درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

ناهور! بهسود دیگر وفاجعه دیگر!

به نقل از وبلاگ: فایق حصارنایی ازکابل:
طبق گزارش تیلیفونی امروز حوالی ساعت 10 بجه قبل ازظهر درگیری بین مردم محل وکوچی های مسلح آغاز گردیده است وکوچی های مسلح که باسلاح های پیشرفته مجهز است ودرمرتفع ترین نقاط کوه گلکوه مستقر میباشد جنگ را ادامه میدهند ودرطول روز پیشروی های هم داشته اند .
ولی مردم منطقه باحمایت پروردگار پاک هنوز ازخود دفاع کرده اند وکوچی های مسلح را نگذاشته اند که به اهداف شوم خویش برسند.
ولی جالب اینجاست که هیچ رسانه تا حال این خبر را گذارش نکرده است. مگر ناهور منطقه هزاره جات شمرده نمیشود؟
ویاانکه کدام رهبر از ناهور درارگان های دولتی مصروف وظیفه نست. تاگذارش بعد بدرود.

خـــــــــــــــــــــبر فــــــــــــــــــــــــــــــوری!

به نقل از وبلاگ:انجنیرفایق حصارنایی مقیم کابل
دیروز ساعت ۷ عصر تماس تیلیفونی که از ولسوالی ناهور منطقه باریکی که هم سرحد با مناطق گلکوه .اصغیر وقلیاقل ولسوالی قره باغ است داشتم وراجع به وضعیت منطقه میپرسیدم ناگهان با خبر عجیب روبروشدم .شنیدم که این بار لاشخوران بنام کوچی راه دیگری را درپیش گرفته است وبه عوض بهسود ناهوررا انتخاب نموده است.
مردم قریه به تعداد بیشتر یاکمتر ازده رمه گوسفندوگله های شتررا درکوه مسمی به گل کوه که یکطرف آن ولسوالی قرباغ وطرف دیگر آن دشت ناهور قراردارد دیده اند .وفورا تصمیم گرفته اند که قبل ازینکه خدای ناخواسته به سرنویشت دایمرداد مبتلی شوند علاج واقعه را قبل ازوقوع باید کرد .آمادگی دارند که بهر نحو که شود باید کوچی هارا نگذارند داخل منطقه شوند .
معلوم میشود این پلان ازقبل طاحی شده است ورنه چطور بعد ازبهسود ناهوررا انتخاب کردند؟
نتیجه تصمیم مردم الیوم دوشنبه تاریخ ۱۰/۳/۱۳۸۹ معلوم میشود ولی امیدوارم که قضیه کدام ماجرای دیگری را درقبال نداشته باشد.

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

کوچی رفت... تا بهار دیگر وحکایت دیگر!

