درباره من

عکس من
تهران, Iran
با سلام؛ این وبلاگ برای آرشیو نوشته هایم است. به عبارت یک بک آب به حساب می اید.بنا براین خیلی دیر به اینجا سر میزنم در صورت که با نویسنده کار ضروری دارید، لطفا" به این http://hydari44.blogfa.com/ وبلاگ بیاید و یابا این ایمیل تماس بگیرد hydarie@yahoo.comبا تشکر

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

مصر وافغانستان، یک مقایسه کوچک!

مصر وافغانستان، یک مقایسه کوچک!
منبع: وبسایت غرجستان
بلاخره مبارک بعد از سه هفته اعتراضات مردمی به تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۲۲ خورشیدی مجبور شد استعفا کند.
تحولات مصر را اگر از نزدیک نگاه کنیم بدون شک درسهای به ما میدهد وتجربه های مارا افزون میکند اولین درسی که از این تحولات میگریم اعتراض ومقاومت مردم برای خواسته های واقعی بدون عقب کشیدن ونا امید شدن است. همان طور که میدانید سه هفته است که مردم مصر با اعتراضات شبانه روزی خود تلاش کردند تا به سران حکومت مصر مخوصوصا” حسنی مبارک بفهماند وبقبولاند که دیگر در مصر جایی ندارد.
مردم مصر تا ثبات سیاسی،اجتماعی واقتصادی راه طولانی وپر پیچ خمی دار پیش دارند من امیدوارم که مردم مصر به خواسته های برحق خود برسند.
اما در طرف دیگر قضیه مبارک وترک قدرت است که خیلی میتواندبرای همه مردم دنیا مخصوصآ حاکمان مستبد ودیکتاتور وخود خواه وخود پسند  سرمشق باشد.
در خبر ها شنیدیم که مبارک رفت! استعفا داد! آنهم بعد از ۳۰سال حکومت بر یک کشور بزرگ وبا مردمان متمدن مانند مصر که یک قطب جهان عرب وخاور میانه میباشد، ولی هیچکس برای چند لحظه هم که شده خودش را ویا حاکمان سرزمین خود ش را به جای مبارک فرض نکرده و ترک قدرت را حس نکردند تا متوجه بشوند که مبارک دست به چه کار بزرگی زده است.
من از سابقه چگونه حکومت کردن مبارک اطلاعی چندانی ندارم وحقیقتا نمیدانم او در زما زمامداری ۳۰ ساله اش با مخالفانش چگونه رفتار کرده است. مثلا چند نفر را زندانی ویا اعدام ویا تبعید کرده ولی آنچه که در این سه هفته گذشت به نظر من مبارک انسان عاقل، فهمیده  وسیاست مداری باشعوری میباشد.
ما نباید فراموش کنیم که مبارک رئیس جمهور مصر بود او تمام امکانات را  که یک دیکتاتور میبایست در اختیار داشته باشد، داشت. او میتوانست به راحتی مانند دیگر دیکتاتور ها بکشد، ترور کند، بدزدد، زندانی کند شکنجه کند و برای ماندن به هردری بزند که این ماندن در راس قدرت ونرفتن خصیصه اصلی همه دیکاتور های جهان میباشد.
برای روشن شدن بهتر قضیه راهی دوری نمیروم وبه تاریخ نه چندان دور کشور خودمان افغانسنتان سری میزنیم.
بعد از سقوط دولت کمونیستی در افغانستان روی کار آمدن مجاهدین در افغانستان قرار براین شد که سران جهادی ویا همان جنگ سالاران برای فروکش کردن عطش ریاست طلبی وحس لذت بردن رئیس جمهور شدن به مدت دوماه نوبتی مقام ریاست جمهوری را در اختیار داشته باشد.
در مرحله اول حضرت مجددی صاحب رئیس جمهور شد مدت ۶۰ روزه ریاستش زود تر ازآنی که فکر میکرد تمام شد او از مقام خود کنار رفت وهمین کنار رفتن او بدون جنجال های سیاسی در آن زمان باعث شد که درحال حاضر مردم افغانستان حساب وِیژه برای او باز نموده واورا به عنوان ریش سفید وزعمای جنگ سالاران قبول داشته باشند.
اما  نوبت به برهان الدین ربانی رسید وبعد از گذشت مهلت ۶۰ روزه همه انتظار داشتند که او استفعا دهد ولی هرچه گذشت او استعفا نداد ومزه ریاست وعنوان رئیس جمهور برای او وحزبش مزه دیگری داشت واین مزه سالها طول کشید وچه خانه های که خراب شد وچه جوانانی که کشته شد وچه اسیب های که  به مردم وکشور رسید وچه زنانیکه بیوه شد  وچه طفلانی که زیر پای نیروهای به اصطلاح جهادی لیه شدند ومردند وووو .. اگرربانی سر موعد از مقام ریاست جمهوری استعفا میداد کشور ما به سمت سویی دیگری میرفت.
این فجایع واتفاقات در حالی رخ داد که همگان میدانستند که ریاست جمهوری در آن زمان طبق اوضاع واحوال آندوره نامی بیش نبود وکسیکه که اهمیتی نمیداد مقام ریاست جمهور بود. کسانیکه در ان دوره حضور داشتند حتما” میدانند که برای دولت انزمان القاب مختلفی گذاشته بودند القاب مانند دولت یک حزب، دولت چهار خیابان کابل، وبعد تر، دولت بدخشان ویا دولت یک ولایت وکاریکاتوری در نشریات چاپ میشد  مضمونش این بود که صندلی ریاست جمهوری چسپ دوقولو دارد هرکسی رویش بنشیند به صندلی میچسپد ودیگر نمیواند بلند شود.
ومثال دیگری که میتوانم بگویم همین انتخابات ریاست جمهوری در زمان فعلی است که همه میدانند با چه افتضاحی جناب کرزی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند حال اگر این اتفاقات واعمال مردمان خودمان را با اتفاقات مصر وریاست ۳۰ ساله حسنی مبارک مقایسه کنیم در می یابیم که او دارای عرت نفسی بالاتر ودرک شعور سیاسی بهتری نسبت به دیگر دیکتاتور های جهان میباشد.
شاید در اینجا برخی صاحب نظران عقیده داشته باشند که مبارک نه به اختیار خود رئیس جمهور بود ونه با اختیار خود استعفاداد بلکه این امریکا بوده و هست که به او دستور میدهد که چه کار کند. من این تفکر را رد نمیکنم ولی میخواهم یک موضوعی را عرض کنم که تمام کشور های خاور میانه مانند مصر وبلکه بد تر از مصر دارای حاکمان مستبد ودیکتاتور میباشند دیر یا زود ما در این کشور ها شاهد تغییرات نحوه اداره حکومت خواهیم بود. من دوکشور را مثال میزنم عربستان وسوریه! در هردوی این کشور احتمال وقوع اعتراضات مانند مصر وتونس وجود دارد. به نظر شما رفتار حاکمان این دو کشور در زمان اعتراضات مردم مانند رفتار دولت مردان حسنی مبارک خواهد بود؟!

