواند انعکاس یابد خواند؟ و بعد از آن اگر دیدیم که واقعا قصد بد نویسی دارد شمشیر اعتراض را گرفته و نویسنده را تکه تکه کنیم؟
ب
محمد سعیدی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
آقای تقوایی متاسفانه بی مورید انگشت اتهام را به سوی وبسایت غرستان نشانه گرفته است.
مدیران وبسایت غرجستان به خاطر ارج نهادن به ازادی بیان و کرامت انسانی،بر خود لازم می دانند که به نظرات و مقالات همه احترام بگزارند.همانطور که نظر خود شما نیز نشر شد.
علی اکبرشریفی(رهگذر) ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
به نام خدا و با سلام!
دوستان لطف کنند مقاله جناب اقای جعفری را در مورد انتشار ویژه نامه “شاهد یاران” ویژه شهید مزاری از سوی ایرانیان را در آدرس ذیل بخوانند:
http://justicef.net/index.php?option=com_content&view=article&id=140:2010-10-31-13-50-02&catid=47:2009-05-24-01-13-27&Itemid=62
حوتقولی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
سلام برهزاره . سلام بر مردمی که بی آب و نان زندگی می کنند . سلام بر کودکانی که در این شبهای سرد زندان هزارجات با هوایی که از ” آه” آتشین سینه ی سوزان مادر درفضا می پیچد گرم می شوند.
هر سال که زمستان می آید. روزها سرمای بیرون بدنم را و شبها یاد بچه های هزاره در زمستانهای سوزناک و با شکمهای گرسنه و چشمان منتظر، استخوانم را می سوزاند.
بیایید بیشتر به فکر آنانی باشیم که صدها سال است د ر دره های هزارجات گم شده اند . حتی در دهکده ی جهانی امروز نیز فراموش شده اند. بیایید حد اقل در دنیای مجازی آنها را نیز در کلبه ی خانه های خیال خود مهمان کنیم و با آنها با هم بگوییم و بنویسیم . بیایید…
بنده با نظر حسن مسافر کاملا موافقم . ما مردم متأسفانه فرهنگ تحمل و روحیه ی همکاری نداریم و باید صد در صد در صدد علاج این مرض خطر ناک باشیم .
عظیم ابراهیمی ۹ آبان ۱۳۸۹ ویرایش :
سلام بر دوست عزیز حوتقولی جان، درود بر شما و اندیشه و درک تانمن هم با شما وهم با آقای حسن مسافر موافقمو فیلتر شدن ج سکوت را همان خفه کردن صدای عدالت در گلو میدانمبه امید سربلندی و پیروزی برای صدای عدالت.
کوه کهِ هرقدر بلند بشه دَ سرخو را دره

نیمه ای دوم آبانماه آغاز ثبت نام اینترنتی مهاجرین افغانستانی

نیمه ای دوم آبانماه آغاز ثبت نام اینترنتی مهاجرین افغانستانی
نگارش در تاريخ یکشنبه نهم آبان 1389 توسط شیر محمد حیدری (میر افغان)
مهاجرینی که در تابستان امسال در طرح ساماندهی وزارت کشور ایران ثبت نام نموده ورسید دریافت کرده اند، آماده باشند.
به گزارش اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي به نقل از ايلنا ، وزير كشور از آغاز اجراي سومين مرحله طرح سرشماري اتباع افغاني از نيمه آبان ماه خبر داد.مصطفي محمدنجار وزير كشور درحاشيه نشست شوراي هماهنگي اجرايي اتباع بيگانه، اظهار داشت: در اين مرحله دارندگان رسيد شركت در طرح سرشماري اتباع افغاني با مراجعه به سايت اينترنتي كه در نيمه آبان ماه نشاني آن اعلام خواهد شد، نشاني و تاريخ و ساعت مراجعه به مراكز تعيين تكليف را دريافت مي‌كنند.
رئيس شوراي هماهنگي اجرايي اتباع بيگانه مرحله چهارم اين طرح را مرحله آخر طرح سرشماري اتباع افغاني ناميد و گفت: اين مرحله بحث تصميم گيري است و در اين مرحله به اتباع گفته مي‌شود كه چه كارهايي را بايد انجام دهند.
محمد نجار گفت: اجراي طرح سرشماري اتباع غيرقانوي افغاني از مرداد ماه آغاز شده است و در انتهاي اسفند ماه پايان خواهد يافت.
به گفته وزير كشور هدف از اجراي اين جمع آوري اطلاعات هويتي، اجتماعي و اقتصادي اتباع افغاني است تا بر اساس اين اطلاعات برنامه ريزي‌هاي لازم را در حوزه‌هاي اجتماعي و اقتصادي انجام شود.