نوشتن در باب کوچیها وجنایت هایش پایانی ندارد ونخواهد داشت. این نوشتار های کوچک بیشتر بیان درد دل وخالی کردن عقده های فروخورده جامعه ستم دیده ی بنام هزاره هست، تا نوشتن در باره ای کوچیها. چون زمان که میخواهی در باره ای کوچی بنویسی باید بدانی کوچی یعنی چه؟ اشخاصی که در سن وسال این حقیر قرار دارند، کم وبیش از روی تجربیات شان میدانند که کوچی چه مردمانی هستند وچه اهدافی دارند. برای آنها گذراندن یک سال زندگی با رمه وشتر انشان در سرزمین هزاره ها اصلا" اهمیتی ندارد. چه بسا که در طول ۳۰ سال انقلاب وجنگ های داخلی آنها حتی جرئت گذر از هزارجات نداشتند چه برسد که با رمه وشترانشان بیایند وجولان دهند بکشند،ببرند، غارت کنند آتش بزنند ودر آخر هم غرامت(جایزه) دزدی شان از دولت بگیرند! بلکه هدف آنها این است که توی چشم وسرزبانها باشند تاگذشت زمان فراموشش نکنند،تا دردنیا ودر صدر خبرها نامی ازانها باشد. حتی اگر شده سال یکبار. آنهم به عنوان تجاوز کننده! وظالم. آنها مانند ما انسان است جان دارند وجان خود رادوست دارند. بی گدار به آب نمزنند. چشم وگوش بسته تصمیم نمیگیرند. آنها هدف دارند.
هستند نویسنده های که اعتقاد دارند کوچی ها یک مشت انسانهای وحشی وبدور از مدنیت هستند که جز مال وشتر ودشت ها وعلف چرا های هزاره جای دیگر را بلد نیستند.! در پاسخ این دوستان باید عرض شود که همانطور که در پست های قبلی هم عرض کردم کوچی یک تفکر است با پشتوانه ای قوی نژادی. بعد از روی کار آمدن دولت کرزی آنها دوباره سر وکله شان پیدا شد وسال به سال جلوتر آمدند. هدف آنها دقیقا" دوجیز میباشد:۱ - توی چشم بودن وسرزبانها افتادن۲- اخذ پول ازدولت. به همین علت هرساله آنها تیری در تاریکی رها میکنند، وجالب اینجا است که هیچ وقت تیرشان کمانه نمیکند تا به خودشان برگردد.
خب! حالا که کوچیها دوست دارند سال یکبار باآمدن در هزارجات خودی نشان دهند وحیا هوی رسانه ای راه بیندازند، عده ای را بکشند،خانه ها راآتش بزنند،اموال مردم را به غارت ببرند، آخر سر هم با افتخار از دولت غرامت بگیرندوبروند! تا بهار دیگر وحکایت دیگر.!
براستی ما جامعه هزاره در چنین وضعتی چه کنیم تا کمتر آسب ببینیم؟!
امسال باهجوم کوچیها در هزارجات! انصافا" عمل کرد تک تک هزاره ها قابل تقدیر بود. چه مسئولان دولتی وچه نمایندگان مردم در ولسی جرگه چه نویسندگان،ژورنالستان،دانشجویان وافراد عادی هزاره ها. هر کسی به قدر توان خود بحمد الله عکس العمل نشان دادند وبه نفع جامعه هزاره فعالیت مثبت داشتند.
اما عده ی را عقیده بر این است که: چون نزدیک به انتخابات پارلمان هستیم، دوستان با این تحرکات مصنوعی خواستند وجهه بین مردم هزاره پیدا نموده ودر انتخابات رای بیا ورند.!!!حال تا چه اندازه این دیدگاه درست است یا غلط ! بماند،اما انچه که من میخواهم به آن اشاره کنم وجه مثبت قضیه است.
تحرکات دوهفته ای جمعی هزاره ها به هردلیل که بوده باشد یک چیزی را خوب نمایان ساخت وآنهم اتحاد وهمبستگی بود. در این دوهفته هزاره ها یک صدا شدند وعلیه ظلم وتجاوز قیام کردند ودستان خود را به هم گیره نموده محکم در برابر ظلم وبیداد گری کوچی ایستادند ونتیجه مقاومت وایستادگی خود را دیدند.
در طول تاریخ هیچ گاه کوچیها به این زودی وبا دست خالی هزاره جات را ترک نکرده بودند وهزاره ها با تمام آوارگی وبدبختی که کشیده اند ودر آیند در انتظار شان است، بازهم نسبت به سالهای گذشته آسیب کمتری دیده اند. واین را همه ما مدیون اتحاد وهمدلی وهمبستگی وهمصدایی تمام هزاره ها هستیم. بنا براین چه زیبا خواهد بود که این هم صدایی وهمدلی در تمام عرصه ها ادامه یابد.
اما در اخریک سوال:
۱- امسال کوچیها غافل گیر شدند! انتظار این همصدایی واتحاد را از جامعه صد پارچه هزاره نداشتند.
۲- امسال هزاره ها خیلی زود به هدف خود که همان عقب نشینی کوچیها از هزار جات بود رسید.آیا سال دیگر این روش موثر خواهد بود؟

سخنی با مردم عزیز بامیان



برادران وخواهران، این دلنوشته نه نصیحت است ونه مخالفت ویا موافقت، با شخص ویاگروهی خاصی، بلکه یک دردلی است از یک هموطن وهمکیش هزاره تان در دیار غربت وآوارگی. امید که جسارت این حقیر را عفو فرمائید.