ایجاد پایگاه نظامی(دائم) امریکا در افغانستان، آری یانه؟!

چند روزی است که بحث ایجاد پایگاه دائمی نظامی آمریکا در افغانستان، در رسانه های اینترنتی سر زبانها هست. عده موافق وعده دیگر مخالف ایجاد پایگاه نظامی دائم آمریکا در افغانستان میباشند.من هم مثل دیگرهموطنانم حق کوچکی دارم تا در این باره مختصری بنویسم ونوشته ام را با دوستانم در فضای مجازی به اشتراک بگذارم.
در فضای مجازی دراین مورد بحثی فروان شده است وتا آنجایکه من دیدم اکثریت مردم عادی حاضر در فضایی مجازی موافق ایجاد پایگاه نظامی "دائم" آمریکا در افغانستان میباشند.
بهتر است بدانیم که در شرایط فعلی  موافقت ومخالفت مردم تاثیری چندانی در روند ایجاد شدن ویا نشدن این پایگاه نخواهد داشت ولی اظهار نظر برای تمام مردم افغانستان آزاد ولازم میباشد وحداقل فایده اش این است که اولا" از نظرات همدیگر مطلع میشویم وثانیا"در حافظه تاریخ میماند.
قبل از مخالفت ویا موافقت بهتر است نگاه وضعیت گذشته وحال افغانستان بیندازیم تا بهتر متوجه بشویم که مخالفت مفید واست ویا موافقت.!
بدون شک هیچ کشوری وهیج شخصی دوست ندارد تحت استعمار کشور بیگانه باشد وبرای این تحت استعمار نبودن هیچ دلیلی لازم نیست زیرا خداوند همه انسانها را آزاد خلق کرده است.
دیر زمانی نمیگذرد که پدران ما با بیل وکلنگ تیشه وتبر به دفاع از کشور افغانستان به پا خیستند وسالها علیه شوروی سابق چنگیدند. بر کسی پوشیده نیست که هدف آنها جز دفاع از میهن وناموس شان چیزی دیگری نبود ودر این راه جان فشانی های فراوان کردند واز سر وجان گذشتند وشهید ومجروح شدند. وسرانجام شوروی سابق حال به هردلیلی که بود از افغانستان خارج شد ومردم مارا با یک کشور سوخته ومردمان عقده ای وبی سر سامان به امان خدا رها کردند ونتیجه اش هم این شد که اقوام مختلف به جان هم افتادند وهمدیگر را قتل عام کردند وسر انجام انچه بعد از گذشت 30 سال خانمان سوزی میراثی که به یادگار مانده هرچه باشد افتخار وسر بلندی نیست بلکه آنچه به خاطره ها سپرده شده است، گور های که دسته جمعی است، میخ های که برسر کوبیده شده است، نفرت که پایانی ندارد ، عقده ای که خالی نمیشود، جهالتی تمامی ندارد و... .!
شکی نیست که در به وجود آمدن وضعیت کنونی مردم افغانستان و این همه بد بختی وآوارگی مردم ما، آمریکا دخالتی مستقیم داشته و دارد وهم اکنون هم  در افغانستان حضور  دارد وتمام امورات کشور با مشورت آنها انجام میشود وتمام اماکن حساس نظامی وغیر نظامی تحت کنترل آنها میباشد. پس آنها هست! چه ما بخواهیم وچه نخواهیم.
آمریکاقرار است که در سال 2014 افغانستان را ترک کند. تمام مردم افغانستان به محض شنیدن این خبر تنشان به لرزه می افتد وفورا" به فکر سکونت ومهاجرت به کشور خارجی می افتد وهمین امید کوچک وروزنه کم نور که بر اثر حضور نیروهای خارجی به وجود آمده از بین میرود وتبدیل به تاریکی محض میشود.
سخن کوتاه کنم. مردم جهان باید بدانند که تکلیف ملت افغانستان روشن است. آنها از هر کشور خارجی که قصد استعمار افغانستان را داشته باشند بیزار هستند سابقه تاریخی ومبارزاتی آنها گواه براین ادعای من است اما با شرایط به جود آمده طی سالهای گذشته توسط کشور های خارجی ذی دخیل در مسایل افغانستان عامل زیر باعث شده است که آنها با ایجاد پایگاه دائمی نیرو های نظامی آمریکا موافق باشند.
مردم افغانستان از وضعیت فعلی ناراضی هستند وعلت این نارضایتی کم کاری وحسن نیت نداشتن کشورهای خارجی حاضر در افغانستان میدانند وعقیده دارند که آمریکا توان این را دارد که به وضعیت موجود افغانستان سر وسامان بدهد ولی از عمد نمیخواهد این کار را بکند. علت این کار شان هم این است که با وضعیت فعلی منافع که آنها مدنظر دارند تامین نمیشود وبا بستن قرارداد رسمی که منافع دراز مدت آنها را تامین کند وضعیت افغانستان هم سر سامان خواهد یافت. بنا براین مردم  برای انتحاب دو گزینه بیشتر ندارد. گزینه اول ادامه  وضعیت فعلی وگزینه دوم بستن قرار داد با آمریکا.
اگر چه مردم با درک این موضوع که بستن چنین قرار دادی برای یک کشور کار آسانی نیست ولی مجبور هستند بین گزینه بد و بدتر،  بد را انتخاب کنند ودلیلی این انتخاب هم این است که  عقیده دارند وامید وار هستند آمریکا بعد از بستن قرار داد در انجام وظایفش در افغانستان کوتاهی نکند.
 

خبرگزاری های ایرانی وکشف کارشناس

 
چند روز است که خبرگزاری های ایرانی در بدر به دنبال کار شناسان افغانستانی هستند واز زیر هر بوته ما شا الله یک کارشناس بیرون میکشند.خب این که خیلی خوبه ولی خوب تر وجالب تر اینکه همه این کار شناسان هیچ کدام خلاف میل این خبرگزاری ها صحبت نمیکند وگپ نمیزند.

پ.ن: چند روز قبل نماینده اخوان المسلمین مصر با بی بی سی مصاحبه میکرد وخبرنگار بی بی سی در باره موضوع گیری ایران از او سئوال کرد واو گفت: ما از ایران و مخصوصآ امام خامنه ی تشکر ویژه داریم.(نقل به مضمون) جای شما خالی از طرز صحبتش  با بی بی سی کیف کردم.
 

پشنهاد موثر جهت رفع مشکل رای های سفید پارلمان افغانستان!