در این گیر ودار ورجز خوانی کوچیها وفیصله نامه درکوزه ای دولت محترم، وطعنه های مجددی! ودر زمانیکه بهسود جولانگاه شتران ورمه های کوچی شده است وهر آن منتظر حوادث جبران ناپزیری میباشد. هر روز با دل نگران وچشمان اشک بار به صفحه اینترنت خیره میشوم تاخبری امید وار کننده ای را بخوانم.
اما متاسفانه روز به روز خبر ها برای جامعه هزاره بدتر ونا امید کننده تر میشود. تا امروز اگر یک چشمم برای مردم زادگاهم خوات اشک میریخت، از امروز به بعد برای هم کیشان بامیانی ام از چشم دیگرم هم اشک جاری شده است.
اعتراض به عمل کرد دولت ونمایندگانش حق همه مردم است. بدون شک تا انتقاد نباشد اصلاحی درکار نخواهد بود. وتضاهرات هم نشانه رشد فرهنگی وسیاسی یک جامعه پیشرفته ومتمدن میباشد.
این حقیر از کم وکیف خدمت ویا خیانت والی محترمه بامیان اطلاعی ندارم واصلا" وارد این بحث که این اعتراض ها صحیح است یانه، نمیشوم. اما آنچه که باعث نگرانی من میشود نه! خود تظاهرات، بلکه موقیعت وزمان آن است.
هم اکنون باید تمام انرژی جامعه هزاره متوجه بهسود وکوچیهای متجاوز باشد. زیرا با کمی غفلت وسهل انگاری بدون شک تاریخ تکرار خواهد شد وتراژدی غمبار نسل کوشی هزاره ها باز هم اتفاق خواهد افتاد. که اگر چنین شود باید مردم هزاره والی شدن و والی بودن از جنس خودآنهم یک"زن" را درخواب ببینند.
مردم عزیز بامیان باید متوجه باشند که اگر امروز یک والی زن درشهر بامیان نماینده دولت هست وآنها این نماینده راسنگ باران میکنند وبحمدالله از دماغ هیچ کسی خونی جاری نمیشود، بدون شک بخشی از این نعمت را مدیون اتحاد وهمدلی تمام هزاره ها هستند، چه آنهای که ساکن بهسود هستند و چه آنهای که ساکن مزار شریف وجا های دیگر افغانستان عزیز میباشند. برای کوچیها فرقی نمیکند چون هزاره هزاره است چه در بامیان باشد ویا بهسود ویا مزار شریف.
سخنان مجددی اگرچه بی طرفانه اعلام شده ولی زنگ خطری جدی برای تمام هزاره هااست. این سخنان به منزله چراغ سبز(شما بخوانید جهاد) به تمام پشتون ها برای متحد شدن وحمله ودرگیری احتمالی در هزارجات میباشد.
مردم عزیز بامیان نباید اسیر احساسات زود گذر بشوند. ما فرض رابر این میگیریم که خانم سرابی والی بی کفایتی است. خب حق با شما! اما لطفا" به سئوالات منی حقیر هم پاسخ دهید:
براستی شما ازرئیس دولت چی خیری دیده اید که ازنماینده آن ندیده اید.؟ آیا شما یک والی پشتون میخواهید؟ کسانیکه به این صورت با والی فعلی برخورد میکنند! آیا با داشتن دولت فاسد چون دولت فعلی آیا مطمئین هستند والی بعدی بهتر خواهد بود؟ آیا اگر شما برعلیه یک والی، غیر ازخانم سرابی تظاهرات میکردید ودفتر اورا یعنی ((دولت)) راسنگ باران میکردید، هیچ اتفاقی نمی افتاد؟ آیا خانم سرابی محض هزاره بودن با شما مدارا نکرده است. آیا بهتر نیست یک جانبه به قاضی نرویم؟
آیا مردم عزیز بامیان مانند مورچه ها بال در آروده اند؟!!!
ویا چون زورشان به خر! نرسیده! پالانش را میزنند.!!!
به هرحال دوستان وعزیزان، ریش سفیدان، تحصیلکرده گان وعقلای قوم هزاره مقیم بامیان، امروز خطر کوچیها را میشود با اتحاد وهمدلی دفع کرد، اما بدون شک خطر نفاق وزور آزمایی داخلی را نمیتوانیم، نه تحمل کنیم ودفع. پس خواهشمند است با کمی صبر وتحمل وبردباری و والبته درایت انشا الله مردم عزیز بامیان از این خطر به سلامت عبور کنند.

بیانیه ای حضرت آیت الله العظیمی محقق کابلی، و دو نکته ویک تذکر!


سر انجام حضرت آیت الله العظیمی محقق کابلی در باره تظاهرات های اخیر در شهر های افغانستان که علیه ایران انجام شد! بیانیه ای صادر کردند.
در مورد این بیانیه دونکته ویک تذکر تقدیم شما میکنم.
۱- نکته مثبت: متن بیانه را مطالعه کردم. در ابتدای بیانیه به نکته ای بسیار مهمی اشاره شده است که تا حالا من در هیچ جای نخوانده بودم. بخوانید. حمایت‌های معنوی ملت بزرگ افغانستان از نهضت اسلامی امام خمینی(ره) بر ضد نظام ستمشاهی پهلوی و مشارکت در رویدادهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به خصوص در دوران هشت سال دفاع مقدس ایرانیان علیه صدام متجاوز و تقدیم شهدایی در این جنگ نمونه‌ای از دوستی و براردی میان دو ملت است. سخنان از این دست را بارها با گوشهایم شنیدم. و هم اکنون جانبازان مهاجر افغانی را می شناسم که با درصد بالای جانبازی دست وپنجه نرم میکنند، وچه روزها که ازدرد به خود میپیچند و شبها یکه صدای ناله ای آنها به گوش میرسد . گذشته از اینکه مسولان ایران این مهاجرین رافراموش کرده وهیچ وقت حاضر نیست درباره آنها حرفی بزند.! اما در هیچ جایی توسط خود افغانیها، آنهم از زبان مردان بزرگ چون ایت الله محقق کابلی این چنین با صراحت مکتوب نشده است. حداقل من که ندیدم.
همین چند جمله کوتاه خود حکایتی است بزرگ در قلب انسانهای های آگاه ودانا.
۲- نکته منفی: آیا بهتر نبود این بیانیه زودتر نشر میشد؟ تا هم بندگان خدا که مقلد ایشان است، تکلیف خود رابدانند و هم خدای نکرده شبهه سفارشی بودنش در اذهان جامعه صورت نگیرد؟!
۳- یک تذکر: این روز ها کوچیها با حمایت دولت وطالبان در سرزمین هزاره ها جولان میدهند ورجز میخوانند.! امید وارم از طرف مسئولان مذهبی موضع گیری به موقع صورت بیگرد. انشا الله

هشدار به جامعه هزاره!