 
این روز ها پارلمان افغانستان اسیر چند رای سفید شده است.یعنی اینکه بعضی از نمایندگان با دادن رای سفید از انتخاب شدن رئیس پارلمان جلوگیری میکند.
خانم رضایی نماینده ولایت خودما غزنی، در برنامه کنکاش  شبکه طلوع میفگت: اگرچه رای های سفید طبق ماده 106 قانون اساسی حق نمایندگان میباشد ولی بعضی از نمایندگان از این حق به عنوان حربه سیاسی استفاده میکنند.
ماجرای انتخاب نشدن ورای نیاوردن  در تمام دنیا به مشکل لاینحل تبدیل شده است. وروش های مختلفی هم برای قانع ویا تنبیه کردن کسانیکه زنگ مخالف میزنند وجود دارد ویا بعضی ها اختراع میکنند.
در یونان باستان هم از چنین روش های استفاده میشده ولی آنچه که درحال حاضر رخ داده موارد زیر میباشد.
در سال 2006 میلادی در شهر پریرا کشور کلمبیا در درگیر بین باند های مافیایی 480 نفر کشته شد وظاهرا" از دست کسی هم کاری بر نمی آمد.! اما زنان این شهر با تشکیل یک جنبشی به نام ""زانوهای بسته "" از همخوابگی با همسران شان امتناع کردند  ودست به اعتصاب زدند. البته تا زمانیکه مردان خلافکار اصلحه های شان را زمین بگذارند وادم شوند.
ویا مثلا" در در کشور بلژیک، احزاب سیاسی با اینکه انتخابات برگزار شده ولی این احزاب موفق به تشکیل دولت ائتلافی نشده اند این کشور 241 روز است که بدون دولت قانونی به سر میبرند.
در این میان یکی از سناتور های زن بنام "تمرمن" پشنهاد کرده است که اگر چنانچه مردان از خر شیطان پائین نیایند ودولت تشکیل ندهند بزودی با تحریم واعتصاب همخوابگی از طرف همسران شان مواجه خواهند.
در چنین شرایطی طبق راویان اخبار وناقلان آثار تعداد حدودا"50 نفر از نمایندگان در هر نوبت رای دهی به جای  استفاده از حق قانونی خود آنرا به صورت حربه سیاسی در آورده وبا اعلام جنگ آنهم با پرچم سفید(برگه رای سفید) در کار مجلس اخلال ایجاد نموده وروال طبیعی هیئت محترمه مجلس را مختل میکنند واین با اینکارشان ضربه مهلک وجبران ناپزیری بر پیکره دموکراسی  نو پای افغانستان میزنند.! واین کارشان بیشتر ازهمه به مزاج خانم ها که  بیشتر اهل قانون ومنطق هستند خوش نیامده وخانم شکریه بارکزایی علنا" تهدید نموده وگفته اگر چنانچه این عده از نمایندگان وهوا داران بیرونی شان دست از لجاجت برندارد، آنوقت ما دست به کار شده واقدام خواهیم کرد این هشدار جدی است ودر آینده از ما گیله نکنید. وچیزی که خیلی این خانم ها وتعداد از نمایندگان مرد که در این دوره برای اولین بار به مجلس راه یافته اند، تاکید میکنند که ماده 106 قانون اساسی مو به مو اجرا شود وهیچ کدام مصلحت  که در دوره های قبل وجود داشت این دوره دیگه به درد نمیخورد وقانون باید صاف وبدن هیچ گونه آلودگی از قیبل دعا وثنا،قرائت فاتحه و ذکرصلوات وپیش کشیدن ریش سیاه وسفید  واین چیز ها نباید باشد وتنها مشکل این است که هیچ کس نمیداند که چه کسی با پرچم سفید میجنگد؟!
بعضی کار شناسان این کار را یک کار شیطانی دانسته وگفته این حرکت عین نامردی است بنا براین وبا این شعار معلوم میشود که زنان در این اخلال گری نقشی ندارند وعده آنرا مساوی با گذاشتن قرآن بر نیزه دانسته وپای تاریخ وخواریج وجنگ های زمان صدر اسلام را پیش کشیده است. الله اعلم
این حقیر سر تاپا تقسیر پشنهادی دارم برای اجرای شدنش دست به دامان نه ببخشید چادر خانم های محترمه افغانستان میشوم ومیگویم حال که همه چیز در حال روز دموکراسی اجرا میشود وقرار است حقی از کسی ضایع نشود بهتر این جماعت دست به کار بزرگی بزنند وخودی نشان دهند ودر این راه تنها هم نیستند تعداد از خانم های وکیل پارلما هم با انها هست وکاری بکنند که در تاریخ ثبت شود ودست به اعتصاب بزنند وبه مردان بفهمانند  ویگویند آنجا طویله که نیست  ومردم افغانستان هم حیوان نیست که شما با پرچم سفید(برگه رای سفید) با همدیگه میجنگید واز پارلمان که به خانه آمدید به ریش همه میخندید ومیگوئید والله هیچکس نفامید که مه رای سفید دادوم.!
البته اگرچه دوهفته بیشتر نیست که در پارلمان افغانستان رئیس انتخاب نمیشود وفکر نمیکنم این مدت خیلی زیاد ونگران کننده باشد اما به نظر شما سرنوشت پارلمان افغانستان به کجا ختم خواهد شد؟
  با اینکه مردان افغانستانی زن ذلیل نیستند وبعضا" هم دارای زوجه های متعددی هستند این روش میتواند موثر باشد؟
وسئوال اساسی تر ومهم تر اینکه در سرزمین افغانستان با مردان چند زنه وریش های 20 سانتی و تعصب مضاعف قومی ومذهبی اصلا چنین زنی پیدا خواهد شد که چنین پشنهادی موثر وکمر شکن را بدهد؟!
 

۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

به دنبال دیو های پشت کوه قاف!

به دنبال دیو های پشت کوه قاف!

در فیلم سینمایی حیران   ساخته شاليزه عارفپور گارگردان جوان ایرانی که در سال ۱۳۸۷ ساخته شد، درابتدایی فیلم ماهی، همسر حیران(جوان مهاجر افغانستانی) زمانیکه در اردوگاهی به دنبال شوهرش میگردد دیالوگی را با خود زمزمه میکند ومیگوید: من در کجای این مردم قرار دارم(منظورش مهاجرین داخل اردوگاه که در حال انتظار اخراج از ایران میباشند است). بهار سال ۱۳۹۰ دقیقا ۲۲ سال است که در عالم هجرت وغربت زندگی میکنم وهفته بعد تولد دوسالگی وبلاگم میباشد.
حال بعد از این همه سال زندگی در هجرت ودوسال نوشتن بدون وقفه در فضای مجازی، جای بنام وبلاگ حالا از خودم میپرسم: حقیقتا" من در کجای این مردم مهاجرقراردارم اول،وسط ویا آخر؟!
در این دوسال هرچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم ونویشتم ودر وبلاگ گذاشتم.
مطالب وبلاگم جنبه انتقادی دارد ودر این مدت از هرکسی واز هرچیزی نوشتم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مهاجرت. سعی کردم با خودم رو راست باشم وهیچ وقت خودم را سانسور نکنم مگر در موارد که احساس خطر کردم ومجبور شدم و از نوشتن  وپرداختن به برخی موارد صرف نظر کنم که به نظرم با وضعیتی که دارم منطقی باشد.
وبلاگم در دسته قرار میگیرد که حاوی بازگو کننده وقایع که دور برم میگذرد هست وچیزی نو که به دانش خوانندگان بیفزاید  وجود ندارد.
بار ها در این وبلاگ ویا به طور خصوصی خدمت دوستان عرض کرده ام که تمام توانم را شما در این وبلاگ میتوانید ببینید من همینم!  کسیکه آرزو دارد مطلبی که نشر میکند از نظر نوشتاری غلط نباشد وجملات صحیح بدون اشتباه نشرشود حکایت من ونویسنده های واقعی حکایت کفش نقره ای وپای چوبی است.
اگر خواننده وبلاگم باشید حتما میدانید که گاه گداری با نوشتن مطالب این چنینی سعی میکنم حداقل به خودم بگویم وتلنگری بزنم که کی هستم.
در این دوسال هر زمان که به طور جدی در باره موضوعی نوشتم سریعا" توسط خوانندگانم به انتقاد گرفته شدم وسعی کردم به تک تک جملات شان توجه کنم ومد نظر داشته باشم. در باره مهاجرت واوضاع خراب شان هرچه بنویسیم به نظر بی فایده ومانند کوبیدن آب در هاون میباشد وهرچه مینویسم ونه تمامی دارد ونه سود ومخاطب اصلی ام نه میخواند ونه میشنود ویا شاید اهمیتی نمیدهد.
 سال گذشته در باره مسایل تهاجم کوچیها ومشکلات داخل کشور نوشتم که دوستی شدیدا" انتقادکرد که شما از چیزی که خبر نداری چرا مینویسی ودر باره وضعیتی مهاجرین مقیم ایران نوشتم دوستی دیگری  انتقاد کرد ه گفت چرا ابروی مارا میبری!
در تازه ترین اتفاق که برایم افتاده این است که بعد از نوشتن مطلبی به عنوان یک جفت قناری درتلویزیون ایران در وبسایت غرجستان باز هم سیل انتقادات سرازیر شد.
چیزی که خیلی جالبه این است که دوستان میگویند شما قبل از نوشتن باید تحقیق کنید به عنوان مثال دکتر شریعتی برای هزاره ها یک گنج است ونمعتی دست نیافتنی بنا براین نباید علیه او  چیزی نوشت ویا برادر عزیز ما ملیک شفیعی مردی بزرگی است و مستند ساز است زحمت زیاد برای جامعه هزاره کشیده واز چند کشورجایزه گرفته او هم از خودما است.
حقیقتا نمیدانم چه کنم؟ از کی بنویسم؟ از چه بنویسم؟ یکی داخلی است ومن مهاجرم نباید در باره آنها بنویسم! دیگری مهاجر است ودل نازوک ممکنه در غربت دلش بشکند. آن یکی هم هزاره است دکتر است مهندس است  از خودما است نباید چیزی در باره اش نوشت.
نتیجه اخلاقی این قضیه این میشود که مرگ خوب است! ولی برای همسایه.
فکر میکنم از این به بعد برای سوژه های انتقادی باید دنبال دیو های پشت کوه قاف بیگردم، همان های که مادرم در شب های سرد وطولانی زمستان هزاره جات در نقل افسانه هایش تعریف میکرد چونکه آنها غریبه تر از آنی هست که کسی هوای شان را داشته باشد.

یک بر صفر به نفع ایران!

یک بر صفر به نفع ایران!

پناه برخدا!
بعضی آدم های ساده مثل من اگر دروسط عمرش دیوانه شد وسر بر بیابان گذاشت اصلا تعجب نکنید.
یادتان که هست! وسط زمستان ودر یخبندان به یکباره جلوی تجارت تیل گرفته شد ودولت ایران نگذاشت تانکر های تیل خریداری شده ی  تجار افغانستانی وارد خاک کشور مان بشود.!
باور کنید در تمام آن مدت من هم مثل دیگران از خودم میپرسیدم چرا؟!
از اول هم معلوم بود که استفاده کردن ناتو از این نفت وارداتی فقط بهانه بیش نیست چونکه ناتو در افغانستان آنقدر قدرت دارد که اولین نفت وارداتی را خودشان استفاده کنند.
در این میان دولت افغانستان متاسفانه با ملت صادق نبود وبا کتمان حقیقت وخواسته واقعی ایران، از یکطرف فشار روحی وروانی واز طرفی تقبل هزینه های سنگین مایحتاج زندگی براثر گرانشدن نفت وبد تر از همه ابراز احساسات به صورت تظاهرات مردمی وباقی قضایا که بوی گندش همه دنیا را فرا گرفت که همه شما اطلاع دارید ونیازی به تکرار نیست.!
اما سر انجام بعد از مدت معلوم شد که کل هدف ایران از جلو گیری تانکر ها این بوده که دولت افقانستان را مجبور کند که تیل مورد نیازش را از ایران بخرد. در واقع خواسته ایران این بوده که ما همسایه هستیم حق اب گیل داریم یا از ما نفت بخر ویا اصلا" نخر!!!
در اخرین خبر که امروز۱۸/۱۱/۱۳۸۹ بی بی سی نشر کرده است فرار دادی بین ایران وافغانستان منعقد شده است که سالانه دومیلیون تن بنزین وگازوئیل تولید داخلی ایران به افغانستان صادر شود.
جالب است بدانید که در این قرارداد گفته نشده است که آیا ناتو میتواند از این نفت استفاده کند یاخیر.!
بعد از عقد این قرارداد بین ایران وافغانستان سایت تابناک مطلبی را نشر کرده است میتوانید در ادامه بخوانید.
آنچه روابط تهران – کابل را بعد از سال ها از حالت سکون و يکنواختى خارج کرد، يک رشته سوءتفاهم هاى سياسى بود که دو کشور ترجيح مى دادند باب سويه سياسى اش را باز نکنند تا رويشان به يکديگر باز نشود. در مدت چند هفته اى که تانکرهاى سوخت در پشت مرزهاى ايران مانده بود و صداى تاجرهاى افغان و سپس مصرف کنندگان سوخت در افغانستان را درآورد، هيچ دليل روشنى براى توقف تانکرها از قول دو طرف بر زبان نيامد و يک طرف مى گفت مساله اى نيست و قضايا به زودى مرتفع مى شود و طرف ديگر اگر خيلى دست بالا مى گرفت، لب به گلايه مى گشود و مى گفت اين رسم همسايگى و دوستى چندساله نبود.