با کمال تاسف بایدعرض کنم خطر بزرگی در کمین هزاره ها است.
بعد از تجاوزات کوچیها در سرزمین هزاره جات وقیام مسالمت آمیز عمومی هزاره ها در سرتاسر جهان، باید اعتراف کنم در تمام عمرم این قدر احساس غرور نکرده بودم! ومرتب با خودم می گفتم: ما میتوانیم اگر وحدت، اتحاد ویکپارچگی خود راحفظ کنیم. در این چند روز قدرت وحدت ویکپارچگی را با تمام وجودم حس کردم. اما متاسفانه امروز در صفحات اینترنت خبر های خوبی مشاهده نکردم.
عزیمت کریم خلیلی به بهسود ونگرانی محمد محقق از این سفر وسردرگمی نمایندکان متحسن وبد تر ازهمه حرف حدیث برای نیت رفتن کریم خلیلی وتحسن نمایند گان پارلمان، دست در دست هم داده آینده نامعلومی را پیش روی ما قرار داده است.
موضع گیری حزبی وجناحی ونادیده گرفتن حقوق کل هزاره ها در چنین وضعیتی حکم انتحار را دارد.
منتظر روز های آینده میمانیم.
سرنوشت کریم خلیلی چه خواهد شد؟ آیا خطر درکمین او است؟!!! آیا او قربانی فیصله نامه رئیس جمهور خواهد شد؟
نگرانی محقق چیست؟ آیا او مشکل شخصی دارد ویا چیزهای میداند که مانمیدانیم؟
طرفدارن کاسه ای داغتر از آش دنبال چه هستند؟
آیا فاجعه دیگری در ره است؟!

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران!


مدت یک هفته از حمله وحشیانه کوچیها با حمایت طالبان ودولت افغانستان به منطقه دایمیرداد وکشته شدن حداقل ۵ نفر وآتش زدن وتخریب ده ها خانه وآواره شدن صد ها خانواده هزاره میگذرد. با اینکه در تمام خبرگزاری ها و وبلاگ های فارسی که مربوط به افغانستان میشود، این اخبار تاسف بار در صدر خبرها قرار دارد، اما با کمال تعجب دو طیف مشخص در ایران هیچ گونه واکنشی از خود نشان نداده اند.!!!
دانشجویان عزیز! وطلبه های گرامی!
احتمالات زیر میتواند با عث سکوت این دوقشر عزیز وفرهیخته شده باشد.
دانشجویان:
۱- اطلاع نداشتن از وقوع این فاجعه! که از محالات است.
۲- نداشتن انگیزه برای پیگیری این قضیه.!
۳- مشغولیات ومصروفیات برای ثپت نام در گروه ۳۰نفره واعزام به جرگه صلح.
۴- ترس از آینده! همان طور که میدانید این عزیزان بعد از اتمام تحصیلات باید به افغانستان برگردند وجذب دولت شوند. به همین خاطر نمیخواهند به هنگام ورود ودر ابتدای کارشان با پرونده سیاهی از گذشته خود روبرو شوند. چونکه مخالفت با کوچی، یعنی مخالفت با دولت.
طلبه های گرامی!
۱- مثل همیشه! سکوت از روی مصلحت.
۲- انتظار اینکه در جای دعوت شوند ودر منبری قرار گیرند وساعتی در این مورد حرف بزنند.
۳- در تدارک سفر تابستانه در سرزمین مادری یعنی هزارجات. همان جا که هر آن ممکن در تصرف کوچیها قرار گیرد.
به هر حال این سکوت آزار دهنده هر علتی که داشته باشد قابل بخشش نخواهد بود.
مختصری در باره ای هزارجات:
هزارجات سرزمینی خوش آب وهوای است در مناطق مرکزی افغانستان. از لحاظ آب وهوا یکی از بهترین مناطق جهان در فصل بهار وتابستان است. زمستانهای بسیار سردی دارد. ذاتا" هزارجات دارای آب کمی است. یعنی آب برای کشاورزی فراوان ندارد ولی تا دلتان بخواهد دارای چشمه های کوچک است. کلا" زمینی نمناکی دارد وبرای روئیدن انواع علف در فصل بهار مناسب است. در چنین مواقعی درهر قسمت از سرزمین هزارجات که وارد شوید چشم تان به بوته های سبز وانواع گیاهیان وتازه می افتد وتاچشم کار میکند دشت و دمن سبز است. به همین علت در سالهای سیاه ونیکبت بار پشتونها تصمیم گرفتند این بهشت طبیعی وخدادادی را برای هزاره تبدیل به جهنم کنند.!
تا کنون ۳۰ سال است که کوچیها نتوانسته به سرزمین هزاره جات نفوذ کنند. علت آنهم انقلاب وجنگ های داخلی در افغانستان میباشد. ودر این ۳۰سال با تمام مشکلات وتحریم های گوناگون تنها منبع در آمد هزارجات همین طبیعت بهشت گونه دشت ها ومراتع بوده وبس. از زمانیکه کوچیها نتواسنتد به هزاره جات بیایند مردم هزارجات یک نفس راحت کشیدند.آنها توانستند برای خود گوسفند،بز وگاو بخرند وداشته باشند. تا اگر به مدت ۹ ماه کار میکنند وزحمت میکشند، حداقل ۳ ماه زمستان رابا خیال اسوده استراحت کنند. بنا براین دوست دانشجوی من وطلبه عزیز! شما اگر امروز به اینجا یعنی درجه دانشجوی وطلبگی رسیدی وشدی چشم امید همه ما ها این را بدان که قسمت از خون،رگها، واندیشه ات رامدیون همان بهشت گمشد ه ای بنام هزارجات هستی.
مختصری در باره ای کوچی:
کوچی فقط یک نام نیست. کوچی فقط یک رهگذر نیست. کوچی یک اندیشه است. با پشتوانه قوی نژادی. کوچی سم است. بیماری است،طاعون است،وبا است، تیفوس است،ویروس است وکلمه امروزی اش همان ایدز است. که اگر چنانچه به بدن تان نفوذ کند آنقدر رگهای حیات تورا میخورد تا بمیری! آنهم نه در یک سال ودوسال بلکه مانند ویروس ایدز سالها طول میکشد تا بفهمی به چه بلای خانمان سوزی گرفتار شدی.
پدران وپدر بزرگان ما بعد از گذشت ۵۰ سال هنوز هم بدهکار مالی کوچی هست. اگر باور تان نمیشود بروید از بزرگان تان بپرسید.
دیروز در جای خواندم که کوچی ۴۰٪ در صد از زمین های هزاره جات را به نام خود کرده وسند دارند! اما این فقط یک نام است.انها در زمان حضور۹۰٪ از خاک هزارجات را تصرف میکردند واحدی هم حق اعتراض نداشت.! هزاره ها حق نداشت رمه داشته باشند چونکه کوه ها مال کوچی ورمه های وشتران آنها بود!اگر سبزه ای در کوه های هزاره می روئید هزاره حق دست زدن نداشت وباید منتظر میماند تا کوچی ها بیایند واستفاده کنند. تمام خرید مایحتاج هزاره ها در دست کوچی بود جنس هارا به قیمت گزاف به هزاره ها میفروخت وسال دیگر همراه با سود آن که چند ده برابر بود مطالبه میکرد. این طور بود که کوچی کوچی شد. وطلبکار! وهزاره های همیشه خدا بدهکار.!
خوب دوستان عزیز! چه حسی دارید؟! حتما" احساس بی عرضگی دارید! خوب حق دارید!
اما سئوال این است که: شما در آینده چه جوابی به فرزندان تان دارید؟ زمان زمان سرنوشت یک قومی است بنام هزاره وشما ها از نخبگان وفرحیخته گان آنقوم هستید. آیا احساس وظیفه نمیکنید؟ اکثر شما خوش غیرتان در وبلاگ های تان از اندیشه بابه مزاری دفاع میکنید! هر ساله به یاد آن عزیز ازدست رفته مراسم یاد بود برگزار میکنید. شما واقعا" طرف دار اندیشه های مزاری هستید؟ یا تمام ان برنامه ها یک ژیست بشتر نیست؟ چه جوابی دارید؟؟؟
من به شما عرض میکنم به هیچ وجه پدران خود را ملامت نکنید. زیرا در طول تاریخ ما چند نفر آدم با سواد وفهمیده داشتیم که در تاریخ پیوستند. مرحوم کاتب هزاره،عبدالخاق هزاره، شهید بلخی وبابه مزاری. اما حالا چه؟ دنیا پر است از نخبه ها وتحصیل کرده های هزاره با انسا نهای با سواد وفهمیده. با چنین افراد وچنین امکانات سکوت، کوتاهی و تنبلی در برابر جنایت های کوچیها امر است نابخشودنی در برابر آیندگان.