ايران بهترين شکل مواجهه را با اعتراض هاى رخ داده در افغانستان برگزيد و اگرچه در مقطعى، سفير ايران در کابل از دولت افغانستان خواستار دستگيرى عوامل معترض در مقابل ساختمان سفارت شد و بگومگويى را با رسانه هاى اين کشور دامن زد، اما روى هم رفته رفتار طرف ايرانى موجب جلوگيرى از برخوردها و اعتراض هاى بعدى و در نتيجه، فراموشى تيرگى ها و بدبينى هاى رايج شد.

کار به جايى رسيده بود که مسئولان تجارت و اتاق بازرگانى افغانستان که زير فشار افکار عمومى و رسانه هاى کشورشان قرار داشتند، اعلام کردند در صورت ادامه توقف تانکرهاى سوخت، تمام مراودات اقتصادى با ايران را معلق مى کنند و براى جايگزين کردن مسير ترانزيت سوخت نيز به همسايگان ديگرشان رو مى زنند. حتى اين شرايط هم سبب نشد که دليل خاصى براى توقف چند هفته اى تانکرها اعلام شود و دو طرف ترجيح دادند به جاى گشودن و تعميق موضوع به رفع مشکل بپردازند.

حالا با گذشت يک ماه پر ابهام و بى ديالوگ، اختلاف هاى ترانزيتى تهران و کابل با یک قرارداد جدید برای صادرات و ترانزیت محصولات سوختی حل شده و افغان ها اميدوارند بعد از اين قرارداد نوسانات مشابهى روابط دو دولت را تحت الشعاع قرار ندهد.

طبق وعده اى که هفته گذشته مبنى بر سفر قريب الوقوع يک هيات بلندپايه افغان براى مذاکره درباره مناقشات ترانزيتى داده شده بود، عصر روز شنبه عمر زاخیلول وزیر مالیه و عبدالهادی ارغندیوال وزیر اقتصاد افغانستان به ایران آمدند و با مسعود میرکاظمی وزیر نفت دیدار و گفتگو کردند.

گفته مى شود مذاکرات سوختی مقام هاى دو کشور پشت درهای بسته در وزارت نفت و با محوریت نحوه انتقال سوخت به افغانستان - شامل مکان و زمان تحویل محصولات نفتی – انجام شده است. گزارش هاى کلى منتشر شده از اين ديدارها حاکى است دو طرف ابتدا درباره چارچوب قرارداد نهایی به توافق رسیده اند و مذاکره روی برخی از مسائل حقوقی و قراردادی زمان بيشترى را به خود اختصاص داده است. از شنيده ها اين طور برمى آيد که قیمت فروش فرآورده های نفتی و ترانزيت نيز در این مذاکرات محل بحث بوده است.

تنها موضوعى که تا امروز مکتوم مانده بود و افغان ها را نگران مى کرد، مشخص نبودن گره کار در دو ماه گذشته بود. اغلب رسانه هاى متمايل به غرب در افغانستان معتقد بودند که ايران به راستى از ارسال مواد سوختى به افغانستان نگران است و اين نگرانى بيشتر از اين جهت است که نيروهاى امريکايى از آن برخلاف منافع و مصالح تهران استفاده کنند. درواقع بالا رفتن نياز افغانستان به سوخت و افزايش يکباره حجم صادرات مواد نفتى به اين کشور، ايران را نگران کرده بود که چرا افغانستان بيش از ميزانى که در گذشته مصرف مى کرد، سوخت وارد مى کند؟ اگرچه دولت افغانستان و نیروهای ناتو اعلام کردند که اين مواد تنها به مصرف شهروندان مى رسد، اما این اظهارات نتوانست شک و تردید مقام هاى ایرانی را رفع کند.

اکونومیست در اين باره نوشت: "همزمان با افزایش نیروهای امریکایی در افغانستان و ازدیاد عملیات های نظامی ناتو در نقاط مختلف این کشور، واردات سوخت از ایران در سال 2010 بیش از دو برابر افزایش داشته که به باور ایران این یک امر تصادفی نیست و اين ميزان سوخت بیش از نیازمندی مردم است. از آنجا که امریکایی ها در افغانستان و پاکستان در تلاش براى ایجاد و تقويت جنبش هاى جدایی طلبانه در میان بلوچ ها هستند، ايران نگران است که با دست هاى خودش به اين روند کمک رسانى کند."

وزير ماليه افغانستان نيز بعد از بازگشت به کشورش در يک نشست خبرى ضمن تشريح توافقات حاصل شده با ايران گفت: "طرف ایران تشویش از این داشت، سوختى که از ایران وارد افغانستان می شود به قوای آیساف داده شود. البته تشویشی بود که واقعیت نداشت. ما در این مورد دلایل قانع کننده اى ارائه کردیم. افغانستان به اين دليل سوخت از راه ایران وارد می کند که ارزان تمام می شود. آیساف و ناتو پول کافی در اختیار دارد و می تواند از راه های دیگر سوخت وارد کند. همچنين تحريم هاى وضع شده بر ایران این اجازه را به آیساف و ناتو نمی دهد که سوخت را از طریق ایران وارد افغانستان کنند."

نکته ديگرى که ماحصل مذاکرات سوختى ايران و افغانستان به شمار مى رود، احتمال منتفى شدن تهيه گازوئيل موردنياز افغانستان از کردستان عراق و جايگزين شدن ايران به جاى آن است. ایران در اين مذاکرات عنوان کرد که سوخت منطقه کردستان بی کیفیت است و با موافقت طرف افغانى و بر اساس یک قرارداد تازه، مقرر شد گازوئيل ایرانى جايگزين گازوئيل عراقى شود.

حميد حسينى رئیس اتحادیه فرآورده‌های نفتی ایران با بیان اینکه خود عراق به طور متوسط روزانه یک میلیون لیتر گازوئیل از ایران وارد می‌کند، به هيات افغان گفت: "این کشور (عراق) ظرفیت مازادی برای صادرات گازوئیل به افغانستان ندارد و سوخت صادراتی به افغانستان به هیچ‌ وجه از استانداردهای لا‌زم برخوردار نیست."

اين استدلال نتيجه بخش بود و متعاقب آن وزير ماليه افغانستان اذعان کرد که "سوخت توليد شده در ايران کيفيت و استاندارد مطلوب را دارد و قيمت آن نيز مقرون به صرفه است؛ بنابراين منطق حکم مى کند که عمده سوخت مورد نياز افغانستان از ايران وارد شود." با اين توافق احتمال تعلیق ترانزیت سوخت مایع از کردستان عراق به افغانستان وجود دارد. ‌

آنچه از فحواى مذاکرات و گفته هاى مسئولان دو کشور دريافت مى شود اين است که دو عامل اصلى زمينه ساز تنش هاى اخير و تعليق ترانزيت سوخت از ايران به افغانستان بوده است؛ مورد اول نگرانى ايران از مصرف سوخت ارسالى توسط ناتو و آيساف و مورد دوم انگيزه ايران براى فروش فرآورده هاى نفتى به افغانستان به جاى ساير فروشندگان. ظاهرا اين دو مقوله دغدغه هاى اصلى ايران در توقف تانکرها طى دو ماه گذشته بوده است.

در پايان تنها اين پرسش باقى مى ماند که اگر تصورات ضد امريکايى و نگرانى هاى امنيتى يکى از علل مشکلات ترانزيتى دو ماه گذشته محسوب مى شده، مسئولان افغانستان چه تضمينى در اين باره به تهران داده اند و آيا اين مشکل مجددا در آينده سر باز نخواهد کرد؟


نظرات بینندگان:
>>>   امروز افغانستان از جهات مختلف به ایران نیازمند است و طبیعی است که ما در جهت رفع این مشکلات به آنها کمک کنیم، چرا که همسایه ما بوده و در حوزه فرهنگ ایرانی هستند، به زبان فارسی صحبت میکنند، مسلمان بوده و برای چند دهه از جنگ و سیاست های دولت های استعمارگر و تبعات ان نیز رنج می برند، و........ با اینهمه دولت مردان ایرانی وظیفه دارند از هر فرصتی برای تامین منافع ملی ما بهره برده هوشمندانه، با تدبیر و خردورزی و نیز با نگاهی ملی و منطقه ای به مسایل فیمابین، آن ها راحل نمایند. مسله ی تقسیم آب رودخانه هیرمند یکی از این مشکلات است که بعد از گذشت چند دهه همچنان لاینحل مانده است و صدمات فراوانی از این رهگذر متوجه هموطنان ما در بخش سیستانی استان سیستان و بلوچستان شده و می شود که این آسیب ها جبران ناپذیر است و قطعا بعد از آزاد سازی قیمت بنزین معیشت ]نان سخت و سخت تر خواهد شد. با امید اینکه آقای صالحی وزیر محترم و جدید وزرات امور خارجه بتوانند با درایت و اقتدار این مشکل را بر طرف کنند.
تهران،محمد رضا میری، باستان شناس

>>>   از پیامدهای این تغییر و تحول می تواند به موارد ذیل اشاره کرد:
- بستن قراردادهای کلان روسیه با افغانستان (بجای ایران)،
- ایجاد بدبینی بین مردم افغانستان در خصوص ایران،
- تغییر رئیس اتباع خارجی ایران،

>>>   يكي از مفاد اين عهد نا مه مي بايست باز گشت مهاجران افغان به كشورشان باشد كه اين همه افغان در ايران زندگي نكنند وباعث برهم زدن امنيت و اسايش ورفا مردم نشوند تا بزرگترين جراحي اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي ، امنيتي در ايران حاصل شود.

>>>   بابا اين چه جوراطلاع رساني هست يه خورده خلاصه تر.رمان كه نمي خواهيد بنويسيد

>>>   مسئولين در خصوص باز گشت مهاجرين افغان به كشورشان ايا توافقي كرده اند؟ اين مهاجرين تا كي مي خواهند در ايران بمانند ؟ جنگ كه در افغانستان كه تمام شده پس كي مي خواهند بروند وميهن خويش كنند اباد.

>>>   خوب دیدن فایده نداره درامدشون پایین اومده میخوان قاچاق سوخت به افغانستان رو قانونی اعلام کنن

نگاه کوتاه به تحولات چهارده روزه مصر

نگاه کوتاه به تحولات چهارده روزه مصر
این نوشتن هم شده یک مرض برای من! هرچه خواستم قضیه مصر را بی خیال شوم نشد که نشد.
دوهفته از تظاهرات مردم مصر میگذرد در این مورد میشود هزاران جمله نوشت ولی کو حال وحوصله کو انگیزه تا بنشینی وساعتی، روزی را به نوشتن اختصاص بدهی.!
در باره تحولات مصر مختصر نکات که خیلی به نظرم جالب بوده را خدمت خوانندگان تقدیم میکنم.
1- اولین چیزی که خیلی در این تظاهرات به نظرم جالب امد خسارت های احتمالی بود که که به اموال عمومی وارد نشده است. جمعیت میلیونی آنهم با عصبانیتی که در صفحات رسانه ها دیدم ومتعاقب ان کمترین خسارت به اموال مردم از نکات حایز اهمیت این تظاهرات است.
((قابل توجه مردم عزیز ما افغانستان که آرام ترین تظارهاتشان با دسته بیل وگلنگ وچوب خرچوکه است))
2- مکان مشخص برای انجام تظاهرات واعلام خواسته های مردم(میدان التحریر)
3- بی طرفی ارتش وحایل شدن  بین مردم واموال دولتی.
4- شعار ندادن افراطی: در 14 روز گذشته وبا تحولات ودخالت های جا وبی جای کشور های خارجی چیزی که تغییر نکرده است خواسته ها وشعار های مردم مصر است.
5- دخالت نکردن مذهبیون الازهر. در بین تظاهر کنندگان خبری از روحانیون مصری، مخصوصا" الازهر  نیست این حضور چنان کم رنگ بوده که صدای آیت الله های مقیم قم را در آروده است.
6- دخالت منطقی امریکا وغرب در این تحولات وهدایت ان به سمت سوی که خود میخواهند.((هر روز طبق خواسته مردم مصر موضوع گیری کردند))
7- حمایت های احساسی مسئولان ورسانه های  خبری ایران در این قضیه.
8- تلفات جانی بسیار پائین که در پایان روز چهاردهم رسما 10 نفر کشته  اعلام شده است. که هیچ کدام تا حالا ثابت نشده که توسط گلوله نیروهای امنیتی کشته شده باشند. وجالتر اینکه از دستگیری وباز داشت حتی یکنفر هم گزارش نشده است.
نتیجه:
بعد از پی گیری خبر های 14 روزه به این نتیجه رسیدم که:
1- حکومت مبارک به پایان خود رسیده.
2- مردم مصر خیلی با شعور هستند. وخواسته  های صد در صد منطقی دارند. آنها به دنبال تغییرات واجرایی دموکراسی میباشند وبه این نتیجه رسیده اند که با حضور مبارک در قدرت جنین چیزی امکان پزیر نیست برای همین او باید برود.
3- علت تظاهرات مردم مصر نه فقر وتنگدستی و نه شکم سیری ودلخوشی زیاد ونه بر قراری حکومت اسلامی است بلکه خواسته آنها اجرای دموکراسی وانتخابات آزاد ومشارکت واقعی مردم در تعیین سرنوشت شان میباشد.
4- حکومت مبارک خیلی هم دیکتاتوری نبوده است. این را میتوان از رفتار وکردار دولت مردانش بعد ازآغاز تظاهرات مردمی به خوبی مشاهده کرد مخصوصا بعد از حادثه چهار شنبه گذشته وحمله افراد  شتر سوار به مردم در میدان التحریر وعذر خواهی رسمی نخست وزیر دولت در فردای آنروز ومهم تر از همه اینکه این حکومت مردم را خیلی محترم وبا شعور تربیت کرده است با تمام سخت گیری های که در 30 سال گذشته اعمال شده است ولی مردم نحوه اعتراض را به خوبی یاد گرفته اند این شعور دست یافتنی  نیست مگر با یک سرپرست با شعور.
5- کشور های خارجی تنها چیزی که به ان فکر نمیکنند منافع وخواسته ای مردم مصر هستند. برای من واقعا جای بسی تاسف است که که چرا کشور های خارجی به خواسته های مردم مصر توجه نمیکند وهر انچه مد نظر دارند منافع خود این کشور ها میباشد وهر کدام سعی دارند این حرکت واعتراضات را به سمت سوی که خود ومنافع شان ایجاب میکند هدایت وحمایت کنند.((موضوعی که تمام گرفتاری کشور ما ومردم ما است و طی سالیان دراز از آن رنج میبریم))
6- در چنین شرایطی نخبگان، اندیشمندان، نویسندگان، روحانیون وعلما واشخاص فرهیخته مصری وظیف بسیار سنگینی بردوش دارند تا با راهنمای های دلسوزانه  واگاهی دادن به جامعه جلوی هرگونه افراط وتفریط را گرفته واز افتادن مردم به  به ورطه نابودی جلو گیری کنند وحرکت اعتراضی مردم به سر انجام برسد. انشا الله