به نظر شما در حال حاظر! بهترین گزینه برای دفع حملات کوچیها چیست؟

همانطور که میدانید قضیه حملات هرساله کوچیها به سرزمین هزاره جات وکشتن وتاراج مال اموال آنها نه مشکل دیروز ونه امروز جامعه هزاره جات است بلکه این یک مسئله از پیش تعین شده است که طی سالها برنامه ریزی شده وانجام میشود. بر اساس همین سیاست جمعیت هزاره در افغانستان وتمام دنیا پراگنده شده است. ومتاسفانه خیلی از مناطق که در معرض خطر مستقیم حمله کوچیها قرار ندارند واکنش مناسب از خود نشان نداده اند. مانند خود این حقیر! اگرچه زادگاه من ناهور یکی از مناطقی است که بیشترین ضربه را از ناحیه کوچیها خورده وخواهند خورد.
بنا براین وظیفه من، تو وما که در سراسر دنیا پراکنده هستیم در حال حاضر به عنوان یک هزاره چیست؟ اگرچه برای دفع حملات کوچیها یک برنامه منظم ومداوم نیاز است اما فعلا" ودر حال حاضر برای دفع حملات کوچیها کدام گزینه ای زیر را موثر میدانید.
۱- نشر اخبارو مطالب در سایتها وبلاگها(که دارد انجام میشود)
۲- واگذاری حل این قضیه به سیاست مداران وریش سفیدان هزاره
۳- قیام مسالمت آمیز از قبیل:تظاهرات وریختن در خیابانها، در داخل افغانستان وسراسر دنیا در جلوی سفارت خانه های افغانستان، تحسن در دانشگاه ها وحوزه های علمیه در داخل وخارج.
۴- مقاومت مسلحانه در مناطق تحت اشغال کوچیها
۵- صبر وحوصله مانند یک قرن گذشته!
خواهشمند است پس از تفکر وبه دور از احساسات نظرات ورا ه حل های که به نظر شما در حال حاضر برای دفع حملات کوچیها موثر است را در قسمت نظرات درج کنید.

حضور عناصر دولتی دربهسود، مفید ویامضر؟!

محترم کریم خلیلی وتعداد از وزیران دولت ونمایندگان کوچی ودوتن نماینده مردم بهسود در محل حملات کوچی ها در ولسوالی دایمیرداد برای صلح بین متجاوزان کوچی ومردم بی دفاع وبومی هزاره عزام شدند.
نفس این حضور خیلی خوب ومفید است. اما ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد.
۱- هدف از این سفر صلح بین طرفین درگیری یعنی متجاوزان کوچی ومردم بی دفاع بومی هزاره اعلام شده است.! به نظر میرسد از کلمه مقدس صلح در اینجا سوی استفاده شده است زیرا اولا" که این مناطق متعلق به افراد بومی آنجا میباشد و متجاوزان کوچی که ادعا دارند سند مالکیت دارند! باید از آنها پرسیده شود: چی کسانی این سند هارا به آنها داده اند وتحت چه شرایطی پای این اسناد امضا شده است.؟!!! دوما" زمانیکه عده ای حال به هربهانه ای به سرزمینی تجاوز کنند وافراد بی گناه رابکشند وخانه ها را آتش بزنند واموال مردم را تاراج کنند! دیگر صلح بی معنی خواهد بود. بلکه در قدم اول عقب نشینی بدون قید شرط متجاوزان به طور کامل صورت بگیرد وخسارت مردم بی دفاع بومی پرداخت شود.
۲- تجربه نشان داده است که در طول تاریخ هرگونه صلح ومصالحه این چنینی جز ضرر وزیان هیچ فایده ای به حال هزاره ها نداشته ونخواهد داشت. زیرا امضا کنندگان طرف متجاوز عقیده به صلح ومصالحه ندارند وبارها مفاد چنین صلح نامه رازیر پا گذاتشته اند.
۳- امضا هرگونه تفاهم نامه ویا صلح نامه از طرف هر شخصی که باشد خیانت به مردم بومی هزاره خواهد بود. زیرا کوچی هیچ حقی در مناطقی هزاره جات نداشته وندارند وهر آنچه در طول یک قرن گذشته انجام شده عمل نامشروع غصب بوده.!
۴- جناب خلیلی صاحب ومحترم محقق شما در ایام انتخابات ریاست جمهوری زمانت نامه پنج ساله گرفته بودید. امید وارم با امتیاز ندادن به کوچی های متجاوز خدمت کوچکی به ملت خود کرده باشید.

... وبازهم کوچیها ومردم بی دفاع هزاره!


صفحات اینترنت وخبرگزاریها، باز هم بوی تعفن میدهد! هر ساله در چنین مواقعی سروکله غاصبانی بنام کوچی! در سر زمین هزاره ها خود نمایی میکند.!

برای شناخت کوچی فقط کافی است نام آنرا در گوگل تایپ کنید تا متوجه بشوید با انسان های جاهل وبی رحمی طرف هستید. انسانهای که میراث خور اجداد از خدا بی خبر شان شده اند. اجدادی که به ناحق قومی را نابود و سرزمینی مردمی بنام" هزاره" را غصب کردند! وآنرا ملک شخصی خود خواندند.!
در فصل بهار وهنگام کشت وزراعت کشاورزان هزاره، وزمانیکه چشم ها به آسمان خدا ورحمت او بنام باران دوخته میشود تا قطره قطره ببارد وبرزگی خداوند برای بندکانش ثابت شود. وهزاره ها هم با امکانات اندک با کاشت گندم در دشتها ومراتع از محبت خدای خود تشکر میکنند ودا دانه گندم را در زیرخاک میکارند ومنتظر میمانند تا رحمت خداوند افزون گردد.
درست زمانیکه آنها نتیجه زحمات شان را به چشمان خود میبینند وبعد از نماز شب سجده شکر در برابر نعمت های خدای خود به جا می آورند تا ثابت کنند بندگان زحمتکش ودرست کاری هستند. اما به ناگاه صبح که از خواب برمیخیزند تمام آن نعمتهای خوب خدارا با خاک یکسان مبینند! به فاصله یک شب فقط یک شب تمام زحمات چند ماهه آنها پایمال شتران، واحشام افراد انسان نما بنام کوچی میشود. مکان های که تا شب قبل سر سبز وپر از جوانه های گندم بود، فقط به فاصله یک شب وبه جای جوانه های گندم فقط خاک است و خاک!!! ونا امیدی مردمی بنام هزاره.
این تراژدی چند نسل است که در بین هزاره ها تکرار میشود. ومتاسفانه کسی هم نیست که فکری به این وضعیت تاسف بار بکند.

بدون شک اگر از یک فرد هزاره برگترین خاطره ای بد زندگی او را بپرسید، همین بی رحمی وتاراج زندگی آنها توسط کوچیها میباشد. وبزرکترین نگرانی آنها در تمام عمر باز هم همین کوچیها وبازگشت هرساله انها میباشد.!

عکسها از وبلاگ:http://zahirnazari.blogspot.com/

... ودلهای مضطرب چشمان نگران... وتکرار تراژدی... بلی باز هم کوچیها آمده اند.!