ظرف مدت سه سال حضور مهاجرین افغانستانی در ایران قانونمند و رسمي میشود

ظرف مدت سه سال حضور مهاجرین افغانستانی در ایران قانونمند و رسمي میشود

ورتال وزارت کشور ایران، از قول سردار سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نوشت:  قرار شده كه ظرف مدت سه سال حضور افغان ها را در كشور قانونمند و رسمي كنيم و ازهمين روباهمكاري ارگان هاي مختلف گام نخست يعني ثبت نام رسمي افغان هاآغازشده است.
اين مقام انتظامي در خصوص حضور اتباع بيگانه به ويژه افغاني ها و پاكستاني هاي غيرمجاز در كشور و برنامه ناجا براي برخورد با آنها ، گفت: حضور اين اتباع در كشور ما از چند جنبه بايد بررسي شود كه يك بخش آن مربوط به نياز بازار كار كشور ما به اين نيروها و بخشي ديگر مربوط به مسايل اقتصادي اين كشورها است.
احمدي مقدم اظهار داشت: حضور اتباع بيگانه غيرمجاز ، موضوعي نيست كه بشود در عرض مدت كوتاهي آن را حل كرد بلكه بايد طي يك روند زماني مشخص آن را مورد حل و فصل قرار داد كه خوشبختانه هم اكنون گام هايي در اين خصوص برداشته شده است.
وی گفت:  قرار شده كه ظرف مدت سه سال حضور افغان ها را در كشور قانونمند و رسمي كنيم و ازهمين روباهمكاري ارگان هاي مختلف گام نخست يعني ثبت نام رسمي افغان هاآغازشده است.

صدور کارت موقت یکساله برای مهاجرین افغانستانی مقیم ایران!

صدور کارت موقت یکساله برای مهاجرین افغانستانی مقیم ایران!

پورتال وزارت کشور ایران  اعلام کرد ۳۰۰ هزار کارت موقت کار آماده توضیع میباشد.
مهاجرین افغانستانی که دارای کارت آمایش ششم میباشند با وارز نمودن مبلغ ۱۴۰ هزارتومان به حساب وزارت کار ایران وبا در دست داشتن فیش واریزی به اداره کار محل زندگی خود مراجعه نموده وکارت موقت یکساله دریافت کنند.
 ۱.۵ میلیون مهاجر غیر مجاز
سر انجام با رفتن سید تقی قائمی مدیر کل سابق امور اتباع ومهاجرین خارجی، وانتصاب سید محمد تهوری به عنوان مدیرکل اتباع ومهاجرین خارجی توسط محمد مصطفی نجار وزیر کشور ایران، آمار مهاجرین به اصطلاح غیر مجاز هم اعلام شد.
پور تال وزارت کشور ایران تعداد مهاجرین که در تابستان سال روان در طرح ساماندهی وزات کشور شرکت کرده اند را حدود ۱.۵ میلیون اعلام کرده است.

یک جفت قناری در تلویزیون ایران!

یک جفت قناری در تلویزیون ایران!

اشاره:
پنجشنبه شب ۳۰/۱۰/۱۳۸۹شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی برنامه پخش شد به عنوان”افغانستان،  تهدید ها وفرصت های فرهنگی” دراین برنامه نادر طالب زاده به عنواه مجری و حسین محمودیان مستند ساز ودونفر مهاجر افغانستانی آقا یان دکتر حفیظ الله شریعتی استاد دانشگاه در تهران وعبدالملک شفیعی مستند ساز مقیم داخل کشور به عنوان مهمان حضور داشتند واز طریق تلفن بامحمدحسین جعفریان مستند ساز ورایزن سابق فرهنگی ایران در کابل ارتباط برقرار شد ودر آخر های برنامه هم مهدی خالقی مستند ساز هم دعوت شده بود که در محرم همین سال روان در افغاانستان حضور داشته است.
لازم دانستم مشاهدات خودم را از این برنامه خدمت خوانندگان تقدیم کنم. نکته قابل عرض اینکه برنامه را فقط یکبار دیدم ممکن است در نوشتن فقط نقل به مضمون بشود وحین جملات گوینده گان را نباشد.
دکوراسیون برنامه:
من توسط چند نفر از دوستان از پخش این برنامه مطلع شدم وزمانیکه کانال مذکور را مشاهده کردم دقایقی از برنامه گذشته بود.
دکوراسیون برنامه خیلی جالب بود. آقایان طالب زاده ومهمان ایرانی، نزدیک به دوربین ومهمانان مهاجر هزاره آقایان شریعتی وشفیعی در آنطرف میز نشسته بودند.
مهمانان ایرانی با هیکل های گنده، قوی پر آنرژی وسرحال با اعتماد به نفس بالا دیده میشدند ولی جناب شریعتی وشفیعی  مانند یک جفت قناری در آن طرف میز حضور داشتند. زمانیکه نمایی از این دوبزرگوار نشان داده میشد من احساس سرما میکردم فکر میکردم از شدت سرما دندانهای این دوستان به همدیگر میخورد وچهره های شان هم مثل هم بودند هردو عینکی، هردو هم بدون ریش وسیبیل عینک های شان مشابه هم که در نمای نزدیک که خیلی کم پخش شد تشخیص شان دشوار بود. البته این دوشواری بعد صحبت این عزیزان کمتر شد چونکه جناب شریعتی موهای سرش بلند است.
نا هماهنگی در پخش برنامه:
در پخش برنامه از مجری محترم تا مهمان و ودیگر عوامل ناهماهنگی های فروانی وجود داشت که معمولا” در تلویز یون ایران مشاهده نمیشود.
من نمیدانم که چه زمانی از مهمانان مهاجر هزاره دعوت شده بود وآنچه که مشاهده شد به نظر میرسید عجله در پخش این برنامه وجود داشته است. نادر طالب زاده که مجری این برنامه هست، چند ورق کاغز روی میز گذاشته بود ومانند بچه مدرسه ها که دنبال انشاء شب گذشته اش میگردد، او هم دنبال یک شماره بود که از ۱ تا ۹ نوشته شده بود که چند بار شماره را اعلام کرد که مربوط به موضوع ودقایق تعیین شده نبود.
در اکثر مواقع مجری سرگردان وبی هدف بود آنقدر به اصطلاح مین مین میکرد که حوصله بیننده را سر میبرد وزمانیکه خودش متوجه میشد عینکش را برمیداشت به چشمش میزد ودوباره برمیداشت میگذاشت روی میز ونگاهی  پرسش گونه به پشت صحنه می انداخت.
مهمانان دعوت شده هم تکلیف مشخصی نداشتند  حسین محمودیان که اصلا معلوم نبود چرا امده! وهیچ حرفی برای گفتن نداشت.  هی به نادر طالب زاده نگاه میکرد.
عبدالملک شفیعی که به نظراسترس زیاد داشت ویا واقعا” حرفی برای گفتن نداشت ویا نمیدانست که چه بگوید که به درد این برنامه بخورد وطوری حرف میزد که شاید خودش هم متوجه نمیشد در قسمتی از برنامه به جای نیروهای مهاجم امریکایی، نزدیک بود بگوید (ایرانی) که خدا رحم کرد. این طرز صحبت جناب شفیعی، دکتر شریعتی را وادار کرد که حرف های اورا قطع کند وخودش رشته کلام در دست بگیرد وکمی به قول معروف آبرو داری کند.
هر وقت هم برنامه خیلی به  هم میریخت در گوشه دیگر شاید در اتاق دیگر خانمی بعد از سلام علیک اس ام اس های ارسالی را میخواند که خیلی هم کم بود ویا مثلا قابل خواندن نبود.
اهداف پخش این برنامه
مشکوک بود!
جمعه گذایی گذشته در تاریخ ثبت خواهد شد ! تظاهرات افغانستانیهای مقیم ایران علیه افغانستانیهای مقیم داخل.!
این برنامه با تمامی ناهماهنگی وآبکی بودنش سعی داشت به بیننده القا کند که افغانستان در خطر هست وبا پخش صحنه های از عملیات نیرو های امریکایی وقسمتی از مصاحبه ای انها در صدد تثبیت هدف مورد نظر خود بود و فیلم ها وصحنه های که نشان میداد هیچ ارتباطی به موضوع ونام برنامه نداشت مثلا” قرار بود این برنامه فرهنگی باشد ولی صحنه های که نشان داده میشد کاملا” نظامی  وکشت وکشتار بود؛ این موضوع تا جایی پیش رفت که اعتراض دکتر شریعتی را در پی داشت وایشان در توضیح کوتاهی گفتند که در افغانستان وضعیت این اندازه بد وخطر ناک نیست.
مهمانان برنامه
آقای جعفریان کسی هست که سالها در افغانستان حضور داشته وبا اکثر فرماندهان جهادی وغیر جهادی دیدار ومصاحبه داشته است ومیتوان گفت خیلی از مسایل ومشکلات افغانستان مطلع هست ودر این مورد مستند ها وگزارشات فراوانی از او موجود است.
ایشان در ارتباط تلفنی از کم توجهی وبی مسئولیتی دست اندر کاران فرهنگی ایران، گیله داشتند ومثال زدند که چرا بی بی سی برای افغانستان برنامه مستقل دارد ولی ما که افغانستان پاره تن ما است هیچ برنامه مفیدی نداریم. شاید این ارتباط مفید ترین قسمت این برنامه طولانی بود.
مهدی خالقی هم که به تازگی از افغانستان برگشته وبزودی باید دوباره برود چیزی به درد بخوری نگفت وسوغات فرهنگی او پخش قسمتی از عزاداری ایام محرم برای امام حسین(ع) که گفته شد توسط اهل سنت برگزار شده است بود ونتیجه اینکه مردم افغانستان تفکر ضد امریکای دارند؛ به سخنان چند نفر راننده تاکسی، که اورا جا به جا میکرده استناد نموده وبه خورد هفتادمیلیون بیننده به اضافه سه میلیون مهاجر افغانستانی داد.!
برادر شفیعی هم که معلوم نبود مجذوب چه چیزی شده بود که اصلا” که معلوم نبود چه میگوید وچرا دعوت شده است شاید هدف از دعوت او جفت کردن قناری بود که بهتر اواز بخوانند که نخواندند.
واما دکتر شریعتی در صحبت پایانی اش بدک نبود اگر چه لحن حرف زدنش در حد یک استاد دانشگاه وشخصیت فرهنگی نبود!  انتظار داشتیم همین حرف هارا با اعتماد به نفس بالا که از حالت ملتمسانه خارج باشد بگوید وصدایی واقعی جامعه فرهنگی افغانستان را به گوش ملت ایران برساند.
نتیجه
من فکر میکنم اگر صد ها برنامه با این کیفیت واین ادا اطوار مصنوعی به طور ۲۴ ساعته از تمام شبکه های ایران پخش شود؛  نتیجه اش آنچه که مد نظر مسئولان سمعی وبصری ایران هست نخواهد بود.
تا جای با دکتر شریعتی هم عقیده هستم که نباید نگاه مسئولان ایرانی، به افغانستان صرفا” نظامی وامنیتی باشد ولی شخصا” پیشنهاد میکنم که اگر چنانچه مسئولان ودست اندر کاران حوزه فرهنگی ایران، واقعا” در پی بهبود اوضاع فرهنگی بین دو ملت ایران وافغانستان هستند، بهتر است آنچه که واقعیت دارد ببینند واز نگاه خاص واز پشت عینک خاص وهدف خاص بیرون آیند.